1- امام صادق علیه السلام مى فرماید:

سجده کردن بر تربت امام حسین علیه السلام هفت حجاب را از (منع قبولى آن) نماز بر مى دارد.

 

️2- ذکر با تسبیح تربت سیّدالشّهدا براى هر ذکر چهل حسنه در نامه اعمال مى نویسند، و حتّى بدون ذکر، تسبیح را در دست چرخاندن هر یک بیست حسنه دارد.

 

️3 - هر گاه کام نوزاد را با تربت سیّد الشّهداء باز کنند مانند اکسیرى که مس ‍ را به طلا مبدل میسازد و وجود نوزاد را از هر پلیدى دور نموده و محبّت اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را در دل او مى کارد.

 

️4 - بر لحد یعنى قبر هر میّتى که تربت کربلا باشد از عذاب قبر رهانیده میشود.

 

️5 - تربت کربلا بر هر درد بى درمانى شفا بخش مى باشد کما اینکه بسیار تجربه شده است و در کتب مختلف ذکر گردیده است .

 

️6 - خاک مقتل حسین بن على علیه السلام حصن ، یعنى حصار مى باشد از هر آفات و هر گزندى ، و هر کس آن را با خود حمل نماید، محفوظ خواهد ماند.

 

️7- آرام بخش تلاطم موّاج دریاهاست یعنى هرگاه دریا به تلاطم آید، و چاره از همه جا قطع گردد،کمى تربت کربلا بر آن بپاشند دریا آرام میگیرد.

 


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 24 مرداد 1397نظر دهید »

مردی به حضور پیامبر اکرم

(صلی الله علیه و آله و سلم) 

رسید و پرسید:

 «ای رسول خدا! من سوگند خورده ام 

که آستانه ی در بهشت را ببوسم، اکنون چه کنم؟» 

 

 

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: 

پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس،

 

یعنی اگر چنین کنی،

به آرزوی خود در مورد بوسیدن

آستانه ی در بهشت می رسی 

او پرسید:

اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟

 

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: قبر آنها را ببوس…


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 24 مرداد 1397نظر دهید »
دعوت از عموم بانوان شهر اراک

بسمه تعالی

بر اوج محبت علی اوجی نیست

در بحر بجز کرامتش موجی نیست

در کل ممالک و مذاهب به جهان

مانند علی و فاطمه زوجی نیست

سالروز نورانی ترین پیوند هستی مبارک

به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (علیه السلام ) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)مراسم جشن با شکوهی برگزار می گردد.

از جنابعالی دعوت بعمل می آید با حضور خود زینت بخش محفل ما باشید.

روز دوشنبه 97/5/22 ساعت 10 صبح

مکان:سنجان - حوزه نرجسیه (س)


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 22 مرداد 1397نظر دهید »

کلیک کنید و  نماهنگ زیبا را تماشا کنید.یا علی

ادامه »


موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 18 مرداد 1397نظر دهید »

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ اللَّيْلَ مُظْلِما بِقُدْرَتِهِ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِراً بِرَحْمَتِهِ وَ كَسَانِي ضِيَاءَهُ وَ أَنَا فِي نِعْمَتِهِ اللَّهُمَّ فَكَمَا أَبْقَيْتَنِي لَهُ فَأَبْقِنِي لِأَمْثَالِهِ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لا تَفْجَعْنِي فِيهِ وَ فِي غَيْرِهِ مِنَ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ بِارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ وَ اكْتِسَابِ الْمَآثِمِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ خَيْرَ مَا فِيهِ وَ خَيْرَ مَا بَعْدَهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّهُ وَ شَرَّ مَا فِيهِ وَ شَرَّ مَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ إِنِّي بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ عَلَيْكَ وَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسْتَشْفِعُ لَدَيْكَ ،
سپاس خداى را كه شب تاريك را با قدرت خود برد و روز روشن را به رحمتش آورد و لباس پرفروغ آن را درحالیكه قرين نعمتش بودم بر تن من كرد، خدايا! همچنان كه مرا براى اين روز نگاه داشتى براى امثال آن نيز پابرجا بدار و بر پيامبر اسلام محمّد و خاندان او درود فرست و مرا در اين روز و شبها و روزهاى ديگر به فاجعه انجام گناهان مبتلا مساز، خير اين روز و و خير آنچه در آن است، و خير بعد از اين روز را روزی ام گردان و شرّ اين روز و شرّ آنچه در آن است و شرّ بعد از آن را از من دور ساز.
خدايا! من با گردن نهادن به دين اسلام به سوى تو وسيله میجويم و با حرمت نهادن به قران بر تو اعتماد میكنم، و دوستى محمّد، بنده برگزيده است كه (درود خدا بر او و خاندانش باد) نزد تو شفاعت میطلبم،
فَاعْرِفِ اللَّهُمَّ ذِمَّتِيَ الَّتِي رَجَوْتُ بِهَا قَضَاءَ حَاجَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ اقْضِ لِي فِي الْخَمِيسِ خَمْساً لا يَتَّسِعُ لَهَا إِلا كَرَمُكَ وَ لا يُطِيقُهَا إِلّا نِعَمُكَ سَلامَةً أَقْوَى بِهَا عَلَى طَاعَتِكَ وَ عِبَادَةً أَسْتَحِقُّ بِهَا جَزِيلَ مَثُوبَتِكَ وَ سَعَةً فِي الْحَالِ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ وَ أَنْ تُؤْمِنَنِي فِي مَوَاقِفِ الْخَوْفِ بِأَمْنِكَ وَ تَجْعَلَنِي مِنْ طَوَارِقِ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ فِي حِصْنِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ تَوَسُّلِي بِهِ شَافِعاً يَوْمَ الْقِيَامَةِ نَافِعاً إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
پس بار خدايا پيمانى كه روا شدن حاجتم را به آن اميد بسته ام به حساب اور، اى مهربان ترين مهربانان! بار خدايا در روز پنجشنبه پنج حاجت مرا برطرف نما، كه آنها را جز كرم تو گنجايش و جز نعمت هاى تو طاقت ندارد: سلامتى كه با آن براى انجام طاعتت نيرو گيرم و عبادتى كه با آن سزاوار پاداش فراوان تو گردم، و گشايشى در حال، من با روزى حلال و اينكه به من با امن خويش در هنگامه هاى ترس امنيت دهى، و از هر غم و اندوه كوبنده در دژ استوار خويش پناهم دهى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و چاره جويی ام را بوسيله او شفيع سودمندى برايم در روز قيامت قرار ده، به يقين تو مهربان ترين مهربانانى.


موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 18 مرداد 1397نظر دهید »

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

ادامه »


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

داخل مغازه میشوم و به اطراف چشم میچرخانم ,هر چه بیشتر نگاهم دور میزند و قفسه ها را از نظر میگذرانم ,بیشتر حس غربت میکنم انگار وارد بازار مشترک شده ام جایی خارج از وطن. فروشنده بدون توجه به حضور ما یک بند با تلفن حرف میزند .لختی درنگ میکنم یک بار دیگر مغازه را بالا و پایین میکنم چرخی دوباره و از مغازه بیرون میزنم.راسته خیابان ایرانشهر را که پر است از فروشگاهای لوازم خانگی میگیرم و پایین میروم ,یک به یک مغازه ها را که سردر هر کدامشان یک تابلو است که معرف برندی خارجی است از نظر میگذرانم .با امید وارد هر مغازه و ناامید خارج میشوم و دلم بیشتر میگیرد.از هرکدام سراغ جنس ایرانی را میگیرم ,یا ندارند و یا هزار و یک وصله به آن میچسبانند. طبقه ها بیخ در بیخ پر است از برندهای خارجی و غربت تولید داخل بدجور حال آدم را بد میکند.فروشنده بفرما میزند :"می تونم کمکتون کنم؟” حیران سر میگردانم و از وسیله ای میپرسم که قصد خریدش را دارم.به طبقه اشاره میکند و پیشنهاد می دهد .می پرسم :"ایرانیه؟” فروشنده که خانم است با نههههههه کشیده ای ,به من اطمینان می دهد که ایرانی نیست و من غمگین تر از قبل میگویم :"ولی من ایرانیش رو می خوام” خانم فروشنده که تازه دوزاریش افتاده حالت چهره اش عوض شده ,تنها به یک مورد تولید داخل که غریبانه در میان ده ها برند خارجی رنگ باخته اشاره میکند. اما این کشف مرا خوشحال نمیکند , چرا که غربت و بیکاری کارگران کشورم را می بینم که شغلشان را در رقابتی ناجوانمردانه به کارگران چینی و فرانسوی و آلمانی و….باخته اند.کارگرانی که عرق جبین از خستگی کار جایش را به عرق شرم در برابر زن و فرزند داده است. خوشحال نمیشوم چرا که حرف ولی را می بینم که بر زمین مانده و تیغ تیز واردات را بر گلوی تولید داخل و اقتصاد مقاومتی نظاره گرم. خوشحال نمی شوم چرا که هم وطنم از ایرانی بودن اجناسش اعلام برائت میکند و برای بیگانه بازار یابی میکند. آری !امروز فهمیدم ,جهاد همیشه در میدان رزم نیست ,گاهی برای خریدن کالای ایرانی در بازار ایران نیازمند جهادی. .
اقتصاد مقاومتی, تولید داخل, حمایت, واردات, کالای ایرانی


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

پای جانان، نثار جان، عشق است
طعنه خوردن از این و آن عشق است

نیمه شب فرصت تقرّب ماست
یاد معشوق در نهان عشق است

 

هر که ظرفش شکست بالا رفت
چون که همراه امتحان عشق است

همه دنبال سود و منفعتند
ضرر و نفع عاشقان عشق است

هر چه جز عشق بی گمان فانی ست
آنچه باقی است بی گمان عشق است

اول صبح با تمام وجود
ذکر یا «صاحب الزّمان» عشق است

خیر من، وصل یا که هجران است
هر چه او خواسته همان عشق است

بگذارید دربه در بشویم
وسط صحن جمکران عشق است

اربعین رفتن به سوی حسین
بی‎قرار و جزع کنان عشق است

پا برهنه به شارع العباس
برسم لحظه‎ی اذان، عشق است

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

خداوند ان شاالله داعش را ریشه کن کند ،چندین سال پیش ، برای زیارت به سوریه رفته بودم . در حرم حضرت رقیه ‌س کنار دیوار نشسته بودم و جمعیت مدام از جلوی من رد می شدند.
خانم جوانی که با آرایش حرم آمده بود ، کیف سامسونت بزرگی را محکم با دو دست چنان چسبیده بود که ، توجه همه را به خود جلب می کرد.
وقتی جلوی من ایستاد ، کیف جلوی صورت من قرار گرفت. متوجه شدم که یک خط نازک روی کیف کشیده شده، مانند برش تیغ!
اهسته صدایش کردم نشنید ، بعد با دست چادرش را تکان دادم و گفتم : خانوم ، خانوم !
با عصبانیت گفت : چی میگی؟
گفتم : مثل اینکه کیفتون زدند!
نیشخندی زد و کیفش نگاه کرد ، کمی که دقیق شد ، وحشت زده کیف را باز کرد ، کیف خالی بود ، دو دستی به سرش می زد و داد و بیداد می کرد !

خیلی ها هم الآن خیالشان راحت است چون فکر می کنند چمدان آخرتشان پر است، ولی خبر ندارند با عجب ، غرور ، منت گذاری و ریا همه ی اعمالشان را حبط و نابود کرده اند !

أُولَٰئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَّا کَ


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

#داستان_اخلاقی

معتب گفت: در مدینه گرانى شده بود حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: چقدر خوراکى داریم؟
عرض کردم: چندین ماه ما را کفایت می کند.

🔸فرمود: به بازار ببر و بفروش.

🔸عرض کردم: آقا در شهر خوراکى نیست. فرمود: بفروش.

🔸وقتى فروختم؛ فرمود: حالا مثل مردم، روز به روز خریدارى کن.

🔸سپس فرمود: خوراک خانواده ام را نصف جو و نصف گندم قرار بده. خدا می داند من می توانم که تمام خوراک آنها را گندم کنم ولى میل دارم خداوند ببیند صرفه جوئى و اندازه در خرج بکار برده ام.

🔸«أُحِبُّ أَنْ یَرَانِیَ اللَّهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِیرَ الْمَعِیشَة»

کافی ، ج 5 ص 16


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »
فاصله فقط 4 انگشت ! از گوش تا چشم

همین که واردِ جَمعِمان شد، گفت: « شنیدید راجع به فلانی چی میگن ؟! »

 

با آب و تاب داشت؛ تعریف می کرد. گوش تیز کرده بودیم و به دقت مُستمعِ سخنانِ وی شده بودیم. ناگهان، دوستی بانگ برآورد: « تیر انداز، تیرت به خطا رفت؛ در این فاصله چهار انگشتی … !!! » *

بعضی وقتها چقدر راحت به شنیده ها اکتفا می کنیم …

 

  خطبــــه 141 نهج البلاغــــه

 

  التحذیر من سِماع الغيبة  

أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِيهِ وَثِيقَةَ دِينٍ وَ سَدَادَ طَرِيقٍ فَلَا يَسْمَعَنَّ فِيهِ أَقَاوِيلَ الرِّجَالِ، أَمَا إِنَّهُ قَدْ يَرْمِي الرَّامِي وَ تُخْطِئُ السِّهَامُ وَ يُحِيلُ الْكَلَامُ وَ بَاطِلُ ذَلِكَ يَبُورُ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ وَ شَهِيدٌ. أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ.
فسُئل (علیه السلام) عن معنى قوله هذا، فجمع أصابِعَه و وضَعَها بَينَ أذُنِه و عَينِه ثم قال: الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ، وَ الْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ 

      پرهیــز از شنیدن غیبت  

اى مردم، آن کس که از برادرش، اطمینان و استقامت در دین و درستی راه و رسم را سراغ دارد، باید به گفته مردم درباره او گوش ندهد. آگاه باشید! گاهی تیر انداز، تیر اَفکَنَد و تیرها به خطا می رود؛ سخن نیز چنین است. درباره کسی چیزی می گویند که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی است، و خدا شنوا و گواه است. بدانيد، كه ميان حق و باطل تنها چهار انگشت فاصله است.
از او پرسيدند كه اين به چه معنى است؟ انگشتانش را كنار هم نهاد و ميان گوش و چشم قرار داد و گفت: باطل اين است كه بگويى شنيدم، و حق اين است كه بگويى ديدم.

