استادی میگفت:

استادی میگفت؛
پولدارى،
منش است و ربطى به
میزان دارایى ندارد!
گدایى؛
صفت است ربطى به
بى پولى ندارد!
دانایى؛
فهم و شعور است
و ربطى به مدرک تحصیلى ندارد…!!

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 29 بهمن 1396نظر دهید »
مرگ تدریجی یک دل

حتما شما هم با این جملات آشنا هستید؛ اینکه بعضی ها وقتی می خواهند دیگران را نصیحت کنند، می گویند:

«نمی خواهم نصیحتت کنم! اما فلان کارت درست نیست!» عده ای هم تا در برابر نصیحت دیگران قرار می گیرند، می گویند:

«مرا نصیحت نکن!»

به واقع این عبارات چه جایگاهی در لسان دین و تربیت انسانی دارند؟ آیا نصیحت کردن و نصیحت شنیدن لازم هستند یا خیر؟ در این فرصت مروری بر این موضوع خواهیم داشت.

موعظه و نصیحت برخوردی است مناسب و سنجیده در برابر کژی ها؛ چنین برخوردی گاه نرم و مهرورزانه و گاه با شدّت و قاطعیت و به صورت امر و نهی و هشدار و تهدید است.

برای نمونه، در قرآن کریم از برخورد نرم و مهرخویانه لقمان علیه السلام با فرزندش، با واژه «وعظ» یاد شده است:

(وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ … ) (1)

همچنان که در برخورد با زن نافرمان (ناشزه)، می فرماید: (فَعِظُوهُنَّ) (2) که اشاره ای است به برخوردی نرم و عطوفانه.

در بیانی امام علی علیه السلام در سفارش خود به فرزند بزرگوارشان امام مجتبی(علیه السلام) در رابطه با زنده کردن دل اینگونه می فرمایند: «احی قلبک بالموعظه»؛ قلب خودت را با (شنیدن) موعظه زنده کن!

و نیز در جایی دیگر موعظه و نصیحت را راهی برای دعوت به خوبی ها و حقایق معرفی می کند:

«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ … » (3)

 

اي پيامبر ! با حکمت و موعظه ي حسنه و بحث و جدل نيکو، مردم را به راه خدا دعوت کن. بنابر این یکی از راه های دعوت به سوی حق و حقیقت موعظه کردن است.


 

 

موعظه درست را از هر کسی قبول کن
روزى عده ‏اى از شیعیان، در نزد امام باقر علیه السّلام بودند و امام علیه السّلام، آنان را پند مى ‏داد و از گناهان‏ بر حذر مى‏ داشت و حال آن كه، آنان غافل بودند و سرگرم خویش. این مطلب حضرت را خشمگین ساخت، پس كمى سر به زیر انداخت آنگاه سرش را بلند كرد و رو به آنان فرمود: به درستى كه اگر گوشه‏ اى از سخن من، در قلب یكى از شما، جاى گرفته بود، همانا جان باخته بود.
هان! اى سایه ‏هاى بی ‏روح و اى فتیله‏ هاى خاموش! گویا شما، چوب‏ هاى تكیه داده شده بر دیوار و بت‏ هاى دست ساخت، هستید. آیا طلا را از سنگ بر نمى ‏گیرید؟ آیا از نور تابان، پرتو نمى‏ گیرید؟ آیا لؤلؤ از دریا به دست نمى‏ آورید؟ سخن درست را از هر آن كه گفت، بستانید هر چند خودش، بدان عمل ننماید. چرا كه خداى متعال در آیه 18 سوره زمر مى‏ فرماید: «به سخن گوش فرا مى‏ دهند و بهترین آن را پیروى مى‏ كنند»(4)

 

قلب آدمی مرگ و زندگی دارد
امام سجّاد علیه السلام در مناجات تائبین این گونه می فرماید: «إلهی ألبَسَتنی الخَطَایا لِباسَ مَسکنَتی وَأماتَ قَلبی عَظیمَ جَنایتی؛ خدایا، خطاهایم بر من لباس خواری پوشانده و دوری از تو جامه بیچارگی به تنم کرده و جنایات و گناهان بزرگم قلبم را میرانده است.»
برخی افراد در کنارشان هزاران درس عبرت صورت می گیرد، یا هزاران آیه و روایت و مواعظ تکان دهنده در گوششان می خوانند، امّا کوچک ترین اثری در آنها ندارد، چون قلبشان مرده است.

عاملی که قلب را می میراند
در بیانی رسول اکرم صلی الله علیه و آله یکی از مواردی که باعث می شود قلب آدمی بمیرد را این گونه معرفی می کنند: همنشینی با انسان های آلوده و پست، قلب را می میراند و انسان بر اثر مجالست با چنین کسانی به جاهایی سقوط می کند که بسا مایه عبرت همگان می شود.(5)

سخن درست را از هر آن كه گفت، بستانید هر چند خودش، بدان عمل ننماید. چرا كه خداى متعال در آیه 18 سوره زمر مى‏ فرماید: «به سخن گوش فرا مى‏ دهند و بهترین آن را پیروى مى‏ كنند»
 

قلبتان را زنده کنید

در بیانی امام علی علیه السلام در سفارش خود به فرزند بزرگوارشان امام مجتبی (علیه السلام) در رابطه با زنده کردن دل این گونه می فرمایند: «احی قلبک بالموعظه»؛ قلب خودت را با (شنیدن) موعظه زنده کن!(6)
انسان اگر موعظه و حرف حساب را نشنود و دل خویش را بر روی موعظه نگشاید،‌ این دل آرام آرام از بین می‌برد، بنابراین باید از مرگ تدریجی دل جلوگیری کنیم که این امر اختصاص به یک روز در سال ندارد.

پی نوشت:
1- لقمان (31)، بخشی از آیه 13: «و [یاد کن] هنگامی را که لقمان به پسر خویش - در حالی که وی او را اندرز می داد گفت: «ای پسرک من به خدا شرک میاور».
2- نساء (4)، بخشی از آیه 34: «پندشان دهید».
3- (نحل : 125)
4- تحف العقول، ترجمه حسن زاده، ص: 515
5- بحارالانوار، ج 74، ص 45
6- نامه 31 نهج البلاغه 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 29 بهمن 1396نظر دهید »

در صورت امکان هر چند روز یکبار دوباره و دوباره این مطلب را بخوانید ، انرژی مثبت فوق العاده ای وارد ذهنتان می شود.

1- آب فراوان بنوشید.

 2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

 3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

 4- بااین 3 تا E زندگی کنید:

  Energy           (انرژی)

 Enthusiasm         (شورواشتیاق)

 Empathy             (دلسوزی و همدلی).

  

5- از ورزش کمک بگیرید.

 6- بیشتر بازی کنید.

 7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

 8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

 9- 7 ساعت بخوابید.

 10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

  شخصیت:

 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

 12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

 13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

 14- خیلی خود را جدی نگیرید.

 15- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

 16- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

 17- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

 18- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

 19- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید…

20- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

21- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

 22- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..

 23- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

 جامعه:

 24- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

 25- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

 26- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

 27- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

  29- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

 30- زمان بیماری ،شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

  زندگی:

 31- کارهای مثبت انجام دهید.

 32- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

 33- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

 34- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

 35- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

 36- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

 37- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.

 38- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

                                 

کمک کنیم تا پیام های مثبت همیشه در جهان جاری بماند و بازتاب آن را در زندگیتان ببینيد

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 29 بهمن 1396نظر دهید »
طبیعت زیبا

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 28 بهمن 1396نظر دهید »

بر اساس طب سنتی، انسان ها دارای مزاج های مختلفی هستند و این اختلاف در مزاج ها، باعث بروز اختلاف در نیازها، استعدادها، توانایی ها، افکار و… در میان آنها می شود.
دو انسان با مزاج های متفاوت که می خواهند با هم زندگی کنند نیز همانند گرمی، سردی، رطوبت و خشکی می توانند آثار خوب و یا بدی بر یکدیگر داشته باشند. بنابراین شناخت مزاج ها می تواند یکی از مهم ترین روش ها برای انتخاب همسر مناسب و داشتن یک زندگی موفق زناشویی باشد.
به طور کلی حالت مطلوب در ازدواج، این است که دو نفر با مزاج نزدیک به هم با یکدیگر ازدواج کنند تا بهتر همدیگر را درک کرده و با مشکلات کمتری مواجه شوند. در واقع باید هر دو گرم مزاج یا هر دو سرد مزاج باشند. مثلاً هر دو صفراوی مزاج یا دمومی مزاج یا یکی از زوجین صفراوی مزاج و دیگری دموی مزاج باشد یا اینکه هر دو بلغمی مزاج یا هر دو سوداوی مزاج باشند.
اگر دقت کنیم می بینیم که بسیاری از اختلافات زوجین به علت ناسازگاری مزاج آن ها با یکدیگر می باشد که با اصلاح مزاج می توان بسیاری از آن ها را حل نمود. برای مثال اگر یک مرد گرم مزاج (صفراوی) با یک زن سرد مزاج (بلغمی) ازدواج کند، ممکن است کوچکترین اختلاف بین آن ها این باشد که چون زن سرد مزاج است در فصل بهار در و پنجره های خانه را می بندد تا سردش نشود و مرد اعتراض می کند که من گرمم شده و در را باز می کند و زن شکایت می کند که من سردم می شود. یا اینکه وقتی می خواهند به مهمانی بروند، مرد (گرم مزاج) خیلی سریع آماده می شود و زن که سرد مزاج است. خیلی آرام و با حوصله خود را آماده می کند به همین دلیل مرد هم عصبی شده و مدام غُر می زند. این مسائل جزئی در دراز مدت می تواند زمینه ی اختلافات بیشتر یا حتی جدایی زوجین را به وجود آورد.
در صورتی که زوجین بدون در نظر گرفتن مزاج یکدیگر با هم ازدواج نموده باشند می توانند با تغییر روش زندگی شان و استفاده از روش هایی مثل استفاده از مصلح، حجامت و… مزاج خودشان را اصلاح نمایند تا با مشکلات کمتری مواجه شوند.

مزاج اندام های مختلف بدن
با شناخت مزاج اندام های بدن می توانید با توجه به طبع تان از بروز بیماری ها جلوگیری کنید. برای مثال قلب، گرم ترین و خشک ترین عضو بدن است که اگر به هر علتی این حرارت و خشکی از دست برود، قلب بزرگ شده و ناراحتی های قلبی ایجاد می شود.
کبد، گرم ترین و مرطوب ترین عضو بدن است، چون مهم ترین عامل رشد و تغذیه ی بدن انسان است و رشد بدن با گرمی و رطوبت کافی به وجود می آید.
استخوان، سردترین عضو بدن است که اگر رطوبت آن زیاد باشد، موجب نرمی استخوان می شود.
چربی، سرد و مرطوب است. مغز هم سرد و مرطوب است به این علت که با ورود اطلاعات زیاد به آن، دچار گرمی و خشکی نشود؛ زیرا گرمی و خشکی موجب بی خوابی و اضطراب می شود.
پوست، به ویژه پوست دست و انگشتان، معتدل ترین عضو بدن است.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 28 بهمن 1396نظر دهید »
عابدترین افراد

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 28 بهمن 1396نظر دهید »
اقدامات فرهنگی

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
..

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
شهید زنده است

پندار ما این است که ما مانده­ایم و شهدا رفته اند،اماحقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده­اند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
خواص لبو

1 .طبیعت چغندر گرم و‌تر است.

٢. مصرف چغندر بیماری جذام را از بین می‌برد.

٣. چغندر، عقل را زیاد می‌کند.

٤. شیره چغندر یکی از بهترین شیره‌های سبزی است که به ساختن گلبول‌های قرمز خون کمک می‌کند، خون را تصفیه کرده و جریان خون را بهبود می‌بخشد. از این رو مصرف چغندر به خانم‌ها بسیار توصیه می‌شود.

٥. چغندر قرمز یا لبو به دلیل داشتن فیبر فراوان که خاصیت کاهش چربی خون را دارد و همچنین اسید فولیک، بهتر است در سبد غذایی بیماران قلبی و زنان باردار قرار بگیرد.

٦. لبو دارای مقادیر فراوان آهن در کنار ویتامین ث و اسیدفولیک است که از بروز کم خونی در افراد به‌ویژه دختران جوان ممانعت می‌کند.

٧. چغندر ملین، نرم‌کننده و ادرارآور بوده و در رفع یبوست نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند. همچنین اهمیت بسزایی در دستگاه گوارش دارد.

٨. درمان‌کننده التهاب مجاری ادرار است.

٩. چغندر برای درمان التهاب مثانه، بواسیر و بیماری‌های پوستی بسیار مفید است. اشتها را نیز زیاد می‌کند.

١٠. چغندر مانند هویج دارای کاروتن است که در معده تبدیل به ویتامینA می‌شود.

١١.  اشتها آور و آرام بخش است، کار عضلات را تقویت می‌کند، خون را بند می‌آورد، معده را تقویت می‌کند، اسهال خونی را متوقف می‌سازد.

١٢. آب پخته شده‌ آن برای درمان التهاب مثانه، یبوست، بواسیر و بیماری‌های پوستی مصرف می‌شود.

١٣. آب چغندرخام را بگیرید و با ماست مخلوط کنید و صبح ناشتا بخورید و هر روز تکرار کنید از سفید شدن موها جلوگیری می‌کند.

١٤. هر شب با آب گرم پخته‌ آن موضع را بشویید. ترک خوردگی‌های پوست که از سرماخوردگی باشد را برطرف می‌کند.

١٥. آن را بپزید و با آب نیم گرم آن تنقیه کنید ورم روده را درمان می‌کند.

تذکر:

مضر معده است و اسراف در خوردن آن قی آور و موجب سوزاندن خون است و دل پیچه ایجاد می‌کند.

مصلح آن عدس پخته، خردل و آبغوره است.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
خواص کرفس

خواص کرفس بسیار است چنانچه کرفس را سلطان سبزی ها می نامند. در میان هزاران خواص کرفس می توان درمان انواع بیماری های داخلی و پوستی را به دست آورد . فواید برگ و آب کرفس برای تناسب اندام و زیبایی در سرتاسر جهان شناخته و مورد استفاده قرار می گیرد. در اینجا لیستی از خواص و فواید کرفس و آب کرفس برای درمان انواع بیماری ها و سلامت بدن را به شما معرفی می کنیم.

تمام خواص کرفس
خوردن کرفس شما را از دردهای معده، فشار خون بالا، بوی بد دهان، یبوست، ناراحتی های اعصاب، عفونت مجاری ادراری، آرتروز، روماتیسم نجات می دهد.

پیشینیان کشورمان در گذشته به کرفس، اسامی دیگری نسبت می دادند و این گیاه به کرسب یا کرفش معروف بود اما با گذشت زمان این اسامی تغییر یافته و این روزها همگی آن را با نام کرفس می شناسیم. کرفس انواع متفاوتی مثل ریشه ای، برگی، دمبرگی، آبی و کرفس مشک دارد.

کرفس گیاهی از خانواده ی چتریان است و در سراسر جهان می روید. کرفس سرشار از ویتامین B6، منیزیم، کلسیم و فسفر است. ویتامین های A و K، پتاسیم، منگنز و فیبر غذایی از دیگر مواد مفید موجود در کرفس هستند.