 

  


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

از وقتی که خبر نامه حاج قاسم رسانه ای شد و متن نامه را دیدم , این عبارت نامه “دست شما برای ایراد این سخنان به موقع، حکیمانه و صحیح می‌ بوسم” برایم خیلی سنگین بود ,دائم با خودم فکر می کردم چرا باید یکی مثل#سردار_سلیمانی که کابوس شبهای نتانیاهو است اینگونه از یک موضع طبیعی رییس جمهو کشور انقلابی مانند ایران دفاع کند که در طی پنج سال فقط مواضع دشمن شاد کن داشته و دستاوردی جز تورم و فساد و بیکاری و تبعیض نداشته و با ناکارآمدی حتی کشور را به مرز ناامنی و بحران رسانده است. خیلی فکر کردم و تحلیل های زیادی را مطالعه کردم .واکنش های شتابزده اصول گرایان و برخی انقلابیون که بی ادبانه و غیر منصفانه به سردار تاخته بودند و با زبان نیش و کنایه به زعم خودشان نقد کرده بودند را اصلا نپسندیدم. اما بالاخره به نتیجه رسیدم و تا حدودی زیادی قانع شدم.اکنون کشور در موقعیت حساسی قرار گرفته و حسن روحانی در زمانی زبان به این تهدید گشوده که اجماع جهانی بر علیه کشور در بالاترین حد خود قرار گرفته و قرار است اروپا در برجام به ایران تضمین بدهد. از طرفی این تهدید حسن روحانی مبنی بر اینکه نفت برای همه یا هیچ کس اولین یا جدی‌ترین تهدید اوست. . از طرفی این تهدید از جانب کسی مطرح شده که در طول چند سال کشورداری تماما پالس سازش و مذاکره با غرب را ارسال کرده و دائما کلید حل مشکلات کشور را در تعامل با خارج از مرزها جستجو کرده است و با کدخدا بستن او را همه به خاطر دارند و همه شاهد مواضع او بعد از خروج آمریکا از برجام بوده اند, خوب اکنون غرب که یکبار دیگر با ایران به مذاکره نشسته است چگونه باید این پارادوکس در مواضع روحانی را باور کند و حساب کار دستش آید؟ قطعا باور این موضع از زبان دیپلماسی تعامل محور کنونی پشتوانه ای قوی می طلبد آنهم تضمینی از جنس مردانه کسی که غرب به hero بودن او باور و اذعان دارد, و نامه سردار سلیمانی با آن اوج وحدت و رأفت به بهترین شکل هم پیام وحدت می دهد و هم تضمین.چرا که قاسم سلیمانی کسی است که وقتی می گوید کار داعش تا سه ماه دیگر تمام است,حرفش دو ماهه عملی میشود و وقتی سردار از شادمانی رهبر انقلاب می گوید یعنی این نامه بدون هماهنگی با فرمانده نوشته نشده است. نکته مهم بعدی به عقیده تحلیل گران نوشتن این نامه توسط سردار سلیمانی دربردارنده این پیام به غرب است که استراتژی ما تنها محدود به بستن#تنگه_هرمز نیست ,چرا که همه می دانیم سپاه قدس ,نهادی برون مرزی است و مقاومت منطقه را نیز در بر میگیرد و شامل حمایت #انصارالله_یمن در بستن تنگه باب المندب نیز میشود. چراکه نیروی قدس سپاه پاسداران در منطقه غرب آسیا از عراق تا ساحل مدیترانه و از جنوب تا باب‌المندب و سواحل عمان و یمن نفوذ چشمگیری دارد. به گفته روزنامه الرای کویت :اگر تهدید ایران در بستن تنگه هرمز عملی شود قیمت نفت در بازارهای جهانی به 300 دلار در هر بشکه می رسد. پیام نامه سردار سلیمانی را طبق معمول غریبه ها بهتر از خودی ها درک کردند و عمق راهبردی این پیام را با طعنه و متلکهای برخواسته از هوای نفس به قهقراء نبردند. و روی آخر سخنم به کسانی است که عادت دارند بر زخم بنشینند و فقط زبان تند نقد را بلدند در حالیکه خودشان کوچکترین نقد را بر نمی تابند همانها که حتی به شعر مودبانه عید فطر امسال دکتر مطیعی خرده گرفتند و معتقد بودند که به رییس جمهور کم لطفی شده ,اکنون به سردار هم که پیام وحدت و اقتدار به دنیا صادر میکند می تازند. آنقدر زدن روحانی برایمان ارجح است که در این راه حتی به قهرمانان بین المللیمان هم رحم نمی کنیم.متاسفانه ادب در برابر ذی حقان را فراموش کرده و زیادی سیاسی شده ایم و غافلیم از اینکه حر را ادبش حر کرد. مولا علی علیه السلام در خطبه 16 می فرمایند:"إِن بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نبيكم صلى الله عليه و اله وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ…هان اي مردم، همان بلاي تفرقه و هوي پرستي كه در روز بعثت پيامبر - درود خدا بر او و خاندانش - گريبان گيرتان شد، امروز باز گشته است. سوگند بدو كه پيامبر را بحق فرستاد، شمايان در كوره آزمايش رويد، و دستخوش دگرگوني شويد، و در غربال سختيها در آييد، و چونان ديگ پرجوش و خروش زير و بالا شويد.”


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »
دعا در حق مرزبانان

روزی آقای قرائتی می گفتند: بعد عاشورا خیلی از آنهایی که آمده بودند برای غارت، برای جنایت، برای کشتن نوه ی پیغمبرشان ،مرزبان شدند و سالها بعد امام سجاد(ع) مرزبانان را دعا کرد .همه اشان را .حتی آنهایی را که روزی در زمره ی شقی ترین خلایق بودند.

 

امروز بعد خبر جانگداز شهادت یازده تن از همین مرزبانان فراز بیست و هفتم از صحیفه سجادیه را خواندم ،رسیدم به این جمله:اللهم اقلم عنهم اظفارهم. خدایا ناخن دشمن را کوتاه کن از زدن حتی ناخنکی بر مرزبانان ما.

 

دعا در حق مرزبان به راستی به جاست که : شادی و بگو و بخند و کلا خوشبختی شروعشان از مرز است.

 

اصلا شروع همه ی خوشبختی های عالم از کنار مرزهای امن است. فقط کاش این خوشبختی و آرامش برای همه بود .حتی برای مادر و فرزند و همسر مرزبانان ، حتی برای لبهاشان و حتی تر برای چشمهاشان.

 

شادی روح همه ی شهدای مرزبان صلوات
کلیدواژه ها: دعا برای مرزبانان, دعای امام سجاد

موضوعات: دلنوشته, شهدا


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

مطالبی راهبردی و مهـــــــــــــــم🇮🇷🇮🇷

اتمام حجت رهبر معظم انقلاب

برای مردم:

همه ما ایرانیها اعم از شیعه و سنی ، همه اقوام از ، کرد ،عرب، لر ، ترک ، بلوچ ، ترکمن ، بختیاری ، و….گرفته تا همه جریانات سیاسی اصولگرا ، اصلاح طلب و….باید بدانیم.