کرفس چربی اشباع شده وکلسترول بسیار پایینی دارد. این گیاه را می توان تا هفت هفته در دمای 0 تا 2 درجه ی سانتی گراد نگه داشت؛ گیاه در این شرایط خواص غذایی خود را حفظ می کند.

برگ کرفس حاوی مقدار قابل توجهی ویتامین A  (بتاکاروتن) است در حالی که ساقه کرفس منبع ویتامین هایB6,B2,B1 ویتامین C و همچنین پتاسیم، اسید فولیک، کلسیم، منیزیوم، آهن، فسفر، سدیم و چند نوع از اسیدهای امینه ضروریست. هورمونهای گیاهی موجود در گیاه کرفس به همراه روغن های ضروری آن نه تنها طعم معطری به کرفس می دهند، بلکه در کنار بقیه املاح و ویتامین ها کرفس را به معجونی تبدیل می نمایند که در حقیقت می تواند داروی هردردی باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
خواص هل

یکی از چاشنی های معطر مورد استفاده در بعضی از غذاها، نان ها، شیرینی ها و به خصوص مرباها، هل است.البته در مقام مقایسه، هندی ها و پاکستانی ها بیشترین مصرف کننده های هل در جهان هستند.


مصرف هل مخصوصاً در فصل های سرد برای افرادی که دچار دردهایی در ناحیه زیر دنده چپ می شوند، بسیار خوب است. هِل انرژی ها را در بدن افزایش می دهد و نشاط و شادمانی افراد را زیاد می کند، مصرف هِل در این دنیای پُر سر و صدا و اضطراب امروزی، توان مقابله با مشکلات را افزایش می دهد.

هل در طب سنتی ایران به نام های قاقله صغار و کبار، هیل و هال نیز خوانده می شود. این گیاه علفی دارای میوه ی تخم مرغی شکل کوچکی است به طول 1 ـ 2 cm (در بعضی انواع طولانی تر) که به طور متوسط 15 ـ 20 (در بعضی کمتر یا بیشتر) دانه به رنگ قهوه ای، سبز، زاویه دار و معطر در آن وجود دارد.

هل، معمولاً برای آن که عطر آن حفظ شود به صورت میوه و یا کپسول آن نگهداری می شود و در مواقع مصرف کپسول را شکسته و دانه ها را خارج می سازند، پوست کپسول آن نیز دارای اسانس است.

* بخش مورد استفاده در درمان، تخم و ریشه است.

* مزاج هل گرم و خشک است.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
رازیانه تنظیم کننده نیست

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
ناسازگاری غذاها

در طب سنتی ایرانی بعضی غذاها با هم ناسازگارند؛ یعنی نباید همزمان مصرف شوند. اگر کسی یک بار این ها را با هم مصرف کرد و عارضه ای برایش پیش نیامد، در صورت تکرار این عادت، باید منتظر بروز عوارض جبران ناپذیری باشد. برای نمونه مصرف همزمان گوشت ها به ویژه گوشت طیور با لبنیات (مثل ماست) به شدت نهی شده است و تکرار این عادت غذایی موجب بروز بیماری های پوستی مثل ویتیلیگو (برص) و دردهای مفاصل می شود.

برخی از موارد ناسازگار با هم:

• لبنیات با ترشی ها
• لبنیات با میوه ها مثل شیرموز
• نوشیدن آب و مایعات بعد از میوه ها
• ماهی با تخم مرغ

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
سکون و آرمش بعد از غذا

بعد از خوردن غذا لازم است که بدن در حالت آرامش قرار بگیرد تا هضم به درستی صورت بگیرد. بدترین چیز برای هضم غذا، حرکت های شدید است؛ یعنی ورزش بعد از غذا مناسب نیست. اما حرکت های خفیف که باعث انحدار (پایین رفتن) غذا و قرار گرفتن آن در قعر (تَه) معده می شوند، کمک به هضم بهتر غذا می کنند. به همین منظور توصیه شده است که بعد از غذا چند قدم راه رفته شود و سپس چند دقیقه به پهلوی راست و بعد مدت طولانی تری به پهلوی چپ دراز کشیده شود. موقع برخاستن نیز از پهلوی راست بلند شوید.

اما حرکت قبل از غذا به دفع فضولات بدن و افزایش حرارت غریزی برای هضم و جذب بهتر غذا کمک می کند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
زمان غذا خوردن

زمان غذا خوردن

انسان باید در زمان اشتهای واقعی اقدام به غذا خوردن کند و بدون اشتهای صادق غذا نخورد. این زمانی است که غذای قبلی کاملا هضم شده است و ادرار نضج پیدا کرده است. یعنی رنگ آن از بی رنگی به سمت ترنجی و پررنگ شدن رفته است. همچنین شکم از زیر سینه با ناف سبک شده است، بوی غذای قبلی در بادگلو نیست، نبض کوتاهتر شده است، حواس ظاهری تیزتر شده است و احساس تشنگی به وجود آمده است.

زمان دست کشیدن از غذا

قبل از این که کاملا سیری اتفاق بیافتد، باید دست از غذا خوردن کشید؛ چرا که غذا برای هضم شدن نیاز به فضای بیشتری دارد و اجزا آن از هم فاصله می گیرند. حال اگر حجم معده کاملا پر شده باشد، باعث تشویش و اختلال هضم و بروز نفخ و سوءهاضمه خواهد شد.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
توصیه هایی در طب اسلامی

در فصل زمستان، ورزش متعادل ،رطوبت اضافه بدن را دفع می کند و کاهش این رطوبت در پیشگیری از بیماری های عفونی مانند سرماخوردگی، سینوزیت، عفونت گوش و… موثر است. هر چه رطوبت بیشتر باشد زمینه بروز این گونه عفونت ها افزایش پیدا می کند. در فصل های سرد سال، نوشیدن آب به ویژه آب سرد ناشتا مضر است و بهتر است از نوشیدنی هایی که طبع گرم تری دارد مانند شربت عسل استفاده کرد. همچنین مصرف دم نوش های گیاهی با طبع گرم مانند آویشن، بابونه و استوقودوس هم مفید است. افرادی که سوداوی هستند، می توانند در فصل پاییز از دم کرده گل گاوزبان استفاده کنند.

حضرت امام رضا(ع) توصیه می کنند که سردی ها را در فصل گرم و گرمی ها را در فصل سرد مصرف کرده و در فصل معتدل بهار و پاییز از غذای معتدل استفاده کنید.بنابراین نباید در فصل بهار و پاییز غذاهای خیلی گرم و خیلی سرد را مصرف کرد. وقتی وارد فصل زمستان شدیم، می توانیم میزان مصرف گرمی ها را افزایش دهیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
تربت امام حسین(ع)

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
صبر

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 25 بهمن 1396نظر دهید »
میوه خرد

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »
در محضر بزرگان

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »
تا کی حاضریدبجنگید؟

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »
سخن بزرگان

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »

«آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» به چه معناست؟
«این جمله امام(ره) که “آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند” یک پیشگویی بزرگ بود!
اما معنی آن این نبود که آمریکا دست به هیچ کاری نخواهد زد، بلکه به این معناست که آمریکا با همه کارهایی که کرده و می‌کند (مثل جنگ و تحریم و فعال‌سازی تروریسم و اسلام سازشکار و …)، نمی‌تواند از توسعه قدرت انقلاب_اسلامی جلوگیری کند و در موازنه قدرت، بار دیگر قدرت جبهه باطل را در مقابل جبهه حق احیا کند‌.
معنایش این است اگر شما در مسیر حق استقامت کنید، دشمن همه تلاشش را می‌کند، ولی همه‌اش به نفع شما تمام می‌شود…».

📝 استاد سیدمهدی میرباقری، 94/11/26

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »
حسن خلق

فى الكافي، عن الباقر: قال رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم):… طوبي لمَن حَسُن مع الناس خُلقُه و بذَل لهم معونتَه و عدل عنهم شرّه.[1]


]امام باقر(ع)به نقل از رسول خدا (ص) فرمود:خوشا به حال کسی که اخلاقش را با مردم نیکو گرداند و توان (و نیروی) خویش را برای آنان بذل کند و شرارتش را از آنان باز دارد[.


خُلق در اينجا طبعا به معناي اخلاقِ رفتاري است، يعني برخورد او با مردم، برخوردِ ناشي از حُسن اخلاق باشد؛ تندي، تلخي، جفا، بي‌اعتنايي نسبت به امر مردم در او وجود نداشته باشد.
حُسن خلق فقط لبخند زدن نيست اگرچه لبخند زدن هم يکي از اجزاء حُسن خلق است. علاوه‌بر اين، کمک هم به مردم بکند؛ چه کمکِ مالي، چه کمکِ آبروئي، چه احياناً کمک بدني و جسمي.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »
چند خاصیت سوره قدر :

امام صادق علیه السلام میفرماید :
هر که سوره قدر رادر یکی از نمازهای واجب قراءت کند منادی ای
ندا میدهد : ای بنده خدا خداوند گناهان گذشته تو را آمرزید پس اعمالت را از سر گیر.

ثواب الاعمال ص 124

امام رضا علیه السلام میفرماید:
هر مومنی که هنگام وضو گرفتن سوره قدر را بخواند از گناهانش خارج میشود مانند آن روزی که از مادر متولد شده .

فقه الرضا ص 70

امام صادق علیه السلام میفرماید :
هرکس سوره قدر را بر آبی بخواند واز آن بنوشد خداوند نوری در چشمان او قرار دهد.

مستدرک الوسایل ج4ص314


امام صادق علیه السلام میفرماید :
هرکس سوره قدر راهنگام خواب یازده مرتبه بخواند خداوند یازده فرشته را مامور میکند تا او را از شر هر شیطانی حفظ نمایند .

مستدرک الوسایل ج4 ص 292 .

امام صادق. علیه السلام میفرماید :
هرکس سوره قدر را شفیع قرار دهد واز درگاه خداوند در خواستی نماید خداوند شفاعتش را پذیرفته و درخواستش رااجابت مینماید.

جامع احادیث الشیعه ج15 ص 126

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 24 بهمن 1396نظر دهید »
وای از بی وفایی مسمار

وای از بی وفاییِ مسمار
آه از ماجرای فاطمیه
مادرم را چهل نفر کشتند
وسط شعله , پشت در کشتند

ناگهان آسمان پریشان شد
بی کسی علی نمایان شد
خطبه های غدیر رفت از یاد
یک مدینه غلام شیطان شد

کاش می شد نوشت ای مردم
آتش این بار هم گلستان شد
عده ای آمدند با هیزم…
کعبه در پشت دود پنهان شد

درِ این خانه سوخت در  آتش؟!
یا شکسته ؟ حسین حیران شد
فاطمه مادر شهید شد و
چشم فضه چو ابر باران شد

دست خیبر گشا میان طناب
دست زهرا کبود و بی جان شد
وسط کوچه ها یهودی شهر
به خودش آمدو مسلمان شد

از غریبی حیدر و زهرا
عرش و فرش و مدینه لرزان شد
هر چه ما می کشیم از اینجاست
کوچه بنیانگذار کرببلاست

شاعر : محمد حسین رحیمیان

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »

یک روز خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تابرای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.در سال دوم سفرشان بالاخره پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیزکردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره.خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت… و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال … شش سال … سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،و گفت:«دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!!

نتیجه اخلاقی:

بعضی از ما ،زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون عملا هیچ کاری انجام نمی دهیم…

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
شهید زنده

گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند

مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند

مرگ تدریجی ست این دردی که داری می کشی

منتها با قرص های خواب ، خوابت کرده اند

خواب می بینی که در(( سردشتی )) و (( گیلان غرب ))

خواب می بینی که در آتش کبابت کرده اند

خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال

پس برای آزمایش انتخابت کرده اند

خواب می بینی که مسولان بنیاد شهید

بر در دروازه های شهر قابت کرده اند

خواب می بینی کنار صحن (( بابا یادگار ))

بمب ها بر قریه ی (( زرده )) اصابت کرده اند

قصر شیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند

یا پلی هستی که چون سر پل خرابت کرده اند؟

خوشه خوشه بمب های خوشه ای را چیده ای

بادِ خاکی با کدامین آتش آبت کرده اند؟

با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی

قطره قطره در وجود خود مذابت کرده اند؟

می پری از خواب و میبینی شهید زنده ای

با چه معیاری - نمی دانم - حسابت کرده اند

اصغر عظیمی مهر

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »

دل شما مورد نظر شیطان است…
شهید آیت الله دستغیب:

اگرسگ گرسنه ای به شما روی بیاورد و همراه شما نان و گوشت باشد.
آیا به گفتن چخ سگ میرود؟!
چوب هم بلند کنی فایده ندارد، او گرسنه است وچشمش به غذا و دست بردار نیست.
اما اگر هیچ همراه نداشته باشی، می فهمد چیزی نداری و میرود…

دل شما مورد نظر شیطان است…

نگاهی به دل می کند اگر آذوقه اش در آن بود، (حب مال، زر و زیور، شهوت،بخل،حسادت و…) همانجا متمرکز میشود صدبارهم بگویی :
( اعوذبالله من الشیطان الرجیم ) فایده ندارد. اگر طعمه اش را دور کنی آنگاه می بینی با یک استغفار فرار می کند.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 13961 نظر »

امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:

لَوْ لا إِسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها

اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى یکدیگر نبود، تمام اهل زمین هلاک مى گشتند.
دلائل الامامة، ص297 .

شرح حدیث:
امام زمان(علیه السلام) در حدیثى طولانى خطاب به فرزند مهزیار، شیعیان را به استغفار و دعا در حقّ یکدیگر ترغیب مى کند؛ زیرا از آثار و برکات آن رفع عذاب از روى زمین و اهل آن است.

از آیات قرآن استفاده مى شود که دو چیز عامل ایمنى زمین از عذاب الهى در این دنیاست:

1. وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم): خداوند متعال مى فرماید:
(ما کانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فیهِمْ)[1]؛ تا تو در میان مردم هستى، هرگز خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.

2. استغفار: خداوند متعال مى فرماید:
(ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ)[2]؛ خداوند آنان را در حالى که استغفار مى کنند، هرگز عذاب نخواهد کرد.

از این حدیث دو نکته استفاده مى شود:
1. گناه باعث هلاکت و عذاب مردم در همین دنیا مى شود.
2. استغفار سبب مغفرت است، خصوصاً اگر در حقّ همدیگر استغفار کنند.

پی نوشتها:
[1]. سوره ى انفال، آیه ى 33 .
[2]. همان .
منبع: شرح چهل حدیث از حضرت مهدى(علیه السلام)

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
شعر

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم

قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم

نمی دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبروی تو، بلاتکلیف می ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می زنم دریا ضریح توست غرقم کن

در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه

بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم

تماشا می شوی آیه به آیه در قنوت من

تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم :

که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم

سید حمید رضا برقعی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »

امام صادق (ع):

ﻭَ ﻫُﻮَ ﻳَﻘُﻮﻝُ ﻣَﻌَﺎﺷِﺮَ ﺍﻟﺸﱢﱢﻴﻌَﺔِ- ﻛُﻮﻧُﻮﺍ ﻟَﻨَﺎ ﺯَﻳْﻨﺎً ﻭَ ﻟَﺎ ﺗَﻜُﻮﻧُﻮﺍ ﻋَﻠَﻴْﻨَﺎ ﺷَﻴْﻨﺎً ﻗُﻮﻟُﻮﺍ ﻟِﻠﻨﱠﱠﺎﺱِ ﺣُﺴْﻨﺎً ﻭَ ﺍﺣْﻔَﻈُﻮﺍ ﺃَﻟْﺴِﻨَﺘَﻜُﻢْ ﻭَ ﻛُﻔﱡﱡﻮﻫَﺎ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﻔُﻀُﻮﻝِ ﻭَ ﻗَﺒِﻴﺢِ ﺍﻟْﻘَﻮْﻝِ.