◻جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی فعلی وجود نخواهد داشت. اگر خدای ناکرده این نظام جمهوری اسلامی فعلی سرنگون شود ، فکر نکنید زمان قبل از انقلاب مثل دوران پهلوی شکل می گیرد. نخیر . آنهایی که خواب تشریف دارند را بیدار کنید. 

◽امریکا و انگلیس پشت دستشان را داغ کرده اند که بخواهند حکومتی مانند پهلوی را دوباره بر سر ما ایرانیها بگذارند!!!. پس جایگزین این نظام جمهوری اسلامی اگر خدای نکرده سرنگون  شود چیست؟!

▫جوابش را آمریکایی ها از زبان سگ هارشان داعش بیان کرده اند ، حمام خون ، قتل عام سراسری ، فاجعه انسانی ، نسل کشی ایرانیان بصورتی بسیار بدتر از میانمار !!!

لذا کسانی که فکر می کنند با رفتن ولایت فقیه و از بین بردن جمهوری اسلامی همه چیز عالی میشود ، بسیار بسیار در اشتباهند . اینها هیچ چیز از عالم سیاست و گرگهای در کمین مردم ایران نمی دانند. 

آخر و عاقبت نظام جمهوری اسلامی چیزی بسیار بدتر از سوریه فعلی است. حالا سوریه کسی مانند ایران را داشت بفریادش برسد، اگر ما غارت شویم ، اگر به ما شبیخون بزنند خدا میداند چه خواهد شد. فقط همین را بدانید که کار بجاهایی برسد که حسرت این ایام را خواهیم خورد. باید دست خانواده ات را بگیری و فراری کوه و بیابان بشویم.

ای مردم ایران ، قدر این امنیت را بدانید و همه مشکلات را با جان و دل تحمل کنید ، در انتخابات دقت کنید ، ‌کسی را به داخل مجلس و دولت بفرستید که زجر کشیده و از طبقه محرومین باشد، آنگاه مشکلات کشور حل خواهد شد. به تفکر انقلابی رأی دهید. آشوب و اغتشاشات مایه خوشحالی دشمن است. خیلی دقت کنید.

نشر دهید واسه اونایی که سنگ دشمن را به سینه میزنند.😔
نشر حداکثری


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »
رابطه صبر با ازدواج

سوره النحل آیه ۱۲۷ : وَ اصْبرِ وَ مَا صَبرْکَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لَا تحَزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لَا تَکُ فىِ ضَیْقٍ مِّمَّا یَمْکُرُون‏

وصبر کن در آنچه به تو رسید و نیست صبر تو مگر به توفیق خدا. و غمگین مشو بر تسلط یافتن ایشان بر لشکر تو. و مباش دلتنگ از آنچه مکر با تو می‏ کنند.

چقدر معنای ایات به زندگی و روزمره های ما نزدیک است، گاهی انقدر آدم های دورو برت و با آن اخلاق های بدشان و مشکلات، خودشان را به ادم می چسبانند که دوست داری یک لحظه دیگر هم در این دنیا نباشی، چه برسد که حالا حالا باید نفس بکشی.
در این مواقع یاد سفارش های مادرم قبل از عقد میفتم. ( دخترم دیگه فکر نکن خونه خودت خونه ی خاله هستا اینجا دیگه سر هر چیزی نمیتونی گریه کنی
و بری تو اتاق بست بشینی تا یکی بیاد و منتت رو بکشه اونجا باید همه چی رو خودت مدیریت کنی و سختی هارو تحمل کنی و صبور باشی.)
من هم از روی خجالت گونه هایم قرمز می شد و سرم را پایین می انداختم. همیشه تنها کسی که می توانست روی من تاثیر بگذارد مادرم بود، چون می دانستم تنها کسی که واقعا صبور است مادرم است حالا پدرم که از او صبورتر، اما خب من دخترم و بیشتر نگاه و رفتارم به مادرم است.
وقتی که نوجوان بودم و می دیدم که مادرم در آن همه سختی ها سکوت می کند و زیر لب می گوید الله اکبر توکل به خدا اشک در چشمانم جمع می شد و از طرفی هم که دختر احساساتی بودم همیشه ی خدا در این مواقع دلم برای مادرم می سوخت که فقط سکوت می کرد و نگاهش به اسمان بود.
حالا این روز ها حرف هایش مثل یک گوشواره آویزه ی گوش هایم هست و ثانیه ای هم از گوش هایم برشان نمی دارم، هر وقت اطرافیانم با کارهایشان یا مشکلات روی سرم خراب می شوند سکوت می کنم و توی دلم از خدا کمک می خواهم. اما صبر همیشه برایم نماد مقاوت و شجاعت بانویی ست که در برابر آن همه مشکلات کمر خم نکرد و فرمود من جز زیبایی چیزی نمی بینم چه دلنشین است این سخن، هروقت ناامید شوم یاد این صبر حضرت زینب دلم را آرام می کند و زیر لب می گویم یا حضرت زینب من و دخترم را زیر آن چادر خاکیت پناهی


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »
یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

خورشيدهر روز از سمت مشرق طلوع كرده وجهان را روشن ميكند، اما آفتاب ايران زمين در طوس هرسحر نور افشاني ميكند. رو به سمت حرم كه مي ايستم، نور گنبد طلا تمام وجودتاريكم را روشن ميكند. سلامي از دور عادت هرروزه ام شده است. نواي زيباي خادمت كه صلوات خاصه را ميخواند، تكرار ميشود. با بالهاي  خيالي ام به مشهد رسيدم. دست بر سينه، سر به زير،چشمانم را روي ميگذارم. به سمت ورودي بست نواب و رواق دار الحجة گام بر ميدارم. نزديكي هاي رواق بوي قورمه سبزي و غذاي حضرتي كه همه جا را پر كرده به مشام من هم رسيد . تندتر ميروم، اما  چرا به صحن انقلاب  نميرسم؟؟ تشنه ام دلم جرعه اي از آب سقاخانه ي  اسماعيل طلا ميخواهد. ديدم زني دلش را به پنجره مي بنددو من هم. فقير در گاه تو هستم. دلي تنگ را دخيلش ميكنم و برآوردن حاجات را ميخواهم. چند قدم فاصله تا ضريح مطهر وباز هم فاصله حيف چه زود سلام تمام شد، ديگر صداي خادم نمي آيد. دلم نمي خواهد، از اين روياي شيرين به واقعيت برسم. دخترم صدا ميزند:"مامان، مامان، صبحانه، صبحانه ميخواهم". من از رويايي شيرين سير شدم، مثل كودكاني لجبازشده ام و دلم چيزي جز حرم نميخواهد. تا كي رويا ببافم. با حلوا حلوا كه دهانم شيرين نميشود. آقاجان پاي دعوت نامه ي ما ومن  را هم امضا كن. تا بياييم و در راه اين بيت زيبا را زمزمه كنيم. فقير و خسته به در گاهت آمدم رحمي… . راه دور است و هزاران بهانه ي ديگر هم. با كريمان كارها دشوار نيست.