ﻣﺎﻳﻪ ﻱ ﺯﻳﻨﺖ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﻧﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﻋﻴﺐ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﮑﻮ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﻱ ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﻭ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺯﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺭﻳﺪ .

ﺟﻠﺪ 12، ﺻﻔﺤﻪ 194-وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »

شغل یک جوان مسلمان در لندن داوطلب مراقبت و همراهی با بیماران علاج ناپذیری است که هیچ خانواده یا دوست و آشنایی در بستر مرگ ندارند.

ابومومن، جوان مسلمان و فعال اجتماعی در شهر لندن است. وی یکی از داوطلبان بنیاد «مراقبت عدن» می‌باشد و وظیفه او در این سازمان دوستی و مراقبت از بیماران علاج ناپذیر و رو به موت می‌باشد. وی این بیماران را که هیچ خانواده، دوست و آشنایی را نزدیک بسترشان ندارند شناسایی کرده و در آخرین روزها یا لحظات مرگ از آن‌ها مراقبت می‌کند.

تصاویر متعددی که بر دیوار اتاق او نصب شده‌اند، بیمارانی را نشان می‌دهند که او در لحظات آخر در کنارشان بوده و لبخند را به لب آن‌ها نشانده است.

مومن در این باره توضیح می‌دهد: کار ما شامل ایجاد یک دوستی فشرده می‌باشد. ما بعد از ظهر را با بیماران می‌گذرانیم، آن‌ها را همراهی کرده، برایشان غذای مورد علاقه شان را فراهم می‌کنیم. دیگر فعالیت‌ها را انجام می‌دهیم. مثلا برایشان قرآن می‌خوانیم و اینکه حتی آن ها را به سفر می‌بریم. هدفمان این است که بتوانیم آخرین آرزوی بیمار را برآورده کنیم و آن‌ها را که به خاطر ناتوانی جسمی قادر به حرکت نیستند، به مکان‌هایی که می‌خواهند ببریم.

بیشتر بیمارانی را که مومن با آن‌ها سر و کار دارد مسلمان هستند، اما این بنیاد با بیماران غیرمسلمان نیز دوستی برقرار می‌کند. بنیاد «مراقبت عدن» شرکایی از ادیان دیگر نیز داشته تا تشییع جنازه غیرمسلمانان با مراسم و آیینی‌ که ترجیح می‌دهند انجام شود.

چالش پیش روی تازه مسلمانان به اسلام هنگام مرگ

 تازه گرویدگان به دین اسلام معمولا بیشترین بیماران علاج ناپذیر در لیست این بنیاد می‌باشند.

مومن دراین باره می‌گوید: ما معمولا تازه مسلمان‌هایی را می‌بینیم که اغلب تنها مسلمان در خانواده خودشان هستند و از اعضای خانواده و فامیل جدا افتاده‌اند و نگران زندگی بعد از مرگ هستند.

وی می‌افزاید: در مورد کیفیت دفن وظیفه ماست که با اعضای فامیل درباره مراسم خاکسپاری اسلامی صحبت کنیم و اطمینان حاصل کنیم که مسلمان به شیوه دیگر مسلمانان تدفین شود. در برخی موارد خانواده‌ها به برگزاری مراسم تشییع غیراسلامی و مسیحی تاکید داشته‌اند، اما مواردی هم بوده که به خواسته‌های متوفی احترام گذاشته‌اند.

وی می‌افزاید: تا سال 2030 نزدیک به یک چهارم میلیون مسلمان بالای سن 65 در انگلستان وجود خواهند داشت و ما وظیفه داریم به این مسئله رسیدگی کنیم. متاسفانه مسلمانان در این رابطه بی‌توجه بوده‌اند و باید برای برطرف کردن این نیاز سریعتر عمل کنند.

از زمان تاسیس این بنیاد در اواخر سال 2014 تاکنون، مومن و دیگر داوطلبان مراسم تدفین 52 نفر را ترتیب داده‌اند و با بسیاری بیماران در حال مرگ دیگر دوست شده‌ اند

منبع:خبرگزاري حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
قلب دوم ما

به طور متوسط روزانه هر فرد سالیانه سه میلیون قدم بر می دارد که هر قدم معادل وزن خود را روی پاها می اندازد باگذشت زمان و در صورت عدم استفاده از کفشهای مناسب آسیب هایی به پاها وارد می شود که عبارتند از :درازتر و پهن تر شدن پاها ، صاف شدن قوس پا ،کاهش چربی پا و پاشنه ،خشکی مچ پا ،کاهش تعادل هنگام راه رفتن ،خم شدن انگشتان به سمت چپ و راست ،انحراف انگشت کوچک پا به سمت خارج ،تورم مفاصل انگشتان ،انحراف انگشت شصت پا به خارج.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
السلام علیک یا جواد الائمه

السلام علیک یا جواد الائمه(ع)

من به لطف نگاهــت ای باران

سـوی مشهــــــــــد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از

سمت باب الجـــــــــواد می آیم

▬-▬-▬-▬-▬-▬-▬-▬-▬

با حضورت ستاره ها گفتند

نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی

دستِ دُردانه ی امام رضاست

**

مثل باران همیشه دستانت

رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس

چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
یا زهرا (سلام الله علیها)

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »

 مرد نیکوکاری در حال نشاط و خوشحالی خدمت امام جواد علیه‌السلام رسید. حضرت فرمود: چه خبر است ‌چنین مسرور و خوشحالی؟  عرض کرد: فرزند رسول خدا! از پدر شما شنیدم که می‌فرمود: بهترین روز شادی انسان روزی است که خداوند توفیق انجام کارهای نیک و خیرات و احسان به او دهد و او را در حل مشکلات برادران دینی موفق بدارد. امروز نیازمندانی از جاهای مختلف به من مراجعه کردند و به خواست خداوند گرفتاری‌هایشان حل شد و نیاز ده نفر از نیازمندان را برطرف کردم، بدین‌جهت چنین شادی به من دست داده است.
امام جواد علیه‌السلام فرمود: به جانم سوگند، شایسته است چنین شاد و خوشحال باشی! به‌شرط این‌که اعمالت را ضایع نکرده و در آینده باطل نکنی. سپس امام علیه‌السلام فرمود:
یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اعمال نیک خود را با منت نهادن و اذیت کردن باطل نکنید.1

با اقتباس و ویراست از کتاب داستان‌های بحارالانوار

……………………………………….

 

شیرینی زیارت امام حسین نصیب تان…

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
لایک مذهبی

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
راهپیمایی 22 بهمن ماه

شرکت طلاب مدرسه نرجسیه در راهپیمایی با شکوه 22 بهمن

ادامه »


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 23 بهمن 1396نظر دهید »
نماز

شیعه واقعی در شرایط دشوار از نماز خود مراقبت می کند٬ زیرا از پیشوایان خویش توجه به نماز را حتی در سخت ترین شرایط همچون جنگ و جهاد آموخته است. عقیل خزاعی می گوید که امیر مومنان علی (علیه السلام) وقتی جنگ برپا می شد٬ مسلمانان را به کلماتی توصیه می کرد و می فرمود:

مردم! نماز را اقامه کنید و آن را حفظ کنید. زیاد نماز بخوانید و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید: نماز دستوری است که در وقت های خاص بر مومنان واجب گردیده است. آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرانمی دهید آن هنگام که از آن ها پرسیدند: چه چیز شما را به دوزخ کشانده است؟ گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم. همانا نماز٬ گناهان را چونان برگ های پاییزی فرو می ریزد و غل و زنجیر گناهان را از گردن ها می گشاید. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را به چشمه آب گرمی که بر در سرای مردی جریان داشته باشد تشبیه فرمود که اگر روزی پنج بار خود را در آن شستشو دهد٬ هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند. همانا کسانی از مومنان حق نماز را شناختند٬ که زیور دنیا از نماز بازشان ندارد و روشنایی چشمشان یعنی اموال و فرزندان مانع نمازشان نشود. خدای سبحان می فرماید: مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش٬ آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات بازنمی دارد.

پس ای عزیز! با نماز اول وقت به شیعه واقعی نزدیک شویم

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »
مادر

  مادر دو بخش دارد

                  و ما …

                    ما هر چه می کشیم از بخش دوم است.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

پدري فرزند خود را خواند دفتر مشق او را كه بسيار تميز و مرتب بود نگاه كرد و گفت:

فرزندم چرا در اين دفتر كلمات زشت و ناپسند ننوشتي و كثيفش نكردي؟

پسر با تعجب پاسخ داد:

چون معلم هر روز آن را نگاه مي كند و نمره مي دهد.

پدر گفت: دفتر زندگي خود را نيز پاك نگاه دار، چون معلمی هست هر لحظه آن را مي نگرد و به تو نمره مي دهد.

ألَم يَعلَم بأنَّ اللهَ يَري؟

 آيا انسان نمي داند كه خدا او را مي بيند؟

سوره مبارکه علق آيه ۱۴

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می‌دهم که اگر به آن عمل کنی؛ در زندگی موفق و سعادتمند خواهی شد.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!

سوم اینکه در بهترین کاخ‌ها و خانه های جهان زندگی کنی!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می‌توانم این کارها را انجام دهم؟


لقمان جواب داد: اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری؛ هر غذایی که می‌خوری طعم بهترین غذای جهان را می‌دهد.

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی؛ در هر جا که خوابیده ای احساس می‌کنی بهترین خوابگاه جهان است؛

و اگر با مردم دوستی کنی در قلب آن‌ها جای می‌گیری و آن وقت بهترین خانه‌ های جهان مال توست.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »
تنبلی در بیانات اهل‌بیت(ع)

 تنبلی در بیانات اهل‌بیت(ع) چه جایگاهی دارد و چه رویکردی نسبت به آن داشته‌اند؟

امام صادق(ع) در روایتی می‌فرماید« إِیاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَة» این دستور تربیتی است که حضرت می‌فرمایند از تنبلی و بی‌حوصلگی بپرهیزید زیرا این دو ویژگی انسان را هم از بهره‌های دنیوی و هم از بهره‌های اخروی باز می‌دارد.

در زمینه مبارزه با تنبلی حضرت علی(ع) می‌فرمایند « مِنْ سَبَبِ الْحِرْمَانِ التَّوَانِي» یکی از عوامل محرومیت و ناکامی سستی کردن در کار است و در روایت دیگری حضرت می‌فرمایند سستی کردن سبب از دست رفتن عمر و فرصت می‌شود و در روایتی دیگر می‌فرمایند که ریشه تنبلی در اهمال‌کاری در زندگی است و امام سجاد(ع) در یکی از دعاهای صحیفه سجادیه می‌فرمایند خدایا به تو پناه می‌برم از غم و اندوه و ناتوانی و تنبلی در زندگی.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

محبت و عطابخشی اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام حسن مجتبی علیه السلام زبانزد عام و خاص گردیده بود. او كه دارای قلبی پاك و رؤوف و پر مهر نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه داشت، همانند پدرش علی بن ابی طالب علیه‌السلام با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم درآمد همراه و همنشین می‌شد، درد دل آنان را با جان و دل می‌شنید و به آن، ترتیب اثر می‌داد و در این حركت انسان‌دوستانه جز خدا را نمی‌دید و اجرش را جز از او نمی‌طلبید و او بارزترین مصداق آیه شریفه ذیل بود:.

“الَّذینَ یُنْفِقُونَ أمْوالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْف عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنُونَ‏” (1)؛
آنانی كه اموال خود را شب و روز، پنهانی و آشكارا انفاق می‌كنند، مزدشان در نزد پروردگارشان خواهد بود، نه ترسی و نه غم و اندوهی بر دل آن‌ها راه پیدا خواهد كرد.

از این روی هر ناتوان و ضعیف و درمانده‌ای درِ خانه آن حضرت را می‌كوبید. چه بسا افرادی از شهر و دیارهای دیگر به امید دستگیری امام مجتبی علیه السلام به مدینه منوره می‌آمدند و از آن دریای جود و كرم بهره می‌جستند. در میان مستمندان سادات و غیرسادات و در راه ماندگان و از راه رسیدگان و … دیده می‌شد. گاه بر اساس خواسته آنان، هزینه سفر، ازدواج و زندگى، هزینه مداوای مریض و دیگر نیازمندی‌های آنان را پرداخت می‌نمود و گاه بدون هیچ گونه پرسش بر آنان ترحم می‌كرد.

 


كمك و دستگیری از مستمندان، سالخوردگان و فقرا از سوی آن حضرت، در دوران حاكمیت امیرالمؤمنین علیه السلام و حكومت خود در كوفه و مدینه و بعد از آن به دو صورت انجام می‌گرفت:

الف) كمك‌های مستمر و همیشگی كه شامل سالمندان، ایتام، خانواده‌های شهدا، اصحاب صفّه و … می‌شد و در چهارچوب منظمی به صورت ماهیانه انجام می‌گرفت. گویا آنان حقوق بگیران دایمی از خاندان اهل‌بیت بودند كه بخش عمده‌ای از موقوفات و صدقات رسول خدا، امیرمؤمنان و فاطمه اطهر علیهم السلام و اموال شخصی حضرت مجتبی علیه‌السلام به این امر اختصاص می‌یافت. امام حسن علیه السلام پیش از آن از سوی پدر بر این كار بزرگ انتخاب و منصوب شده بود و بعد همچنان ادامه یافت. سیاست و برنامه بر این بوده كه اصل موقوفات حفظ گردد و از درآمد آن، فقرا و كسانی كه مال بر آنان وقف شده بود (موقوف علیهم) را تأمین نمایند.

ب) كمك‌های مقطعی آن حضرت به فقرا، بیچارگان و مساكین در همه فراز و نشیب‌های زندگى. این كمك‌ها به طوری زیاد بود كه بخشش و دستگیری آن‌ها زبانزد عموم مردم شده بود.

از امام مجتبی علیه السلام پرسیدند: چگونه است هر سائلی كه بر در خانه شما می آید، ناامیدش برنمی‌گردانید.
حضرت فرمود: من هم نیازمند و محتاجی هستم به درگاه خداوند متعال كه دوست ندارم او مرا دست خالی برگرداند، خداوندی كه نعمت‌هایش را بر ما ارزانی داشته، هرگز نمی‌خواهد بندگانش را محروم كنم، می‌ترسم اگر سائلی را رد كنم، او هم مرا دست خالی برگرداند.

پی‌نوشت:
1. بقره(2) آیه ‏274.
منبع: کتاب حقایق پنهان، ص 266، احمد زمانی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »
جلای قلبها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اِنَّ هذِهِ القُلوبَ لَتَصدَاُ کَما یَصدَاُ الحَدیدُ وَ اِنَّ جِلاءَها قِراءَةُ القُرآنِ .
براستی این قلبها زنگار می گیرد، همان طور که آهن زنگار می گیرد، جلای قلب ها قرائت قرآن است .