به قلم#بهاره_شيرخاني


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »
جنگ نرم

موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 13 مرداد 1397نظر دهید »
دعای روز شنبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانی اش هميشگى است
بِسْمِ اللَّهِ كَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ وَ مَقَالَةِ الْمُتَحَرِّزِينَ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ تَعَالَى مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِينَ وَ كَيْدِ الْحَاسِدِينَ وَ بَغْيِ الظَّالِمِينَ وَ أَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ بِلا شَرِيكٍ وَ الْمَلِكُ بِلا تَمْلِيكٍ لا تُضَادُّ فِي حُكْمِكَ وَ لا تُنَازَعُ فِي مُلْكِكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي مِنْ شُكْرِ نُعْمَاكَ مَا تَبْلُغُ بِي غَايَةَ رِضَاكَ
به نام خدا که کلمه پناه جویان و گفتار پرهیزکاران است و پناه می برم به خدای بلندمرتبه از ستم ستمگران و نیرنگ حسودان و سرکشی ظالمان و او را می ستایم ستایشی برتر از ستایش ستایشگران، خدایا! تویی یگانه بی انباز، و پادشاه علی الاطلاق، در فرمانروایی ات مخالفت نشوی، و در پادشاهی ات هماوردی نداری، از تو می خواهم که بر بنده و فرستاده ات محمد درود فرستی، و سپاس نعمت هایت را چنان قسمت من کن که مرا به کمال خشنودی ات نائل گرداند
وَ أَنْ تُعِينَنِي عَلَى طَاعَتِكَ وَ لُزُومِ عِبَادَتِكَ وَ اسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِكَ بِلُطْفِ عِنَايَتِكَ وَ تَرْحَمَنِي بِصَدِّي [وَ صُدَّنِي ] عَنْ مَعَاصِيكَ مَا أَحْيَيْتَنِي وَ تُوَفِّقَنِي لِمَا يَنْفَعُنِي مَا أَبْقَيْتَنِي وَ أَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِي وَ تَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرِي وَ تَمْنَحَنِي السَّلامَةَ فِي دِينِي وَ نَفْسِي وَ لا تُوحِشَ بِي أَهْلَ أُنْسِي وَ تُتِمَّ إِحْسَانَكَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمْرِي كَمَا أَحْسَنْتَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
و به برکت عنایت خویش بر طاعت و مداومت عبادت خود و شایستگی پاداشت یاری نمایی، و تا زنده ام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا پایان عمر بر انجام آنچه بهره ام رساند توفیقم دهی، و به کتاب خود (قرآن) برای پذیرش حق، سینه ام را فراخ گردانی و بار گناهانم را با تلاوتش از نامه اعمالم فرو ریزی و در دین و جانم به من سلامت بخشی و کسانی که به آن ها انس گرفته ام از من وحشت زده نکنی و در باقیمانده عمر احسانت را بر من تمام نمایی چنان که در گذشته عمرم بر من احسان نمودی، ای مهربان ترین مهربانان.


موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 13 مرداد 1397نظر دهید »
از آهن سخت تر که نداریم،

از آهن سخت تر که نداریم، داریم؟
برای شکل دادن و قابل مصرف کردنش اول حرارتش میدهند، بعد چکش کاری می کنند تا شکل مورد نظر را بگیرد
کاری که خیلی از آدمک ها در حق همدیگر می کنند
اول طرف را به طرز کاملا صریح می سوزانند
و بعد با سخنان از پتک سنگین تر می کوبند بر سرش، بعد هم کلاه انتقاد سر کارشان می گذارند و در کله طرف مقابل می گذارند
اگر هم اعتراض کرد که کلاه انتقاد برایش تنگ است و اذیتش می کند، هدیه خود را پس می گیرند و می گویند “برو بابا تو که اصلا انتقادپذیر نیستی”
یا به روش منتقدان عصر حاضر میگویند
“بابا تو دیگه چقدر بی جنبه ای!!!!”
اما باکی نیست
آهن به آن سختی با ضربه شکل می گیرد و آماده می شود، ما که دیگر آدمیم
شاید ضربه روی ضربه ختم شود به شکل گرفتن انسانیتمان!

 

(به قلم عقیق)


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 8 مرداد 1397نظر دهید »
شیخ رجبعلی خیاط

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 8 مرداد 1397نظر دهید »
مدارا

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 8 مرداد 1397نظر دهید »
حدیث روز

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 8 مرداد 1397نظر دهید »
حدیث زندگانی

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 8 مرداد 1397نظر دهید »

 

در یکی از معتبرترین دانشگاه های آمریکا تحصیل کرد و  مدرک دکترا گرفت؛ اما ذرّه ای فرهنگ بیگانه روی او تأثیر نگذاشت و همچنان به دنبال مقدّسات و ارزشهای اسلامی بود؛ حتی در آمریکا.

او یک اسطوره بود. اسطوره ی جنگ و مبارزه با ظلم و کفر در مکتب اسلام و جهان.

از کدامین حضورش در جبهه نبرد حق علیه باطل بگویم؛ جبهه لبنان، نبرد با رژیم شاهنشاهی طاغوت، جبهه کردستان و یا جبهه خوزستان …

دلبسته مقام و منصب دنیایی اش نشد و ثابت قدم بود در مسیر هدف و رسالتی که بر دوش داشت.

بت دنیا را شکست و وجودش را از همه قید و بندهای دنیایی رها ساخت و شجاعانه علیه ستمگران جنگید؛ برای برافراشته شدن پرچم حق و سبکبال، چون عاشقی دلداده به استقبال شهادت شتافت.

امام خمینی او را « سردار پر افتخار اسلام » نامید و شهادتش را « انسان ساز ».

« ای خدای بزرگ اکنون که به سراغ تو می آیم از تو هیچ انتظاری ندارم، آنچه کردم فقط به خاطر عشق به تو بوده است. »

 شهید دکتر مصطفی چمران، تولد ۱۳۱۱ قم، شهادت۱۳۶۰/۳/۳۱ دهلاویه 

 

 و بشنــو از کـــلام دوســــت : « هنـــر آن است که بی هیاهــوهای سیاســی و خودنمایــی های شیطانـــی برای خـــدا به جهـــاد برخیزد و خـــود را فـــدای هدف کنــد نـــه هـــوا، و این هنـــر مردان خـــداست. »[۱]


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 10 تیر 1397نظر دهید »
انا لله و انا الیه راجعون

انالله واناالیه‌راجعون
معلم اخلاق،آشناوصمیمی خانواده‌ها حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سیدعلی‌اکبرحسینی معروف به استاداخلاق‌درخانواده بعداز یک عمر خدمت خالصانه دینی و انقلابی درگذشت


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 3 تیر 1397نظر دهید »
صف اول

مشکل از آن موقعی درست شد که این کشور را به «صف اول» و «صف دوم» تقسیم کردیم

به بهانه امنیت شخصیت های نظام، مراسم های ملی و مذهبی را به دو بخش «مسؤولان» و «مردم» تقسیم کردیم.

برخی مقامات نورسیده و حتی سابقه داران انقلاب نیز، باورشان شد که آسمان تپیده و آنان، متفاوت از خلق الله هستند!


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 3 تیر 1397نظر دهید »
مگه شما ایرانی نیستی؟

با دقت و وسواس،قفسه ها را پر کرد ازلباسهای زیبایی که از ترکیه آورده بود.
همه خوشگل و قشنگ و برند بودند.
مطمئن بود هر خانمی که بیاید و لباسهارو ببیند، برای بچه ش می پسندد.
در همین فکرها بود که یه خانم با یه بچه هفت،هشت ساله وارد شدند.
خانم لباسها رو یکی یکی برانداز می کرد.توی دستش گرفته بود و نگاه مشتاقانه ای به آنها می کرد.
دختر بچه حواسش به تلویزیون رفته بود.