ارشاد القلوب / 78

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

توصيه اخلاقي ناب آيت الله بهجت جهت عصمت از گناه:

✅تکان ميخوري بگو يا صاحب الزمان،

✅مي نشيني بگو يا صاحب الزمان،

✅برميخيزي بگو يا صاحب الزمان،

✅صبح که از خواب بيدار ميشوي مؤدب بايست صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن بگو آقا جان دستم به دامانت خودت ياري ام کن،

✅شب که ميخواهي بخوابي اول دست به سينه بگذار و بگو"السلام عليک يا صاحب الزمان"بعد بخواب.

✅شب و روزت را به ياد محبوب سر کن که اگر اينطور شد,
شيطان ديگر در زندگي تو جايگاهي ندارد، ديگر نميتواني گناه کني،ديگر تمام وقت بيمه امام زماني

و خود اميرالمؤمنين(ع) فرموده است:
در حيرت دوران غيبت فقط کساني بر دين خود ثابت قدم مي مانند که با روح يقين مباشر و با مولا و صاحب خود مأنوس باشند”

برجمال دلرباي مهدي فاطمه صلوات

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »
آیا در وجود ما خیری است؟

چطوربدانیم که دروجود ما خیری هست وخداوند مارا دوست داردیانه؟

قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَیْه السلام) :

إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیكَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیكَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّك، وَ إذا كانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیكَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.

اگر خواستى بدانى كه در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.

ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.

و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11،
وسائل الشّیعه: ج 16، ص 183، ح

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

جهان در آخرین سالهای قرن بیستم شاهد بزرگترین انقلاب سیاسی، اجتماعی عصر حاضر بود; انقلابی متفاوت با همه انقلابهای بزرگی که جهان در دو قرن اخیر به خود دیده است. انقلابی که بحق از سوی تحلیلگران غربی «انقلاب به نام خدا» لقب گرفت.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی، قدس سره، سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در نخستین اعلامیه سیاسی خود همگان را به قیام برای خدا فرا خوانده و می فرماید:
قال الله تعالی: «قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی و فرادی ».
خدای تعالی در این کتاب شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است.
قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده… قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تاج و تخت آنها را به باد فنا داد… (1)
این سرآغاز و مطلع قیام حق خواهانه امام راحل، قدس سره، بود. قیامی که با فراز و نشیبهای فراوان سرانجام به برکت مجاهدت جوانان رشید این سرزمین و خونهای مطهر شهیدان در سال 1357 به بار نشست و به حاکمیت «طاغوت » بر این آب و خاک پایان داد.
اما این تازه آغاز راه بود، امامی که حرکتش را به نام خدا آغاز کرده و توانسته بود طاغوت را سرنگون کند به چیزی کمتر از حاکمیت «الله » بر جهان راضی نمی شد.
«استقلال و آزادی » همه در سایه حاکمیت «الله » و در پرتو استقرار نظام اسلامی معنا می یافتند و اگر غیر از این بود هیچگاه یک مرجع دینی حاضر نمی شد که بی محابا جوانان این سرزمین را به مصاف نظام ستمشاهی و بعد از آن نیز به جبهه های نبرد با دشمن بعثی بفرستد و خود نیز شجاعانه در برابر سیل حملات ناجوانمردانه شرق و غرب و ایادی آنها بایستد و از همه آنچه پیش آمده ذره ای احساس پشیمانی و ندامت نکند.
او خود می فرمود:
خداوندا، اگر هیچ کس نداند تو خود می دانی که ما برای برپایی پرچم دین تو قیام کرده ایم، و برای برپایی عدل و داد در پیروی از رسول تو در مقابل شرق و غرب ایستاده ایم و در پیمودن این راه لحظه ای درنگ نمی کنیم. (2)
اگر مردم ایران نیز از خرداد 1342 تا خرداد 1368، بیش از ربع قرن، پا به پای امام خود زندان، شکنجه، تبعید، شهادت، اسارت و جانبازی را تجربه کرده و خم به ابرو نیاورد همه از این رو بود که احساس می کرد برای خدا برخاسته و با او به معامله نشسته است. چنانکه امامشان فرموده بود:
خداوندا، تو می دانی که فرزندان این سرزمین در کنار پدران خود برای عزت و دین تو به شهادت می رسند و با لبی خندان و دلی پر از شوق و امید به جوار رحمت بی انتهای تو بال و پر می کشند. (3)
اکنون در آستانه بیست و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و در سالی که به نام رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خمینی، قدس سره، نامیده شده، جا دارد که همه ما به تامل دوباره بنشینیم و ببینیم که تا چه اندازه به آرمانهای آن مرد خدا وفادار مانده ایم.
آیا کسانی که امروز دست به قلم گرفته و بر سر سفره آماده انقلابی که آغاز و انجامش به نام خدا و برای حاکمیت دین خدا بوده و هست، همه ارزشها و مقدسات مردم مسلمان ایران را به بازی گرفته اند و احکام خدا را مورد استهزا و نکوهش قرار می دهند، می توانند خود را مدافع و همراه مردمی بدانند که جوانانشان را برای عزت دین خدا فدا کرده اند!؟
آیا کسانی که امروز شعار «آزادی »خواهی آنها گوش فلک را کر کرده است می توانند شعار خود را استمرار شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی » مردمی بدانند که تنها به دعوت یک مرجع تقلید به پا خاسته و استقلال و آزادی را هم در پناه حاکمیت احکام شرع طلب می کردند!؟
همه کسانی که امروز میراث خوار استقلال و آزادی به دست آمده در پناه قیام الهی امام راحل شده اند، باید بدانند که اگر این کشور از اسلام، ولایت و اهل بیت، علیهم السلام، جدا شود، نه از استقلال او اثری خواهد ماند و نه آزادی او.
پس بیاییم سفارش امام راحل را که هم در آغاز راه خویش و هم در پایان عمر در وصیت نامه سیاسی - الهی خود همگان را بدان دعوت نمود آویزه گوش قرار دهیم و بدانیم که:
بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهد خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.
اینجانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت می کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استعمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید. (4)
اشتراک گذاری این مطلب!

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »


 مثل دو تا رفیق بودیم
 

 

خانم لیلی بروجردی (نوه امام): وقتی  پهلوی آقا بودیم خیلی احساس راحتی می کردیم و خیلی رابطه خوبی داشتیم. حالت امام، پدربزرگ و همه چیز را می گذاشتیم کنار و مثل دو تا رفیق بودیم. جذبه به جای خود، دوستی هایمان، حرفهایی را که با ایشان می زدیم خیلی صمیمانه بود. نصیحت می کردند اما نه مثل بقیه پدربزرگ ها و بزرگترها. جوری نصیحت می کردند که احساس نمی کردیم. وقتی شب می رفتیم و روی آن فکر می کردیم، می فهمیدیم امام دارند راه را به ما نشان می دهند.
 
 

 

گناه تو بی نظمی است
 

خانم زهرا اشراقی (نوه امام): روزی از دانشگاه به خانه آمدم. مستقیم رفتم خدمت آقا. سر و وضع مرتبی نداشتیم. هم لباس هایم سیاه بود و هم کفش هایم خاکی.
 
امام همان طور که در حیاط قدم می زدند، اخمی کردند و از من پرسیدند: «چرا با این قیافه به دانشگاه می روی؟«
 
به شوخی گفتم: «در دانشگاه جمهوری اسلامی تان با وضعی بهتر از این نمی شود رفت«.
 
گفتند: تو دو گناه کردی. یکی اینکه ریاکار هستی و می خواهی بگویی که من آنقدر استطاعت مالی ندارم که یک جفت کفش بخرم، گناه دیگر تو بی نظمی است که خلاف شرع و قانون اسلامی است.«
 
گفتم: «اگر بخواهم با سر و و ضع مرتب تری به دانشگاه بروم شاید از من ایراد بگیرند.»
 
امام گفتند: «اگر خواستند ایراد بگیرند، بگو خمینی گفته باید مرتب به دانشگاه بروی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

انتظار فرج از آن جهت مورد تأكيد و توصيه اهل‏بيت (عليهم‏السلام) قرار گرفته است كه در انسان منتظِر اميد به آينده ايجاد خواهد كرد و همين اميد، نقش بزرگي را در سعي و كوشش ايفا مي‏كند. امير مؤمنان و امام عارفان (عليه‏السلام) توصيه مي‏فرمايند كه انتظار فرج و گشايش از جانب خدا داشته باشيد و از رحمت او نااميد نباشيد كه محبوب‏ترين اعمال نزد خداي (عزّ وجلّ) انتظار فرج و گشايش است: «انتظروا الفرج ولا تيأسوا من روْح الله، فإنّ أحبّ الأعمال إلي الله عزّ وجلّ إنتظار الفرج». سيد ساجدان (عليه‏السلام) مي‏فرمايد: انتظار فرج داشتن خود از بزرگترين فرج‏هاست: «انتظار الفرج من أعظم الفرج».
سرّش آن است كه اگر انديشهٴ كسي اين باشد كه هيچ تلاشي براي اصلاح امور ثمر ندارد و به نتيجه نمي‏رسد، انگيزه‏اي براي مبارزه با طاغيان و مقاومت در برار دشواري‏ها نخواهد داشت. اما اگر كسي به آينده اميدوار باشد و بداند كه دير يا زود حكومت زمين به صالحان خواهد رسيد، امور جامعه اصلاح خواهد شد، حق به صاحبانش خواهد رسيد، ظلم، ستم و بيداد رخت بر خواهد بست و… براي رسيدن به چنان جامعه‏اي نه تنها خودسازي خواهد كرد بلكه تلاش مي‏كند تا با دگرسازي زمينهٴ تشكيل آن دولت كريمه را فراهم آورد.
از اين جهت منتظر واقعيِ مصلح جهان نه تنها خودش صالح است بلكه در حد توان خود مصلح نيز خواهد بود. او همواره در دعا با اقتدا به مولاي خود مي‏گويد: خدايا! ما خواهان دولت كريمه‏اي هستيم كه در آن اسلام و مسلمين، عزيز شوند و نفاق و منافقين ذليل و خوار گردند و ما در آن دولت از داعيان به طاعت تو و راهبران به راه تو باشيم:
«اللّهمّ إنّا نرغب إليك فى دولة كريمة تعزّ بها الإسلام وأهله وتذلّ بها النفاق وأهْله وتجْعلنا فيها من الدُعاة إلي طاعتك والقادة إلي سبيلك».
سيد بن طاووس نقل مي‏كند: وقتي در حضور امام (عليه‏السلام) از غيبت امام عصر (عليه‏السلام) سخن به ميان آمد، يكي از حاضران گفت: وظيفهٴ شيعيان شما چيست؟ فرمود: دعا و انتظار فرج؛ وذكر فيه غيبة المهدىّ (عليه‏السلام)، قلت: كيف تصنع شيعتك؟ قال: «عليكم بالدعاء وانتظار الفرج». اگر فرضاً دعا به جنبهٴ فردي و خودسازي تنها نظر داشته باشد چنان‏كه از دعاي منقول در دنبالهٴ روايت چنين استنباط مي‏شود انتظار فرج قطعاً به هر دو جنبهٴ خودسازي و دگرسازي نظر دارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »
ﺁﺏ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺁﺏ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﭼﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺑﻨﻮﺷﯿﺪ !

 


ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ص ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﺧﺸﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻭ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺑﺎ ﺁﺏ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯽﺷﻮﺩ،

ﭘﺲ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﯾﻜﯽ ﺍﺯﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ﺁﻣﺪ، ﻭﺿﻮ ﺑﮕﯿﺮﺩ .

‏( ﻧﻬﺞ ﺍﻟﻔﺼﺎﺣﻪ، ﺡ 660 ‏)

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 21 بهمن 1396نظر دهید »

امام صادق عليه السلام فرمودند:

يَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ انْ يَکُونَ فيهِ ثَمان خِصال :

وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلا، شَکُورٌ عِنْدَ الرَّخا، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ،

لا يَظْلِمُ الاْ عْدا، وَ لا يَتَحامَلُ لِلاْ صْدِقا، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ؛

سزاوار است که هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد:

هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام ، هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور،

هنگام رفاه و آسايش شکرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد.

دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد،

بر دوستان برنامه اى را تحميل ننمايد، جسمش خسته ؛

ولى ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند.

اصول کافى : ج 2، ص 47، ح 1، ص 230، ح 2

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »

روایتی بسیار زیبا از حضرت امیر علیه السلام :

ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ” فرمودند : در حضور هفت گروه، هفت کار را مخفی کن تا سعادتمند گردی:
.1 ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻘﯿﺮ، ﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﻭ ﻣﻨﺎﻟﺖ ﻧﺰﻥ .
.2 ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭ ،ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻧﮑﺶ .
.3 ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ، ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ
.4 ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻧﮑﻦ.
.5 ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻩ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ .
.6 ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯽ ﺑﭽﻪ، ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ .
.7 ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﯾﺘﯿﻢ ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﮕﻮ.
(ﭼﻮﻥ ﺳﻮﺯ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﺳﺮﺩ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ…)

کتاب تحف العقول صفحه167

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
حدیث زندگی

امام جواد علیه السلام فرمودند:

سه چيز است كه بنده را به رضوان خدا مي‏رساند:

1 - زيادي استغفار

2- نرمخويي

3- صدقه بسيار دادن.