 

تلویزیون تبلیغ کالای ایرانی می کرد.
اینکه حمایت از کلای ایرانی یعنی حمایت ازیک خانواده،یک کارگر،یک کارخانه
دختر بچه بود،خیلی این چیزها را نمی فهمید ،اما فقط این قسمتش را متوجه شد که دختر بچه توی تبلیغ به خاطر تعطیلی کارخانه ای که پدرش آنجا کار می کرد،دیگر نمی توانست به مدرسه برود.
پدرش بیکار شده بود به خاطر نخریدن جنس ایرانی
فروشنده داشت با افتخار از اجناسش تعریف میکرد.
“خانوم از جنسش مطمئن باشین،مارک ترکه،هیچیش نمیشه”
مادر دختر بچه دست دخترک را گرفت و سریع وارد اتاق پرو شدند .
لباسها را تن بچه کرد
تو تن دخترک عالی بود لباسها
لباسها پسند شدند و خریداری
همینکه فروشنده خواست لباسهارا داخل کیسه بگذارد،دختر بچه گفت:
مگه شما ایرانی نیستی؟!
چطور مگه؟ جوابی بود که هردوتا خانم به دختر بچه دادند.
آخه شما تبلیغ کالای خارجی می کنی،مامان شما هم داری می خری
الان دیدم تو تلویزیون که دختره همسن من نمی تونست بره مدرسه
مادرش پرسید چرا دخترم؟ چرا نمی تونست به مدرسه بره؟
چون باباش بیکار شده،پول ندارند
باباش تو کارخونه ای کار می کرد که لباس ایرانی تولید می کردند
اما چون هیشکی نخرید،دیگه تعطیل شد.
چند دقیقه بعد مادر و دختر از فروشگاه خارج شدند
بدون پاکتهای خرید
اما صدای دختر بچه مدام در ذهن فروشنده تکرار میشد

مگه شما ایرانی نیستی؟؟؟


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 3 تیر 1397نظر دهید »
نمیخواهم عکسش رو ببینم

خاطره ای از شهید محمدرضا عسگری/ پرواز در قلاویزان،ص132

نمیخواهم عکسش رو ببینم

چند روز پیش بچه دار شده بود.دم سنگر که دیدمش،لبه ی پاکت نامه از جیب کنار شلوارش زده بود بیرون.
گفتم:"هان،آقا مهدی خبری رسیده؟"چشم هایش برق زد.

گفت:” خبر که… راستش عکسش رو فرستادن".
خیلی دوست داشتم عکس بچه اش را ببینم.با عجله گفتم:"خب بده، ببینم".

گفت:” خودم هنوز ندیدمش". خورد توی ذوقم.
قیافه ام را که دید، گفت:” راستش می ترسم؛ می ترسم توی این بحبوحه ی عملیات،اگه عکسش رو ببینم، محبت پدر و فرزندی کار دستم بده و حواسم بره پیشش".
نگاهش کردم.چه می توانستم بگویم؟
گفتم:” خیلی خب،پس باشه هر وقت خودت دیدی، من هم می بین


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 27 خرداد 1397نظر دهید »

می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم.
صحبت از شهادت بود . یهو حاج عبدالله گفت :
” من شهید شدم ، منو با همین لباس نظامی ام خاکم کنید. “
بچه ها زدن زیر خنده و شروع کردن به تیکه انداختن .
حالا تو شهید شو .. !
شهیدم بشی تهران بفرستنت باید کفن بشی .
سعی میکنیم لباس نظامی ات رو بزاریم تو قبر .. !
تو خط مقدم بودیم که خبر شهادت #حاج_عبدالله رو شنیدیم .
محاصره شده بودن ، امکان برگشتشون هم نبود .
شهید شد و پیکرش هم موند دست #تکفیری_ها .
سر از تنش جدا کرده بودن و عکس هاش رو هم گذاشته بودن تو اینترنت .
بحث تبادل اجساد رو مطرح کرده بودیم که تکفیری ها گفته بودن خاکش کردیم .
چون پیکر سر نداره دیگه قابل شناسایی نیست …
حاج عبدالله به آرزوش رسید …
شهید حاج عبدالله اسکندری


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 27 خرداد 1397نظر دهید »

شهید_ڪمیل_صفری_تبار

🌸همسرم، شهید ڪمیل خیلے با محبتــ بود مثل یه مادرے ڪہ از بچہ‌اش مراقبتــ میڪنه از من مراقبتـ میڪرد…

🌸یادمہ تابستون بود و هوا خیلے گرم بود خستہ بودم، رفتم پنڪہ رو روشن ڪردم وخوابیدم، من به گرما خیلی حساسم. خواب بودم واحساس ڪردم هوا خیلی گرم شده و متوجه شدم برق رفته. بعد از چند ثانیه احساس خیلی خنڪے ڪردم و به زور چشمم رو باز ڪردم تا مطمئن بشم برق اومده یا نه…

🌸دیدم ڪمیل بالای سرم یه ملحفه رو گرفته و مثل پنڪه بالاے سرم مےچرخونه تا خنڪ بشم و دوباره چشمم بسته شد از فرط خستگی…
شاید بعد نیم ساعت تا 1ساعتـــ خواب بودم و وقتی بیدارشدم دیدم ڪمیل هنوز داره اون ملحفه رو مثل پنڪه روی سرم می چرخونه تا خنڪ بشم…

🌸پاشدم گفتم ڪمیل تو هنوز داری می چرخونی!؟ خسته شدی! گفت: خواب بودی و برق رفت و چون به گرما حساسے میترسیدم از گرمای زیاد از خواب بیدار بشی و دلم نیومد …

✍راوی: همسر شهید
یادش_باصلوات🌹


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 27 خرداد 1397نظر دهید »

می روم حلیم بخرم

آن قدر کوچک بودم که حتی کسی به حرفم نمی‌خندید. هر چی به بابا و ننه ام می‌گفتم می‌خواهم به جبهه بروم محل آدم بهم نمی‌گذاشتند. حتی در بسیج روستا هم وقتی گفتم قصد رفتن به جبهه را دارم همه به ریش نداشته ام خندیدند. مثل سریش چسبیدم به پدرم که حتما باید بروم جبهه، آخر سر کفری شد و فریاد زد: «به بچه که رو بدهی سوارت می‌شود. آخه تو نیم وجبی می‌خواهی بروی جبهه چه گِلی به سرت بگیری.»

دست آخر که دید من مثل کنه به او چسبیده ام رو کرد به طویله مان و فریاد زد: «آهای نورعلی! بیا این را ببر صحرا و تا می‌خورد کتکش بزن! و بعد آن قدر ازش کار بکش تا جانش در بیاید.»
قربان خدا بروم که یک برادر غول پیکر بهم داده بود که فقط جان می‌داد برای کتک زدن. یک بار الاغ مان را چنان زد که بدبخت سه روز صدایش در نیامد. نورعلی دوید طرفم و مرا بست به پالان الاغ و رفتیم صحرا. آن قدر کتکم زد که مثل نرمتنان مجبور شدم مدتی روی زمین بخزم و حرکت کنم!
به خاطر اینکه ده ما مدرسه راهنمایی نداشت، بابام من و برادر کوچکم را که کلاس اول راهنمایی بود آورد شهر و یک اتاق در خانه فامیل اجاره کرد و برگشت. چند مدتی درس خواندم و دوباره به فکر رفتن به جبهه افتادم. رفتم ستاد اعزام و آن قدر فیلم بازی کردم تا اینکه مسئول اعزام جان به لب شد و اسمم را نوشت. روزی که قرار بود اعزام شویم صبح زود به برادر کوچکم گفتم: «من می‌روم حلیم بخرم و زودی بر می‌گردم.»

قابلمه را برداشتم و دم در خانه آن را زمین گذاشتم و یا علی مدد! رفتم که رفتم.
درست سه ماه بعد از جبهه برگشتم در حالی که این مدت از ترس حتی یک نامه برای خانواده نفرستاده بودم. سر راه از حلیم فروشی یک کاسه حلیم خریدم و رفتم طرف خانه. در زدم. برادر کوچکترم در را باز کرد و وقتی حلیم را دید با طعنه گفت: چه زود حلیم خریدی و برگشتی!»
خنده ام گرفت. داداشم سر برگرداند و فریاد زد: «نورعلی! بیا که احمد آمده» با شنیدن اسم نور علی چنان فرار کردم که کفشم دم در خانه جا ماند. !


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 27 خرداد 1397نظر دهید »

رفیعی با دست های خونی وارد سنگر شد. رنگم پرید. فکر کردم بلایی سر حمزوی آمده.
از سنگر بیرون پریدم، دیدم او هم دستش خونی است.پرسیدم چی شده؟
گفتن برو عقب ماشین روا نگاه کن.
دیدم یه گونی عقب ماشینه.
داخل گونی یه شهید بود که سر و پا نداشت، پیراهنی سفید تنش بود و دکمه یقه رو تا آخر بسته بود.
بچه ها گفتن:"برای شستشوی بیل مکانیکی، جایی رو کندیم تا به آب برسیم.
آب که زلال شد، دیدیم یک تکه لباس از زیر خاک بیرونه. کندیم تا به پیکر سالم شهید رسیدیم.
خون تازه از حلقومش بیرون میزد!
ما برای شستشوی بیل جایی رو انتخاب کرده بودیم که یقین داشتیم هیچ شهیدی اونجا نیست!
اصلا اونجا اثری جنگ و خاکریز نبود.”
دور تا دور منطقه را جست و جو کردیم، تا شاید شهید دیگه ای پیدا کنیم؛ اما خبری نبود.
خیلی وقتا خود شهدا به میدان می آمدن تا پیداشون کنیم.
رادیو روشن بود، گوینده از تشییع یک هزار شهید بر روی دست مردم تهران خبر می داد.
شاید مادر این شهید، با دیدن تابوت های شهدا از خدا پسرش را خواسته بود و همان ساعت…
منابع :
کتاب تفحص
سایت خمول


موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 27 خرداد 1397نظر دهید »
توصیه‌های امام رضا(ع) برای روزهای پایانی ماه رمضان

ماه مبارک رمضان در نگاه امام رضا (علیه السلام) به میدان مسابقه ای برای پیروی از خدا و گام برداشتن به سوی بهشت برای بندگان خدا تشبیه شده است مسابقه ای که تا آخر ماه مبارک رمضان ادامه دارد.

توصیه‌های امام رضا علیه‌السلام برای روزهای پایانی ماه مبارک رمضان

در روایات اسلامی رمضان ماهی که ابتدایش رحمت و میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم است معرفی شده و تصریح گردیده است که درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می‌شوند و تا آخرین شب بسته نمی‌شوند؛ ماهی که خداوند در آن حسنات را می‌افزاید و گناهان را پاک می‌کند.

یکی از بافضیلت‌ترین ایام و لیالی، دهه آخر ماه مبارک رمضان است. طبق روایات رسیده از اهل بیت (علیه السلام) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) این دهه را به اعتکاف گذرانده و به عبادت و شب زنده داری مشغول بودند. امام رضا (علیه السلام) هم می‌فرماید: کانَ أَبى علیه ‌السلام یَزیدُ فى الْعَشْرِ الأَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ فى کُّلِ لَیْلَةٍ عِشْرینَ رَکْعَةً؛ پدرم در دهه آخر ماه رمضان در هر شب بیست رکعت به نمازهاى مستحبّى شبهاى ماه رمضان مى‌افزود.

همچنین امام رضا علیه السلام می‌فرماید: کانَ أمیرُ المؤمنینَ علیه السلام لایَنامُ ثلاثَ لیالٍ: لَیلةَ ثلاثٍ وعِشرِینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ، ولَیلةَ الفِطرِ، ولَیلةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ، وفیها تُقسَمُ الأرزاقُ والآجالُ وما فی السَّنَةِ؛ امیر المؤمنین علیه السلام سه شب را نمى‌خوابید: شب بیست و سوم ماه رمضان، شب عید فطر و شب نیمه ماه شعبان؛ در این شبها، روزیها تقسیم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد، تعیین مى‌شود.

یکی از اعمال مهمی که در طول ماه مبارک رمضان مورد تأکید قرار گرفته، افطارى دادن به روزه داران است. در این زمینه روایتی در عیون اخبار الرضا (علیه السلام) نقل شده که اهمیت این موضوع را می‌رساند. طبق این روایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) در خطبه معروف شعبانیه مى ‌فرماید: «مردم بیدار باشید! کسى که از شما به روزه‌ دار مؤمن در این ماه افطارى دهد، پاداش آزاد نمودن یک برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: اى رسول خدا! ما توان افطارى دادن نداریم. حضرت فرمود: بترسید از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهیزید! گر چه با دادن شربت آب باشد.»

امام رضا (علیه السلام) در روز عید فطر از محلی عبور می‌کردند که عده ای مشغول خنده و سرگرمی بودند. امام (علیه السلام) در بیانی زیبا رمضان را به میدان مسابقه ای برای بندگان خدا تشبیه کرده به اصحاب خود فرمود: همانا خداوند صاحب عزت و جلال، ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای بندگانش آفرید تا در این ماه با پیروی از خداوند به سوی بهشت پیشی گیرند. پس گروهی پیشی گرفتند و به پیروزی دست یافتند و کسانی دیگر باز ماندند و محروم گشتند. شگفتا (و شگفتا) از کسی که سرگرم خنده و بازی است (آن هم) در روزی که نیکوکاران ثواب و اجر می‌برند و کوتاهی کنندگان محروم می‌شوند. به خدا قسمت اگر پرده و حجاب‌ها کنار رود، هر آینه نیکوکار به کردار نیک خود و گناهکار به گناهش مشغول می‌شود.

امام رضا علیه ‌السلام همچنین عید فطر را روز تضرع و دعا به درگاه خداوند دانسته می‌فرماید: إنَّما جُعِلَ یَومُ الفِطرِ العِیدَ لِلمُسلِمینَ مُجتَمَعا یَجتَمِعُونَ فیهِ و یَبرُزونَ لِلّهِ فَیُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَیهِم؛ بدان جهت روز عید فطر عید قرار داده شده است تا در آن روز مسلمانان جمع شوند و به خاطر خدای بزرگ به صحنه آیند و خدا را در برابر نعمتهایش به شکوه و بزرگی یاد کنند تا هم روز عید باشد و هم روز اجتماع، هم روز بالندگی باشد و هم روز زکات دادن، هم روز رغبت و توجه به نعمتهای الهی بادشد، هم روز تضرع و دعا به درگاه خدا.