مسند الامام الجواد، ص 247



اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
سخنی که نمی توانی از آن دفاع کنی

سخنی که نمی توانی از آن دفاع کنی


آیت الله جوادی آملی:

چیزی که نمی توانی در قیامت از آن دفاع کنی:

نه ببین                       نه بنویس

نه بشنو                      نه بگو

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
تلقین بخوان

حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره):

چرا آدم تا زنده است، به خود تلقین نخواند؟ چند وقت در خلوت به خود تلقین بخوانید و بگویید:

“اَنَّ اللهَ تَبارک و تعالی نِعَم الرَبُّ وَ اَنَّ مُحمّداً نِعَم الرَّسول و وَ اَنَّ امیرَالمومِنین علی بن ابیطالِب و اَولادَهُ الاَئِمَّةَ الاَحدَ عَشَرنِعَم الاَئِمة”

(هر آینه خدای تبارک و تعالی خوب پروردگاری است و هر آینه حضرت محمد (ص) خوب پیامبری است و هر آینه امیرالمؤمنین حضرت علی ابن بیطالب و یازده امام از فرزندان او (علیهم السلام) خوب امامانی هستند…

باور، یاور مؤمن است. به خدا و خوبان خدا خوش باور باشید.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »

چند شب پیش با خانواده رفته بودم چشمه لادر خمینی شهر. اگه به این شهر آمدید حتما از این منطقه توریستی و گردشگری زیبا دیدن کنید. یکی از جاذبه های این منطقه یک پل معلق چوبی به طول تقریبی 200 متر و عرض 50 سانتیمتر و ارتفاع تقریبی 30 متر است که در حد فاصل دو تا کوه کشیده شده است. اولش خیلی خوف داشتم از روی آن عبور کنم اما بعد تصمیم گرفتم به عنوان یک تجربه از از روی آن رد بشوم. عبور از آن برایم پر از درس و عبرت بود. که برایتان شرح می دهم:
تجربه اول: اینکه یاد پل صراط افتادم که همه ما باید از روی آن رد بشویم.
تجربه دوم: 20 متری بیشتر نرفته بودم که تردید کردم آیا بروم یا برگردم؟ یادم افتاد وقتی که به دنیا آمدی دیگر راه بازگشتی وجود ندارد و باید تا آخر مسیر زندگی را ادامه بدهی.
تجربه سوم: کمی که جلوتر رفتم خوف بیشتری بر من مستولی شد. دوطرف پل دو تا کابل فلزی وجود داشت که آنها را در دست داشتم. یاد قرآن و عترت رسول الله افتادم که به عنوان دو تکیه گاه در صراط مستقیم زندگی باید به آنها تمسک کنم.
تجربه چهارم: به وسطهای پل که رسیدم پل شروع کرد به نوسان کردنهای شدید. ترس بیش از پیش بر وجودم حاکم شد و تپش قلبم زیاد شد. متوجه شدم قبل از حرکت یک کابل بهم وصل کردند که در صورت از دست دادن تعادلم به پایین سقوط نکنم. یاد خدا افتادم که همیشه سیمش بهم وصل است و هوامو دارد. و فقط با یاد او دلها آرام می گیرد.
تجربه پنجم: کمی که جلوتر رفتم دیدم یکی از چوبهای زیرپایم شکسته است و با احتیاط از روی آن رد شدم البته می دانستم چون قبل از حرکت بهم اطلاع دادند. یادم افتاد دقیقا کار انبیای الهی هم همین است که خطرهای سر راه زندگی ما را به ما گوشزد می کنند که سقوط نکنیم.
تجربه ششم: گاهی پل تکان نداشت و آرام بود و گاهی شدیدا تکان می خورد. یاد فراز و نشیبهای زندگی افتادم.
تجربه هفتم: وقتی نگاهم می افتاد به انتهای پل عزمم برای حرکت بیشتر می شد. یادم افتاد اگر توی زندگی در ادامه دادن مسیر دچار تردید شدم به انتهای مسیر و هدف نهایی نگاه کنم و اینکه غایت زندگی ما بهشت است و خودمان را به کمتر از آن نفروشیم.
تجربه هشتم: نگاهم افتاد به پایین که منظره ی زیبایی از درختان و اب بود با این حال بخاطر ارتفاع زیاد ترسیدم. یاد پل صراط افتادم که از وسط جهنم رد می شود و به جای درخت و آب، زیرش شعله های آتش جهنم است. با خودم گفتم خدایا من از این پل دنیایی به سختی دارم عبور می کنم چه کنم از صراط قیامت. خدایا در آن روز دستم را بگیر.

برگرفته از خاطرات یک دوست

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »

حضرت على‏ علیه‌السلام مى‌فرماید:
«السعید من وعظ بغیره» (نهج البلاغه، خطبه ۸۶)؛
«سعادتمند کسى است که از دیگران درس و پند و عبرت بیاموزد.»
از سخنان آن حضرت است که به امام حسن‏ علیه‌السلام در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه مى‏‌فرماید:
«و اعرض علیه اخبار الماضین»؛
«داستان پیشینیان را به خاطرات عرضه بدار.»
در این بخش با تجربیات تبلیغى فرزانه فرهیخته مبلّغ موفق جناب حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ محسن قرائتى که ده‏‌ها سال عمر گرانمایه‌ى خود را با موفقیت در راه تبلیغ اسلام و قرآن گذرانده آشنا مى‏‌شویم.

تبلیغ ناموفّق
اوائل طلبگى‏‌ام به روستایى جهت تبلیغ اعزام شدم، آنها مقیّد بودند مبلّغ باید خوب و خوش صدا مصیبت بخواند و چون من نمى‌توانستم، عذر مرا خواستند و من نیز آنجا را ترک کردم.

توجّه به مستمعین
ماه مبارک رمضان بعد از افطار سخنرانى داشتم. یک‌شب، گرم صحبت بودم و هوا خیلى گرم بود و جلسه کمى طول کشیده بود، یک‌نفر بلند شد و گفت: آقا! مثل اینکه امروز بعد از ظهر خوب استراحت کرده‏‌اى و افطار هم دعوت داشته‏‌اى و خوب خورده‏‌اى، من امروز سَرِ کار بوده‌ام و خیلى خسته‏‌ام و افطارى هم آشِ تُرش خورده‏‌ام، بس است، چقدر صحبت مى‏‌کنى!

فوتبال به جاى سخنرانى
جبهه جنوب رفته بودم، برادرانى را در حال توپ بازى دیدم، خواستند بازى آنان را براى سخنرانى من تعطیل کنند، گفتم: نه و اجازه ندادم، آنگاه خودم هم لباس را کنده و همراه آنان بازى کردم.

عبودیّت، ثمره علم واقعى
به علامه طباطبائى ‏قدس سره گفتم: اوّل تحصیل و طلبگى‌ام وقتى عبادت مى‌کردم حال بهترى داشتم، هر چه علمم زیادتر شده، حال و توجّهم کمتر شده دلیلش چیست؟
ایشان فرمود: دلیلش این است که اینها که خوانده‌اى علم حقیقى نبوده، اگر علم حقیقى و واقعى بود، تواضع انسان زیادتر مى‏‌شد.
امیرالمومنین‏ علیه‌السلام مى‏‌فرماید: «ثمره العلم العبودیه» علم واقعى آن است که هر چه زیادتر مى‏‌شود، خشوع و عبادت انسان زیادتر شود.

احتجاج در پاکستان
گردهمایى بسیار مهمى در پاکستان بود، من هم با دعوت در آن جلسه شرکت کرده بودم. هر چند بعضى‏‌ها تعریف‏‌هایى درباره شیعه داشتند، ولى اکثراً علما و دانشمندان اهل سنّت بودند و بر علیه شیعه صحبت مى‏‌شد.
نوبت به من رسید، فکر کردم چه بگویم، رفتم پشت تریبون و گفتم: نه شیعه و نه سنّى! همه خوشحال شده و برایم کف زدند. بعد گفتم: براى شیعه سه دلیل از قرآن دارم، اگر شما هم دارید ارائه دهید:
اوّل: قرآن مى‏‌فرماید: «السّابِقُونَ السّابِقُونَ * أوْلئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»(سوره مبارکه واقعه آیات ۱۰ و ۱۱) حضرت على و امام حسن و امام حسین‏ علیهم السلام از سابقین هستند و ائمه چهارگانه اهل‏ سنت (مالکى، شافعى، حنبلى، حنفى) همه از متأخرین مى‏‌باشند.
دوّم: قرآن مى‏‌فرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللّه أَمْوَاتاً»(سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹) و «فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَى الْقاعِدِین»(سوره مبارکه نساء آیه ۹۵) تمام پیشوایان شیعه، جهاد کرده و در راه خدا شهید شده ‏اند، ولى ائمّه چهارگانه اهل‏ سنت چطور؟
سوّم: قرآن درباره اهل‏ بیت‏ علیهم السلام مى‏ فرماید: «إنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(سوره مبارکه احزاب آیه ۳۳) ولى درباره ائمه چهارگانه یک آیه هم نداریم.

تأثیر عمل یا سخنرانى
در اهواز کلاس‌های زیادى داشتم، در یکى از کلاس‌ها عنوان درسم این بود: خداوند چرا در دنیا ما را به جزاى اعمال‌مان نمى‏‌رساند؟
براى این سؤال چند جواب آماده کرده بودم، ولى قبل از پاسخ به سؤال به جوان‌ها گفتم: شما نیز فکر کنید و جواب بدهید. یکى از جوان‌ها بلند شد و جوابى داد، دیدم جواب خوبى است و آن جواب در یادداشت‏‌هاى من نیست، قلم و دفتر خود را برداشتم و همان‌جا یادداشت کرده و آن جوان را هم تشویق کردم و گفتم: من این را بلد نبودم.
روز آخرى که خواستم از اهواز بیرون بیایم، یکى از دبیران گفت: عکس العمل شما در مقابل آن دانش ‏آموز و قبول و یادداشت جواب او، از همه سخنرانى‏‌هاى شما اثر تربیتى‏‌اش بیشتر بود.

مطالعه بحارالانوار
روزى در مسیر راه به علامه طباطبائى ‏قدس سره برخورد کردم، از ایشان خواستم مرا نصیحت کند! فرمود: بحار را زیاد مطالعه کنید و از روایت‏‌هاى آن ساده نگذرید.
(آیا این بد نیست که مطالعه روزنامه مؤمنى بیشتر از منابع دینى او باشد؟!)

برکت کلاس بچه ‏ها
قبل از انقلاب یک دوره روش کلاس‌دارى براى طلبه‏‌ها در قم گذاشته بودم، مدّتى پس از پایان کلاس‌ها طلبه‌اى به در خانه ما آمد و گفت: من مى‏‌خواهم دست شما را ببوسم. گفتم: شما از من بهترى، قصّه چیست؟ گفت:
پس از اتمام دوره، به شمال رفتم و براى بچه‌ها کلاس دائر کردم، یکى از جوان‌ها در سایه قصه‏‌ها و مطالب کلاس، نماز خوان شد. روزى پدرش آمد و به من گفت: من مى‏‌خواهم در مقابل این کار بزرگ که فرزند مرا با نماز آشنا کرده‏‌اى، خدمتى به شما کرده باشم و اصرار کرد که احتیاج من در زندگى چیست؟ بالاخره بعد از اصرار وقتى فهمید من خانه ندارم، به قم آمد و خانه‌اى براى من خریدارى کرد و امشب اوّلین شبى است که به خانه جدید مى‏‌رویم، آمدم از شما تشکّر کنم.

ورزش یا کلاس؟!
زمان طاغوت براى تبلیغ به منطقه‌‏اى رفته بودم. هرچه از مردم دعوت مى‌شد، کمتر کسى به مسجد مى‌آمد. در نزدیکى مسجد جوان‌ها والیبال بازى مى‌کردند. از آنها خواستم تا هم‌بازى آنان شوم. با تردید پذیرفتند، عبا و عمامه را کنار گذاشته و قدرى والیبال بازى کردم.
هنگام اذان شد، از آنها تقاضا کردم که با من به مسجد بیایند و ۵ دقیقه نماز و ده دقیقه به صحبت من گوش کنند. آنان پذیرفتند و از آن پس هرشب جوان‌ها به مسجد مى‌آمدند.

بلد نیستم!
جلسه پاسخ به سؤالات بود و من مسئول پاسخگویى به سؤالات. سؤال اوّل مطرح شد، گفتم: بلد نیستم. سؤال دوّم؛ بلد نیستم. سؤال سوّم؛ بلد نیستم. تا بیست سؤال کردند؛ بلد نبودم، گفتم: بلد نیستم. گفتند: مگر اسم جلسه پاسخ به سؤالات نیست؟ گفتم: پاسخ به سؤالاتى که بلدم. خوب اینها را بلد نیستم. خداحافظى کرده، سالن را ترک کردم.
مردم بهم نگاه کردند و از سالن به خیابان ریختند و دور من جمع شدند و یکى یکى مرا بوسیدند. مى‌گفتند: عجب شیخى! صاف مى گوید بلد نیستم! و مرا دعوت کردند که براى آن‏ها سخنرانى و کلاس داشته باشم.

علم مفید
استاد ما مى‌گفت: افرادى بودند که وقتى نزد آنها از کسى غیبت مى‌شد، حالشان بهم مى‌خورد و مثل اینکه برق آنها را گرفته باشد، به خود مى‌لرزیدند.
مى‌فرمود: به راستى اینها عالم هستند، علم مفید این است. علم مفید با خشیت خدا همراه است.

زندگى استاد
روزى به شهید مطهرى(ره) مطلبى را گفتم که ایشان خندید. گفتم: شما استاد ما هستى و علامه طباطبایى استاد شماست. اگر شما چند روزى به مدرسه فیضیّه تشریف مى‌آوردید و طلبه‏‌ها سادگى زندگى شما، ظرف‏ شستن و لباس‏ شستن شما را از نزدیک مى‏‌دیدند، درس بزرگى براى آنان بود.
این صحنه‏‌ها مشکلات را برایشان آسان و به زندگى دلگرم مى‌کند.

الگوگیرى از استاد
استادى داشتم که کتاب‌هایش را در دستمالى مى‌گذاشت و به کلاس درس مى‌آمد. وقتى ما استاد را این‏گونه مى‌دیدیم، از نداشتن کیف غصه نمى‏‌خوردیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »


اگر جمهوری اسلامی نبود …؟


کاربران گرامی  بنویسند اگر جمهوری اسلامی حاکم نبود چه شرایط و مشکلات و  وضعیتی داشتیم  ،  ، چه کسانی و قدرت هایی بر ما حکمرانی و قدرت طلبی می کردند و …

 

توضیح  :

 

 حتما دست نویس بوده و از جایی کپی و خلاصه برداری نشده باشد .

   مطالب در  قسمت نظرات  ارسال شود .

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »

                                                                                                                                                                          (علامه قاضی رحمهم الله)

امام  صادق علیه السلام در این حدیث راجع به تربیت نفس می فرمایند:1.مبادا بخوری از چیزی که به آن میل نداری  که (این خوردن)باعث حماقت ونادانی می شود.

2.غذا نخور مگر وقتی گرسنه هستی-3.وقتی خواستی بخوری ،غذای حلال بخور،وبسم الله بگوویادآوری کن حدیث رسول خداراکه فرمودند:پرنکرد آدمی هیچ ظرفی را بدتر از شکمش،پس اگر بخواهد بخورد،پس یک سوم راجای طعام(قرار دهد)،ثلث را برای آب و یک سوم آخرراخالی بگذارد برای نفس کشید

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »


دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان، اوایل جنگ نماینده امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد.

آقا وقتی امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردند و هم‌چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانواده دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک تک این محله های خود شما را من حداقل می دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند. حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری ام، مسئول تنظیم ملاقات خانواده معظم شهدا من بودم. به همین خاطر می دانم شرایط و وضعیت چگونه بود.

دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال ترین لذتی که آدم می خواهد ببرد را دارد. بعضی هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می روی فقط یک فرزند داشتند كه آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می گویند، ولی ما که می نشینیم نگاه می کنیم، آن خستگی را احساس می کنیم.

بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیه عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی آباد. خانواده خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد. این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همه آدم هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شيعه، چه سني، چه مسيحي و…

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانه چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای شان زدیم که آن‌ها از ما بی خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانواده شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محله مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می رویم سلام می کنیم و می گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می گوییم و کارتی نشان می دهیم. بین ارمنی ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش… بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.
برای نماز مغرب و عشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می کنند، می رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم.

موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو.

کارگردان رفت پشت بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله ای که بود به این خانم گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می شوند منزل شما.

گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟

من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده اید ـ‌، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.

دخترها گفتند: چه شد؟

گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید.

این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. نگهبانی هم که بايد كنار در می ايستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم.

گفتم: بفرمایید.

گفت: شما؟

نه این که ما را نمی شناخت، گفتند، تو چه کاره ای یعنی؟ گفتیم: صاحب خانه غش کرده.

گفت: کس دیگری نیست؟

یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم آقا شما بفرمایید داخل.

گفت: من بدون اذن صاحب خانه به داخل نمی آیم.

معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این‌جا از دست نمی دهد. مهم‌تر از حفاظت این است. بدون اذن وارد خانه کسی نمی شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضد حفاظت ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همه مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.

من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل.

لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم.

به آقا گفتیم: که رفته اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل.

گفتند: نه می ایستم تا بیایند.

چند دقیقه ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. يكي از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش آمد گفت. بعد گفت كه مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می رسیم.

رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این‌ها پدر ندارند؟

گفتم: نمی دانم. چون صبح نپرسیده بودم.

گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟

رفتیم آن اتاق پشتي. گفتم: ببخشید، پدرتان؟

گفتند، مرده.

گفتیم، برادر؟

گفتند، یکی داشتیم شهید شده.

گفتیم، بزرگتری، کسی؟

گفتند، عموی ما در خانه بغلی می نشیند.

فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قد و قواره، همه دو متر درازی و لباس‌ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه ات تابلو است.

در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.

این بنده خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانه یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانه برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می کنند؟

بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.

او را داخل كه بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این‌ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند. سلام علیک هم که می خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال پرسی کرد و درنهايت یک همدمی را برای آقا مهیا کردیم.

حضرت آقا چايي و شيريني‌شان را خورد.

رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه ها را آوردند.

دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟

گفتند: دانشجو هستند.

آقا خيلي تحسینشان کرد و با این‌ها كلي صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟

این‌ها همه اش درس است. من خودم نمی دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می خورد یا نمی خورد؟ نمی دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این‌ها می گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟

آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُب اگر چیزی بیاورند ما می خوریم.

بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب‌میوه شما را می خورم.

این‌ها رفتند چایی، آب‌میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانه مسلمان‌ها این‌‌طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می کند می دهد دست آقا، آقا هم دعا می کند. همان‌جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی‌ها هم همین کار را باید می کردیم؟ واقعاً نمی دانستیم.

چایی آوردند، آقا خورد، آب‌میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی‌ها نشستند و با این‌ها صحبت کردند. مثل بقیه جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم.

توی خانه مسلمان‌ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. می پریم و می آوریم. این‌ها رفتند آلبوم عکس‌شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحه اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین‌جوری نگاه می کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین جوری صفحه ها را ورق می زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟

یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن. گفت: خُب! نحوه اسارت، نحوه شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید.

ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازه شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالاي صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می دهد. هواپیما در اوج تا نقطه صفر خودش، که اتمسفر است بالا می آید و بقیه اش را به سمت ایران سرازیر می شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می شود. هواپیما لاشه اش توی خاک ایران می افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی ‌کرده‌، نتوانسته ایجکت کند و نشد كه چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.

ارمنی ای بود که حتی حاضر نشد، لاشه هواپیمای جمهوری اسلامی به دست عراقی‌ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است. درباره شهادتش و اخلاقش تعریف کردند.

مادر شهيد گفت: امروز فهميدم كه علی (علیه السلام) كيست.

مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می توانم جمله ای به شما عرض کنم؟

آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.

گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه هایتان شرکت می کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی آییم. روز شهادت امام حسین (علیه السلام)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته های سینه زنی امام حسین (علیه السلام) شربت می دهیم. می آییم توی دسته هایتان می نشینیم، ظرف یک‌بار مصرف می گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی خوریم. توی مجالس شما شرکت می کنیم و بعضی از حرف‌ها را می شنویم. من تا الآن نمی فهمیدم بعضی چيزها را.

می گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (صلوات الله علیهما) است ـ را بین در و دیوار گذاشته اند، سینه اش را سوراخ کرده اند. میخ، مسمار به سینه اش خورده. نمی فهمیدم یعنی چی. می گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی (علیه السلام). دستش را بستند و در سه دوره 25 ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی فهیمدم یعنی چی. گفتند، در 25 سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می گذاشت روی کولش می رفت خانه یتیم هایش. این را هم نمی فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی (علیه السلام) کیست.

امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری ای كه داريد، وقت گذاشتید و به خانه منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محله ما به خانه ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی (علیه السلام) که خانه یتیم هایش می رفت چه قدر بزرگ است.

از ورود آقای خامنه ای به منزلشان، به علی (علیه السلام) و 25 سال حکومت غصب شده اش و زهرا (سلام الله علیها) پی برد. خُب! این برود مشهد، امام رضا (علیه السلام) شفایش نمی دهد؟

ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،‌ به اندازه چند کتاب از این‌ها درس گرفتیم. آقا در خانه ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه شان را خورد. بعضی از دوست‌های ما نخوردند. کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب اللهی تر از آقا هستم دیگر.

با آن‌ها خداحافظی كرديم و به سمت دفتر به راه افتاديم. وقتی رسيديم آقا فرمودند: این بچه ها را بگویید بیایند. آمدند. گفتند: این کار احمقانه چه بود كه شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می شود. نمی خواستید داخل نمی آمدید.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »

جلوگیری از تیره بختی 

 

◆ امام‌صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.

 

🌟✨خشنودی خداوند، دوری کردن شیطان

 

◆ امام باقرعلیه السلام فرمود: ‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»

 

🌟✨آمرزش گناهان 

 

◆ امام صادق علیه السلام نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَن سَبَحَ تَسبِیحَ فَاطِمَةَ ع قَبلَ أَن یَثنِیَ رِجلَیهِ مِن صَلَاتِهِ الفَرِیضَةِ غَفَرَ اللَهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»

و در حدیثی دیگر فرمود: « مَن سَبَحَ تَسبِیحَ فَاطِمَةَ ع فَقَد ذَکَرَ اللَهَ الذِکرَ الکَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
دلخوشم...

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
یا زهرا (سلام الله علیها)

فاطمه زیباترین واژه هاست،
فاطمه ناموس شاه لافتی است،

فاطمی بودن تشیع بودن است،
فاطمه راه علی پیمودن است،

فاطمه آلاله آلاله هاست،
فاطمه سوز و گداز ناله هاست،

فاطمه گنجینه ای از خاتم است،
فاطمه چشم و چراغ عالم است،

فاطمه روح علی جان علیست،
فاطمه هم عهد و پیمان علیست،

فاطمه تفسیر یاسین است و بس،
باغ هستی را گل آذین است و بس،

فاطمه سبزینه سبزینه هاست،
فاطمه آوای وای سینه هاست،

نی توان گفتن زنی مانند اوست،
قلب احمد از ازل پیوند اوست،

فاطمه از هر پلیدی عاری است،
فاطمه فرهنگی از بیداری است،

فاطمه یعنی زمین یعنی زمان،
فاطمه یعنی حدیث قدسیان،

فاطمه یعنی ثریا تا سمک،
فاطمه یعنی مدینه تا فدک،

فاطمه دریای عصمت را در است،
فاطمه جامی است کزکوثرپراست،

فاطمه راز هزاران رازهاست،
فاطمه خود برترین اعجاز هاست،

کعبه را آیینه روی فاطمه است،
پنج تن را آبروی فاطمه است،

فاطمه یک یادبود ماندنی است،
فاطمه تنها سرود خواندنی است،

فاطمه علامه ساز مکتب است،
فاطمه آموزگار زینب است،

فاطمه رمز تماس با خداست،
فاطمه تاج عروسان سماست،

آسمان هم خاکسار فاطمه است،
یا علی مولا شعار فاطمه است،

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
سال فاطمی به پایان می رسد.....

سال فاطمی به پایان می رسد سالی که بهار و زمستانش مزیّن به نام دختر دردانه حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلّم بود. فاطمه او که خالص شد برای خدا و سر از خاک انسانیت درآورد و عبد شد عبدی که خدا او را دوست داشت و به وجودش افتخار کرد، فاطمه فاطمه شد.
او تضمین شد برای هر روز و هر سال و ما اکنون در شمارش معکوس سالی به سر می بریم که از آن اوست. به راستی چه میزان قدر داشتیم که در کنار او هستیم؟ چقدر لحظاتمان را با او و یاد او سپری کردیم؟ چه میزان سعی کردیم در سایه ی او به اسلام پدر بزرگوارش نزدیک شویم؟
چقدر در انتخابات ریز و درشت ایام زندگیمان به او تأسی کردیم؟ حال یک سال از عمرمان می گذرد و گذر جدیدی از ایام آغاز می شود. خدا را شکر! یک سال دیگر را هم مهمان زمین بودیم و رخصت شد تا به استقبال سال جدید برویم.
کاش امسال که به عشق عید فاطمه سلام الله علیها خانه تکانی می کنیم، دل هایمان را از غبار کینه خالی کنیم و به اخلاص فاطمی زینت بخشیم، شاید، شاید عبدی شویم که لایق باشد تا چشمانش به قامت دلربای فرزندش مهدی (عج) روشن گردد.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
بسم رب الفاطمه

بسم رب الفاطمه
دلت که گرفته باشد به هرجا که پناه می بری تا بغض خود را بشکنی…
دلت که گرفته باشد، آسمان هم با تمام وسعتش برایت کوچک می شود…
دلت که گرفته باشد، قطره قطره ی اشک هایت را می شماری…
صدای هق هق گریه هایت را در گلو خفه می کنی…
بغضت که بگیرد، حتی به خدا هم التماس می کنی…
فاطمیه که فرا می رسد، دوباره محرم با تمام لحظه های داغدارش زنده می شود…
و در هر روز غربت خاموشی یک ستاره تکرار می شود.
فاطمیه که از راه می رسد آسمان دوباره خون می شود و قصه به آتش کشیدن در و دیوار تکرار می شود.
فاطمیه، غربت عالم را با خود می آورد.
صدای بازشدن “در” که می آید، پهلویم تیر می کشد.
تا به حال شده از اسمی نفرت داشته باشی؟!
من از هرچه “در” دارد بیزارم.
هنوز هم نتوانستم حلاجی کنم چطور یک در توانست همه ی هستی علی علیه السلام را بگیرد. همه ی پاره ی تن حیدر را پرپر کند.
مگر ا فاطمه سلام الله علیها نبود؟
زهرا سلام الله علیها، دردها دارد…
درد علی، درد حسن، درد حسین، درد محسن…
حالا من هم شده ام، دردی روی زخم هایش، باری روی دوشش…
نمی دانم مادر از درد پهلو می نالد، یا درد دیدن گناهان
شرمنده ایم که هرچه می کشی از ما می کشی…
در هر فاطمیه روضه می خوانیم که گوشواره از گوش حضرت زهرا سلام الله علیها افتاد. اما در خیابان ،مادرها و خواهرهایمان در جلوی چشمان خودمان طوری روسری سر می کنند که گوش ها و گوشواره که هیچ، گردن آن ها نیز برای مردان اجنبی به نمایش گذاشته می شود…
از عذاب قبر نمی ترسیم، تا زمانی که در قلب و کفن ما حک شده:
“عبدالزهرا”

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »


مي توان گفت هدف از انجام هر كاري در اين دنيا آن است كه به احساس بهتري برسيد. انگشت روي هر امري بگذاريد به شما نشان خواهم داد كه هدف و مقصود همين است. شايد بگوييد تنها هدف و مقصود از برقراري ارتباط با ديگران آن است كه به آنها كمك كنيد يا دنيا را به جاي بهتري تبديل نماييد يا بر زندگي ديگران تأثير مثبت بگذاريد يا ….
حال چرا بايد بخواهيد به ديگران كمك كنيد يا دنيا را به جاي بهتري تبديل سازيد يا …. چون فكر مي كنيد با انجام اين كارها مي توانيد خوشحال تر باشيد. بعضي ها مي گويند هدف و مقصود از برقراري ارتباط با ديگران آن است كه افكار و احساساتشان را با هم سهيم شوند. چرا بايد بخواهند كه افكار و احساساتشان را با ديگران سهيم شوند؟ چون اين كار احساس خوبي به آنها مي دهد. ممكن است بگوييد هدف و مقصود من از برقراري ارتباط با ديگران آن است كه به خلق كمكي كرده باشم. چرا بايد بخواهيد به خلق كمك كنيد؟ چون این كار حال شما را خوب مي کند و به شما احساس بهتري مي دهد بعضي ها مي گويند: تنها هدف و مقصود من از برقراري ارتباط آن است كه انرژي خود را تخليه نمايم چرا بايد انرژي خود را تخليه كنيد؟ چون اين كار به شما احساس خوبي مي دهد و يا برخي مي گويند مي خواهم از شر احساسات منفي خلاص شوم چرا بايد احساسات منفي خود خلاص شويد؟ چون مي خواهيد احساس بهتري داشته باشيد و خوشحال باشيد. حال اين سوال را يكبار ديگر مطرح مي كنم هدف و مقصود ما از برقراري ارتباط در جايگاه يك انسان چيست؟ پاسخ همواره يك مطلب است: رسيدن به احساساتي بهتر. نكته اين است كه اغلب ما انسان ها به طريقي با ديگران و نيز با خودمان ارتباط برقرار مي كنيم كه نه حال خودمان و نه حال هيچ كس ديگري را خوب نمي كند.
نخستین قدم در برقراری ارتباط هر چه بهتر موثرتر و کار آمدتر با دیگران آن است که ابتدا درباره زمینه ای که می خواهیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم به وضوح، روشنی و شفافیت کامل برسیم.
این تکنیک و روش فوق العاده است که با طرح پرسش از خودتان می بایست یکی پس دیگری آنها را پشت سر بگذارید وقتی این پرسش ها را از خود می پرسید درباره معنا و مفهوم واقعی هر موضوعی به وضوح و روشنی بیشتری خواهید رسید و وقتی به شفافیت و روشنی بیشتری برسید خواهید توانست ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید.
در ابتدا الگوها و روشهای ارتباطی را بنویسید. سعی کنید با خود صادق باشید الگوهای رفتاری و کلامی شما هنگام اضطراب و نگرانی چیست؟ وقتی عصبانی می شوید به دیگران چه می گویید؟ قیافه شما چگونه است؟ حرکات شما چطور؟
پرسش دوم: وقتی به خواسته ها و اهداف خود نمی رسید دیگران را چگونه متقاعد می کنید؟ به عبارت دیگر وقتی به خواسته خود نمی رسید از چه اهرم روانی استفاده می کنید؟ چه کارهایی انجام می دهید؟ آیا گریه می کنید؟ غرغر می کنید؟ دیگران را تهدید می کنید؟
پرسش سوم: مواقعی را به یاد بیاورید که تنش و اضطراب زیادی داشتید اما موفق شده بودید ارتباط خوب مثبت و موثری را با دیگران برقرار کنید. در این مواقع از چه الگوها و روش های ارتباطی استفاده کرده بودید؟
پرسش چهارم آن است که به راستی در این گونه موارد مرا چگونه می بینند ( فرد می بایست این سوال را خطاب به دیگران مطرح کند) اغلب مواقع وقتی فرد به پرسش سوم می رسد پاسخ او چیزی شبیه به این خواهد بود . فکر می کنم در این مواقع مرا مثل آدم عوضی می بینید؟ جالب این است با وجودی که در گذشته این افراد از دست یکدیگر عصبانی می شدند حال وقتی می بینند فردی که آنها را ناراحت کرده با صداقت و خوشرویی خود را چیز دیگری خطاب می کند همه به یکباره خنده شان می گیرد.
نکته جالب دیگر این که به هنگام پاسخ به پرسش آخر الگوها و روشهای ارتباطی جدیدی که در آینده به کار خواهم برد کدام اند؟ از دیگران می خواهد چنان چه در آینده متوجه شدند که به یکی از روشهای قدیمی رفتار می کند فوری به او تذکر دهند و از او بخواهند به قول خود عمل کند.
او نیز به نوبه خود به دیگران قول خواهد داد که چنان چه مجدد احساس تنش، اضطراب و نگرانی یا عصبانیت نمود نزد آنها برود و بخواهد که به او کمک کنند. این تمرین پیوند محبت، مودت و دوستی خوبی را میان اعضای گروه که با یکدیگر همکار ، دوست هستند به وجود می آورد.
همه ما در این زمینه به کمک احتیاج داریم و صرف نظر از اینکه چقدر در برقراری ارتباط با دیگران مسلط و ما هرچه هستیم باز نواحی و زمینه هایی وجود دارد که در آن ایراد و کاستی های از خود نشان می دهیم. هر چقدر خوب باشیم مواقعی وجود دارد که از مسیر درست و اصلی منحرف می شویم.
خلاصه آنکه چنان چه می خواهید در زندگی موفق باشید و بر زندگانی خود تسلط داشته باشید می بایست بر الگوها و روش های ارتباطی خود در مواقع تنش ، اضطراب و نارحتی و عصبانیت مسلط شوید و بتوانید این الگوها را تغییر دهید و الگوهای ارتباطی جدیدتر، موثرتر و مثبت تری انتخاب نمایید.
برگرفته از کتاب زندگی با عضق( آنتونی رابینز، هادی ابراهیمی)

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
به نظر ما ورود هوشمندانه خوب است، ولی..!

 فضای مجازی حقیقتا قتلگاه جوانان و نوجوانان ما شده است.الآن یک منطقه عظیمی از این فضا در اختیار دشمن است و هر کار می خواهد می کند و انواع ضربه ها را به ما می زند شما هم البته کار کردید و خوب کار شده لکن کافی نیست.

ابتکار نیاز است
باید کاری کنید که دشمن را از فضای مجازی برانید. هدف را این بگذارید که دشمن را بتارانید و پس بزنید. بخشی از آن بر می گردد به کار قانونی..
در اینجا هم احتیاج است به تشکیل هیات های اندیشه ورز قوی و موثر که بیایند راهکار بدهند.
و داریم در جوانان کسانی که مثل شما
فعال هستند
و مطلعند.
متعدد هم هستند.
افرادی هستند جوان
علاقه مند
مسلط بر فضای مجازی
و معتقد
داریم از این دست آدم ها که
من تعدادیشان را خودم دیده ام.

باید یک شبکه پیام رسان وسیع با ظرفیت ۲۰ میلیونی ایجاد کنید با تمام جذابیت هایی که شبکه های آن طرفی دارند. باید کاری کنید که مردم دیگر نیازی به تلگرام نداشته باشند.همت را بر این بگذارید.


از من سوال می شود که به شبکه های اجتماعی و مجازی کنونی که متعلق به دشمن است وارد بشویم یا نه
به نظر ما ورود هوشمندانه خوب است
ولی افرادی بروند
و کار دسته جمعی کنند
و بنیه داشته باشند که خودشان غرق نشوند و مثال آن غلام و آب جو نشود.
غلامی که آب جوی آرد
آب جوی آمد و غلام ببرد


ورود تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن.
اثرگذار باشید نه اثر پذیر.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
مقام معظم رهبری:

- علم و تحقیق کلید قطعی پیشرفت کشور است.
- تحقیق علمی فقط به معنای فراگیری و تقلید نیست، تحقیق ضد تقلید است.
- پیشرفت کشور نیازمند حرکت علمی بسیار قوی است.
- تولید علم و تحقیقات، حیات آینده کشور است.
- برای خدمت رسانی بهتر به مردم، کارهای دقیق پژوهشی لازم است.
-عنصر تحقیق و پژوهش در همه جا به صورت یک اصل در مجموعه کارها باید مورد توجه قرار گیرد.
-اگر ژرف یابی و پژوهش نباشد; نتیجه اش یک جا ایستادن، در جا زدن و با دنیای پیرامون خود به تدریج بیگانه تر شدن است.
-تولید علم، فقط انتقال علم نیست؛ نوآوری علمی در درجه اوّلِ اهمیت است. این را من از این جهت می‏گویم که باید یک فرهنگ بشود. این نو اندیشی، فقط مخصوص اساتید نیست؛ مخاطب آن، دانشجویان و کلّ محیط علمی هم است. البته برای نوآوری علمی - که در فرهنگ معارف اسلامی از آن به اجتهاد تعبیر می‏شود - دو چیز لازم است: یکی قدرت علمی و دیگری جرأت علمی. البته قدرت علمی چیز مهمی است. هوش وافر، ذخیره علمی لازم و مجاهدت فراوان برای فراگیری، از عواملی است که برای به دست آمدن قدرت علمی، لازم است؛ اما این کافی نیست. ای بسا کسانی که از قدرت علمی هم برخوردارند، اما ذخیره انباشته علمی آنها هیچ جا کاربُرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نمی‏برد و یک ملت را از لحاظ علمی به اعتلاء نمی‏رساند. بنابراین جرأت علمی لازم است…. اگر بخواهید از لحاظ علمی پیش بروید، باید جرأت نوآوری داشته باشید. استاد و دانشجو باید از قید و زنجیره جزمیگری تعریفهای علمی القاء شده و دائمی دانستن آنها خلاص شوند.

البته اشتباه نشود؛ من کسی را به آنارشیزم علمی و به مهمل‏گویی علمی توصیه نمی‏کنم.

در هر زمینه‏ای، کسانی که از دانشی برخوردار نیستند، اگر بخواهند به خیال خودشان نوآوری کنند، به مهمل‏گویی می‏افتند. ما در زمینه برخی از علوم انسانی و معارف دینی این را می‏بینیم. آدمهای ناوارد بدون این‏که از ذخیره و سواد کافی برخوردار باشند، وارد میدان می‏شوند و حرف می‏زنند و به خیال خودشان نوآوری می‏کنند؛ که در واقع نوآوری نیست، مهمل‏گویی است. بنابراین در زمینه مسائل علمی، من این را توصیه نمی‏کنم. باید فراگرفت؛ اما نباید صرفاً مصرف کننده فرآورده‏های علمی دیگران بود. باید علم را به معنای حقیقی کلمه تولید کرد. البته این کار، روشمندی و ضابطه لازم دارد. مهم این است که روح نوآوری علمی در محیط دانشگاه زنده شود و زنده بماند. خوشبختانه من این شوق و میل را در دانشجویان احساس کرده بودم و در اساتید هم آن را می‏بینم. اینها باید دست به دست هم بدهد و سطح علمی کشور را بالا ببرد. آن وقتی که علم با هدایت ایمان، عواطف صحیح و معرفت روشن‏بینانه و آگاهانه همراه شود، معجزه‏های بزرگی می‏کند و کشور ما می‏تواند در انتظار این معجزه‏ها بماند.

«بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیر کبیر»

-شجاعت علمی، نوآوری، پرهیز از نگاه تقلیدی به پیشرفتهای علمی غرب، «اعتماد به نفس شخصی و ملی» و پرکاری را ویژگیهای لازم استادان دانشگاهها برای ایفای وظایف سنگین خود خواندند و افزودند: علاج دردها و مشکلات کشور در پیشرفت علمی است.

رهبر معظم انقلاب: علاج دردها و مشکلات کشور در پیشرفت علمی است

-استعداد ایرانى و توانائیهاى ملى ایرانیان اقتضاء میکند که نوآوریها در بخش نیروهاى مسلح ما از جمله در ارتش جمهورى اسلامى ایران و نیروهاى سه‏گانه‏ى آن، روزبه‏روز بیشتر شود. پژوهش، نوآورى، کارآزمودگى، انضباط کامل، چیزهائى است که بایست در اولین قلمهاى فهرست وظائف شما وجود داشته باشد.

« ‏بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در مراسم مشترک دانش‏آموختگى دانشگاههاى افسرى ارتش »

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »

اهمیت حفظ آبروی برادر مؤمن

امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

” کَذِّبْ سَمعَکَ و بَصَرَکَ عَن أخیک. فَإنْ شَهِدَ عِندَکَ خَمسونَ قَسامَةً:
“أنّه قال” و قالَ: “لَم أقُلْ"، فَصَدِّقْهُ و کَذِّبْهُم

☝اگر از برادرت چیز بدی دیدی یا شنیدی چشم و گوش خود را تکذیب کن،
اگر پنجاه نفر به تو گفتند:
او چنین گفت
و خودش گفت: من چنین نگفتم، حرفش را قبول کن و حرف آن ها را نپذیر.

وسائل الشیعة، ج٨، ص٦٠٩
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم..

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 18 بهمن 1396نظر دهید »
حکمت الهی

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
حضور قلب در نماز

از آیت الله بهجت سوال شد:

درهنگام نماز چگونه میتوانیم حضور قلب رادرخودمان به وجود آوریم؟

فرمودند:

یکی از عوامل حضور قلب در نماز این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواس(باصره،سامعه،…)خود را کنترل کنیم.

زیرا برای تحصیل حضور قلب باید مقدماتی را فراهم کرد،باید در طول روز گوش،چشم،و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم و این یکی از عوامل حضور قلب است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »

چگونگی رفتار زن و شوهر هنگام عصباینیت

سرکار خانم زهرا مصطفوی،دختر امام راحل و همسر دکتر بروجردی نیز می گوید:تنها یکی- دو مورد بوده که ایشان به ما نصیحت هایی کرده اند.یکی در ازدواج دختر خودم بود که موقعی که خطبه عقد ایشان را خواندند و ما خصوصی خدمت ایشان بویدم،به دختر من نصیحت کردند که:تو هر وقت شوهرت وارد می شود و دیدی خیلی عصبانی است و حتی در آن عصبانیت به تو تهمت زد و یک چیزهای خلافی گفت،تو در آن موقع به ایشان هیچی نگو؛بعد از آن که از عصباینیت افتاد،بعد ها بگو این حرف تهمت بوده.بعد برگشتند رو به داماد کردند و گفتند: شما هم همین طور؛اگر یک وقتی وارد شدید و دیدید ایشان عصبانی است،آن موقع تذکرات را ندهید.

برداشت هایی از سیره امام خمینی (ره)ج1

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »

يكي از انگاره‌هايي كه به جد و پيوسته درباره انقلاب جهاني امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مطرح است، زمينه‌سازي و مقدمه‌چيني سياسي براي آن است. در اين راستا امام خميني رحمه الله يك ايده و نظريه كاملي ارایه داده‌اند كه در يك عبارت مي‌توان آن را چنين بيان كرد: «با تمام امكانات پيش به سوي انقلاب مهدوي»

بر اساس اين رويكرد، منتظران و شيعيان واقعي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، نقش و مسئوليت مهم سياسي ـ اجتماعي در ظهور و شكل‌گيري حكومت جهان گستر مهدوي دارنآماده كردن خود و جامعه و فراهم ساختن لوازم، عوامل و شرايط يك خيزش عمومي و جهاني و حركت به سمت تشكيل جامعه فاضله اسلامي به رهبري مصلح كل و منجي موعود حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است كه مستلزم كار سياسي قوي و فراگير است و انقلاب اسلامي ايران، مي‌تواند طليعة مباركي براي اين امر باشد.

استراتژي «وحدت امت اسلامي» و «نزديكي جوامع ستمديده و مستضعف» از ايده‌هاي بنيادين امام خميني است كه هم باعث تقويت و توانمند شدن آنان مي‌گردد و هم زمينه ساز و مقدمه‌اي براي انقلاب جهاني امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف.

حضرت در واپسین لحظات، علی و «فاطمه» و حسن و حسین را فراخواند و به همه ی کسانی که در خانه اش بودند دستور داد از آنجا بیرون روند و بر بانو ام سلمه فرمود بر درب خانه بایست تا کسی وارد نشود. ….آنگاه پیامبر سرش را بسوی آنان بلند کرد و در حالی که دست فاطمه(س) بر دست آن حضرت بود، دست علی(ع) را نیز گرفت و دست فاطمه(س) را بدست علی(ع) سپرد و فرمود

ای اباالحسن! این امانت خدا و امانت پیامبرش، محمد(ص) است که به تو می سپارم

امانت خدا و پیامبر را خوب حفظ کن. و من می دانم که تو آن را رعایت خواهی نمود. و افزود: علی جان! به خدای سوگند این سالار بانوان بهشت است. به خدای سوگند این مریم پرشکوه من است

. علی جان! وای بر کسی که به فاطمه ستم روا دارد. وای بر کسی که حق وی را غصب کند وای بر کسی که حرمت و شکوه او را هتک نماید.

ادامه »


موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
بوی خدا

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
خوشرویی

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
روزگاری مردی ....

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
شلغم

شلغم

   شلغم گیاهی است با برگ های ناصاف و بریدگی های زیاد به رنگ سبز و سفید ، ریشه آن غده ای و به شکل گرد و یا درازبه رنگ سفید با لکه های بنفش می باشد . شلغم در هوای سرد ، بسیار خوب رشد می کند و دارای مواد ضد سرطانی است .

خواص دارویی :

   شلغم از نظر طب سنتی طبیعت گرم و تر دارد ، خواص شلغم ان قدر زیاد است که می توان گفت این گیاه برای هر درمانی است و اگر مردم می دانستند که این گیاه چقدر فایده دارد تمام باغچه های خانه خود را شلغم می کاشتند و هر روز از آن استفاده می کردند .

شلغم مقوی است .
شلغم اشتها آوراست .
فسفر آن مغز و اعصاب را تقویت می کند .
شلغم باعث درمان تشنج و گواتر می شود.
 شلغم سرفه را تسکین می دهد .
آب شلغم قند خون را پایین می آورد .
اگر گلو درد دارید آب پخته شلغم را غرغره کنید .
خوردن آب شلغم ، درمان کننده جوش صورت است .
آن هایی که حافظه ضعیف دارند حتما باید شربت شلغم بخورند زیرا ثابت شده است که شلغم حافظه را تقویت می کند .
شلغم به علت داشتن ویتامین B1 علاج كم خوني است .
شلغم برای رشد و نمو استخوان ها مفید است ، بنابراین زنان باردار و یرده حتماً باید از آن استفاده کنند .
زن حامله ای که در مدت بارداری شلغم خورده باشد بچه اش زودتر رشد کرده ، زودتر حرف می زند و حتی زودتر راه می افتد و در مقابل امراض مقاومت بیشتری خواهد داشت .
شلغم برای بیماران مبتلا به بیماری قند مفید است واز خام آن می توان به عنوان انسولین گیاهی استفاده کرد .
مضرات :

   شلغم برای کسانی که معده ضعیف دارند به علت دیر هضم شدن آن ممکن است که باعث نفخ شود ، چون دارای مقداری سلولز بوده و کمی سنگین می باشد لذا برای این اشخاص بهتر است از شلغم های کوچک تر و لطیف تر استفاده کنند در ضمن برای خنثی کردن زیان های احتمالی همراه آن از زیره و فلفل و شیرینی استفاده کنید مفید خواهد بود .   1

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- نیره ، اژدریان ، دائره المعارف گیاه درمانی ، چاپ اول ، 1389 ، صص 220-216

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »


ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، ” مرگ بر شاه” بود و می دانستند که ” تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود” آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

” مرگ بر این سلطنت پهلوی”

” توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"          “شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد”

” ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"         ” لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است”

” مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"  ” گول نخورید نهضت ما اساسی است”

” نظام شاهنشاهی نابود باید گردد”

” زندگی مصرفی معادل بردگی است”

 ” نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست”

” شاه باید برگردد"    ” اعدام باید گردد”

” مرگ بر این سلطنت پر فریب”

” مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند”

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- “الله اکبر"  

- “لا اله الا الله”

-” یا حسین!”

- “حسین جان، حسین جان!"       “راهت ادامه دارد”

- “نهضت ما حسینیه"         “رهبر ما خمینیه”

ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

” پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن"        ” در دست مجاهد مردان”

” تا خون مظلومان به جوش است"      ” آوای عاشورا به گوش است”

” هر کس که عدالت خواه است"         ” از عدل علی آگاه است”

” این منطق ثارالله است"        ” باید به هم یاری نمائیم”

” فتح اسلام در جهاد است"    ” فتح مسلمان در اتحاد است”

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

” کار شاه تمام است"     ” خمینی امام است”

” استقلال و آزادی”

” جمهوری اسلامی “

” آخرین کلام است”

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- “الله اکبر، خمینی رهبر”

- ” تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست”

- “نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه”

- “ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی “

- “حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله”

یا

- “خمینی آزاده، پیام عالی داده “   ” که نهضت ما قطعی است”

” پیروزی ما حتمی است"   ” اگر نمایی تو استقامت”

” سکوت بیجا بود خیانت”

” برو تو ای بیگانه” ” مگو دگر افسانه” ” که رهبر ما باشد” ” خمینی فرزانه” ” بود به مهدی مرید و نایب” ” شود بزودی امیر و غالب”

یا می گفتند:

” مجاهد بت شکن” ” خمینی قهرمان” ” فرموده است اینچنین” ” به ملت مسلمان” ” بهترین عبادت” ” به نزد خداوند” ” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:

” ای شاه خائن آواره گردی” ” خاک وطن را ویرانه کردی” ” کشتی جوانان وطن، آه و واویلا” ” کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا” ” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

” ای شهید حق آیم به سویت"      ” بهشت موعود در پیش رویت”

” مادر ندیده روی تو، الله اکبر"        ” پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر”

” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

” زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما”

یا می گفتند:

” خون گرفته ایران را ” ” قزوین و خراسان را” ” کشتند جوانان را” ” حامیان قرآن را” ” مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!”

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

” خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم”

” از جان خود گذشتیم"     ” با خون خود نوشتیم”

” یا مرگ یا خمینی”

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

” می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت”

” توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد"  ” حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد”

” به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد”

” اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه”

” جنگ مسلحانه به یاری روح الله” ” سلطنت واژگون” ” شاه را سرنگون” ” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

” توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد” ” شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد”

” وای اگر خمینی حکم جهادم دهد”

” ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد”

  به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی حماسه، شعر و شور و شعور
ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، ” مرگ بر شاه” بود و می دانستند که ” تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود” آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

” مرگ بر این سلطنت پهلوی”

” توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"          “شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد”

” ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"         ” لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است”

” مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"  ” گول نخورید نهضت ما اساسی است”

” نظام شاهنشاهی نابود باید گردد”

” زندگی مصرفی معادل بردگی است”

 ” نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست”

” شاه باید برگردد"    ” اعدام باید گردد”

” مرگ بر این سلطنت پر فریب”

” مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند”

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- “الله اکبر"  

- “لا اله الا الله”

-” یا حسین!”

- “حسین جان، حسین جان!"       “راهت ادامه دارد”

- “نهضت ما حسینیه"         “رهبر ما خمینیه”

ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

” پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن"        ” در دست مجاهد مردان”

” تا خون مظلومان به جوش است"      ” آوای عاشورا به گوش است”

” هر کس که عدالت خواه است"         ” از عدل علی آگاه است”

” این منطق ثارالله است"        ” باید به هم یاری نمائیم”

” فتح اسلام در جهاد است"    ” فتح مسلمان در اتحاد است”

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

” کار شاه تمام است"     ” خمینی امام است”

” استقلال و آزادی”

” جمهوری اسلامی “

” آخرین کلام است”

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- “الله اکبر، خمینی رهبر”

- ” تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست”

- “نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه”

- “ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی “

- “حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله”

یا

- “خمینی آزاده، پیام عالی داده “   ” که نهضت ما قطعی است”

” پیروزی ما حتمی است"   ” اگر نمایی تو استقامت”

” سکوت بیجا بود خیانت”

” برو تو ای بیگانه” ” مگو دگر افسانه” ” که رهبر ما باشد” ” خمینی فرزانه” ” بود به مهدی مرید و نایب” ” شود بزودی امیر و غالب”

یا می گفتند:

” مجاهد بت شکن” ” خمینی قهرمان” ” فرموده است اینچنین” ” به ملت مسلمان” ” بهترین عبادت” ” به نزد خداوند” ” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:

” ای شاه خائن آواره گردی” ” خاک وطن را ویرانه کردی” ” کشتی جوانان وطن، آه و واویلا” ” کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا” ” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

” ای شهید حق آیم به سویت"      ” بهشت موعود در پیش رویت”

” مادر ندیده روی تو، الله اکبر"        ” پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر”

” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

” زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما”

یا می گفتند:

” خون گرفته ایران را ” ” قزوین و خراسان را” ” کشتند جوانان را” ” حامیان قرآن را” ” مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!”

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

” خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم”

” از جان خود گذشتیم"     ” با خون خود نوشتیم”

” یا مرگ یا خمینی”

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

” می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت”

” توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد"  ” حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد”

” به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد”

” اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه”

” جنگ مسلحانه به یاری روح الله” ” سلطنت واژگون” ” شاه را سرنگون” ” مرگ بر شاه، مرگ بر شاه”

” توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد” ” شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد”

” وای اگر خمینی حکم جهادم دهد”

” ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد”

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »

ناراحت کردن پدر و مادر :

از جمله مواردی که سد راه پیشرفت طلبه است آزردن خاطر پدر و مادر است ؛ عالم ربانی و معلم اخلاق ، مرحوم احمد نراقی در کتاب شریف معراج السعاده می فرماید : « بیچاره کسی است که عاق پدر و مادر باشد ، نه در دنیا خیر می بیند و نه در آخرت ، ونه از عمر خود بهره ای می برد و نه از عزت و احترامی برخوردار می گردد ، چنان است که یک لقمه ی نانی به دل خوش ، از گلوی او فرو    نمی رود ، ویک شربت آبی گوارا به کام او نمی رسد .

از حضرت پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند : « از اذیت و آزار پدر و مادر برحذر باشید ، به درستی که بوی بهشت از هزار سال راه به مشام آدمی می رسد ولی کسی که عاق والدین باشد بوی آن به مشام او نخواهد رسید ، » و فرمودند : « هر کس صبح کند در حالی که پدر و مادر بر او غضبناک باشند دو درب جهنم بر روی او گشوده می شود .

پس طبق این حدیث شریف اگر طلبه ای خدائی ناخواسته ، پدر و مادرش از او ناراضی باشند و در صدد رضایت آنها بر نیاید هر کاری بکند آمرزیده نخواهد شد و همواره در بین مردم ذلیل و خوار خواهد بود .

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
دلتنگ

دلش برای زیارت مولایش چنان بی تاب و مشوش بود که عنان از و گرفته بود . از هیچ اقدامی فروگذار نکرده بود به ذهنش خطور کرد که بهترین راه ورود از باب سیدالشهداء است …

 برای تشرف به محضر امام عصر ( عجل ا… تعالی فرجه الشریف ) چهل جمعه در چهل مسجد ختم زیارت عاشورا می گیریم . روزهای آخر بود . در مسجد نشسته بود ، و مشغول زیارت عاشورا . یک نگاهش به عبارات زیارات عاشورا بود و نگاه دیگرش از لابه لای خیسی قطرات اشک ، رخسار مولا را جستجو می کرد .

  چشمانش را مالید . اشک ها را از جلوی مردمک چشم ها کنار زد نور عجیبی است . آن خانه ی محقّر و کوچک روبروی مسجد … ! در را زد و با اجازه وارد شد . این تلالو نور … !

جنازه ای در کنار اتاق که پارچه سفیدی بر روی آن انداخته بودند توجه او را جلب کرد . اشک امانش نمی داد . گیج شده بود و حیران . به مردی که کنار جنازه نشسته بود سلام کر . جواب سلام شنید … چرا اینگونه دنبال من می گردی و چنین رنج هایی را بر خود وارد می سازی ؟ !

صدایی به آشنایی تک تک عبارات زیارت عاشورا بود. به جنازه اشاره کرد و ادامه داد : مثل این فرد باشید تا من دنبال شما بیایم . این بانو در دوران بی حجابی { زمان رضا شاه } هفت سال از خانه بیرون نیامد، مبادا مرد نامحرم او را ببیند .

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »

عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر…امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد…آن هم نه در کلاس،در خانه…دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم…نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم…
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من…به جز من که از خودم غلط گرفته بودم…
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم…بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم…
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت… چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود… آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند… اما این بار فرق داشت…این بار قرار بود حقیقت مشخص شود…
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم… چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم…
زندگی پر از امتحان است… خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم … تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم… اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد… آن روز چهره مان دیدنی ست…
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم…
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟

#حسین_حائریان

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »

 

سه تا “الف” را

هرگز در “زندگی” از دست نده …. !

“امید”

“اصالت”

“ادب”

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
تذکر

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
سخن بزرگان

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
حدیث

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
حدیث

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
شبهه و پاسخ2

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
شبهه و پاسخ

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 17 بهمن 1396نظر دهید »
خواص درمانی سیر

خواص درمانی سیر

خواص بی نظیر سیر:

از سالهای دور تا کنون از سیر برای تصفیه خون استفاده می شده است. سیر حاوی ترکیبات گوگرد است که سیستم ایمنی بدن را تحریک کرده و پتانسیل بالایی در نابودی تومورهای سرطانی دارد.

خوردن سیر مجاری تنفس و خون را پاک می کند و با این کار از شدت و زحمت تنگ نفس کاسته و گاهی موجب درمان آن می شود.

بعضی از انواع سل ریوی را معالجه می کند مخصوصا وقتی که با شیر ممزوج شود، زیرا در این صورت اثر قابل توجهی در کشتن میکرب کوخ دارد (میکرب سل).

سیر پوست بدن را خوش رنگ و گونه را سرخ و روده ها را از عفونتها پاک می کند به خصوص در اطفال، و با این خصوصیت سپری مقابل تیفوئید و دیفتری و مسکن سیاه سرفه و خروسک است.

عفونت های تنفسی را درمان می کند.

برای تسکین دندان درد، سیر خام را روزی چند بار روی لثه و دندان بمالید.

سیر له شده را روی زگیل قرار دهید تا از بین برود.

برای درمان سینوزیت، چند حبه سیر له شده را در کره تفت دهید و با نان میل کنید.

یک حبه سیر را ریز خرد کنید و با کمی آب میل کنید تا نفخ، یبوست و درد معده برطرف شود.

بوی سیر با جویدن کاهو، جعفری یا خوردن شیر، سیب یا عسل رفع می شود. همچنین گذاشتن مقداری چای خشک در دهان و قورت دادن آن.

روزانه مصرف نصف یا یک حبه سیر خام توصیه می شود.

مصرف پماد غلیظ سیر ممکن است موجب تحریکات جلدی و حتی سوختگی های خفیف شود.

سایر مصارف سیر شامل استفاده از آن برای درمان تب، سرفه، سردرد، شکم درد، احتقان سینوسی، نقرس، روماتیسم، هموروئید، آسم، برونشیت، تنگی نفس، فشار خون پایین، قند خون پایین، قند خون بالا و جای گزیدگی مار استفاده می شود. همچنین از سیر برای مبارزه با استرس و خستگی و حفظ سلامت کبد نیز استفاده می گردد.

سیر برای درمان نسیان و فراموشی مفید است .

مالیدن سیر بر روی گل مژه و جوش پلک چشم باعث برطرف شدن آنها می شود.

گذاشتن سیر پخته در طی چندین روز بر روی میخچه و زگیل باعث رفع آنها می شود.

سیر از جمله سبزیجاتی است که باعث پیشگیری از بسیاری از سرطان ها می شود. مانع از بروز سرطان روده بزرگ، سینه، معده، پروستات و مثانه می شود.

سیر برای درمان بیماری های مختلفی ازجمله آسم، برونشیت، روماتیسم، نقرس، میخچه و زگیل (به صورت موضعی)، سل، دندان درد، نیش زدگی و فشار خون بالا مفید است. در ضمن، سنگ کلیه را خرد می کند و در ضدعفونی کردن دستگاه های ادراری و عفونت های واژینال و مثانه نیز مؤثر است.

مصرف روزی نصف استکان از عصارهٔ سیر و لیمو ترش، تاثیر بسیار زیادی در رفع گرفتگی رگ ها خواهد داشت.

برطرف کننده سرفه، سرماخوردگی و گرفتگی سینه است.

با عفونت مجرای گوارشی مقابله می کند و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

برای افرادی که مبتلا به پرکاری تیروئید هستند، مفید است زیرا که منبع عالی ید است.

ویتامین c موجود در آن برای درمان بیماری اسکوربوت (نوعی بیماری خونی ناشی از کمبود ویتامین ث) موثر است.

برای سلامت قلب مفید است و با انواع بیماری های قلبی عروقی مقابله می کند.

بعضی از افراد از سیر برای پیشگیری از سرطان کولون، سرطان معده، سرطان سینه، سرطان پروستات و سرطان ریه استفاده می نمایند. همچنین از سیر برای درمان سرطان پروستات و مثانه نیز استفاده می گردد. همچنین از سیر برای درمان پروستات بزرگ شده، دیابت، ورم مفاصل، آرتروز، رینیت آلرژیک (تب یونجه)، اسهال مسافران، فشار خون بالا در اواخر بارداری، سرماخوردگی، پیشگیری و درمان عفونت های باکتریایی و قارچی استفاده می شود.

سولفور و سلنیم در آن مانع از بروز تومور می شود و در صورت ایجاد تومور، اندازه های آن را کاهش می دهد.

خاصیت مسکن آن دندان درد را درمان می کند.

با بالابردن میزان انسولین، قند خون را تنظیم می کند.

آنتی اکسیدان قوی موجود در آن، رادیکال های آزاد را که باعث پیری و بیماری می شود خنثی می کند.

با رقیق کردن خون مانع از لخته شدن خون می شود و در نتیجه احتمال بروز سکته را کاهش می دهد.

خاصیت ضدالتهابی دارد.

سیر خام حاوی آنتی بیوتیک طبیعی به نام آلیسین است و باکتری های مقاوم به دارو مانند «MRSA» و «هلیکوباک تر پیلوری» را که باعث زخم معده و سرطان معده می شود از بین می برد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 16 بهمن 1396نظر دهید »
نماز و کودکان

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 16 بهمن 1396نظر دهید »

1 3 4

جستجو
تصاویر
ذکر روز
حدیث روز
















دريافت کد
 لوگوي سايت مراجع معظم تقليد
 
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)