امام رضا (علیه السلام) همچنین فرا رسیدن عید فطر پس از یک ماه بندگی را هدیه ای به خداوند برشمرده می‌فرماید: در روز قیامت، چهار روز را به پیشگاه خداوند هدیه می‌برند، گویی که عروس را به خانه بخت می‌برند، پرسیدند: این چهار روز چه روزهایی است؟ حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: روز عید قربان و عید فطر و روز جمعه و عید غدیر.

و در مورد علت تکبیرهاى زیاد در روز عید فطر مى‌فرماید: تکبیر، تعظیم و بزرگداشت‌ خداوند متعال است و نوعى تشکر از هدایت‌ها و نعمت‌هاى پروردگار جهانیان مى‌باشد.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »
به خدا قسم

به خدا قسم اگر می دانستم با هربار که خونم ریخته می شود ، بی حجابی آغوش حجاب را دربر می گیرد ، حاضر بودم هزاران هزار بار کشته شوم.

 

 

(شهید یعقوب ابراهیم نژاد)


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »
کلام شهید

شهيد «عبدالله محمودي»:

«و تو اي خواهر ديني‌ام! چادر سياهي که تو را احاطه کرده است، از خون سرخ من کوبنده‌تر است.»


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »

وارد یک فروشگاه زنجیره‌ای می‌شوم که چندماه بیشتر از افتتاحش نگذشته است.
طبقه‌های زیبا، پراز اجناس مختلف از پفک تا شیر و گلاب و اسباب بازی.
در کنار هر قفسه خانمی ایستاده که در مورد محصولات درون قفسه‌ها توضیح می‌دهد و در انتخاب به من کمک می‌کرد.
در دلم گفتم چقدر خوب که بیشتر کارکنانش خانم هستند و جو را برای امثال من مهیا می‌کند که به راحتی انتخاب کنم، نمی‌دانم در کجای بحث بود که از خانم فروشنده پرسیدم شما چگونه در اینجا مشغول به کار شدید؟
مقنعه‌‌ی سورمه‌ای رنگش را با دو دستش مرتب کرد با دوتا نیم سرفه صدایش را صاف کرد و گفت؛ خیلی سخت، اول باید سابقه کار می‌آوردیم بعد از اینکه در مصاحبه‌شان قبول شدیم از ما خواستند که یک چک سی میلیون تومانی بیاورید، هنوز کلامش قطع نشده بود با تعجب گفتم: چک آوردید!؟
گفت: بله
سوالات گوناگونی ازش پرسیدم و گفتم؛ پس حتما بیمه و مزایای بیشتری به شما تعلق می‌گیرد.
گفت: نه، اصلا ما استخدام و به عنوان رسمی نیستیم و بیمه هم نداریم و قرار دادمان به صورت یک‌ساله هست و این چک ۳۰میلیون تومانی هم بابت ضمانتی که در این یک‌سال اجازه نداریم شغلمان را رها کنیم و در همه صورت در پست‌مان حاضر شویم.
پرسیدم از ساعت چند بر سر‌کار می‌آیید؟
گفت: ما دو شیفیت داریم هفته‌ای از ساعت ۷/۳۰دقیقه صبح تا ۱۵/۳۰بعد از ظهر و هفته‌ای از ساعت۱۵/۳۰ دقیقه تا ۱۲شب، که حتی سر پست‌مان اجازه نشستن هم نداریم و تمام مدت باید بایستیم برای ماهیانه ۵۰۰هزارتومان .
با چرخش چشمانم، نگاهی به سرتاپای خانم کردم و پرسیدم این مقدار حقوق برای جامعه کنونی کم نیست؟
گفت: البته که کم هست اما همین که به عنوان یک زن در اجتماع حضور داریم و از جایگاه اجتماعی برخورداریم خودش برایمان از خانه‌نشینی بهتر است.
تشکر کردم و اجناس خریداری شده را برداشتم واز فروشگاه خارج شدم اما هنوز به شنید‌ه‌هایم فکر می‌کردم.
تحلیل چک۳۰میلیون تومانی بابت اینکه اگر خسته شدی یا هر مشکلی دیگر، اما حق نداری شغلت را رها کنی و تا پای مرگ در پست کاریت حاضر شوی واگر شغلت را رها کردی باید این چک ۳۰میلیون‌تومانی را پاس کنی، این کسی که نیازمند ماهانه ۵۰۰هزارتومان است هرگز نمی‌تواند مبلغ این چک را پاس کند!
این یعنی یک نوع برده‌داری اما به سبک نوین!
ما در تریخ انواع برده‌داری را خوانده‌ایم که چقدر انسان‌های ضعیف برای گذراندن روزگار خود مجبورند این قوانینی که توسط کارفرما وضع می‌شود را بپذیرند.
ناگهان به فکر، تفکرات فمینیستی‌ها افتادم که دم از جایگاه اجتماعی زنان می‌زنند!
نکند متفکران غربی فکر کرده‌اند با این کار توانسته‌اند از جایگاه زنان در اجتماع دفاع و زنان را در جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار کنند و حضور زنان را در جامعه پررنگ کرده‌اند.
نمی‌دانم اسمش برده‌داری به سبک نوین قرار دهم یا جایگاه اجتماعی زنان، زنانی که باید در خانه همسری و مادری کنند اما با یک چک ۳۰میلیون تومانی مجبور به قبول جایگاه اجتماعی می‌کنند؟
کجاست آن عزت و احترامی که برای زنان باید قائل شد؟!


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »

همیشه دلم میل کربلا دارد اما گاهی دلم عجیب بهانه گیر میشود مثل وقت هایی که دست به مفاتیح میبرم که اعمال شب جمعه را مرور کنم یا اعمال شب های قدر را و یا…  میبینم نوشته زیارت امام حسین علیه السلام  که میتواند آن لحظه دلم را آرام کند …؟ دلی که باز از راه دور سلام میدهد و اذن تقرب نمی یابد..

سخت است کنار اروند رود یا حتی بالای پشت بام خانه ات که میروی حرکت ماشین هارا در جاده های عراق بتوانی ببینی اما حرکت تو به سمت کربلا آنچنان نشدنی باشد که با دیدن عکس های کربلا آتش بگیری و حرارت دلت دماسنج ها را حیران کند.

سخت تر آن است که از  “شیرینی به دست ها"یی که از کربلا آمده اند، از آنها که هنوز لباس تنشان بوی بین الحرمین میدهد، پرده ی اشکت را قایم کنی و بغضت را قورت بدهی و مواظب باشی لای جمله ی کوتاه “زیارت قبول” صدایت نلرزد و شانه هایت به هق هق نیفتند.

چرا نمیشود این چند کیلومتر تا عراق را پاهایم طی کنند و مرا برسانند به جایی که ندیده عاشقش شده ام ؟

قطعا پاسخی اساسی تر دارد و دلایلی که با آنها خودم و دیگران را قانع میکنم فقط وسیله اند تا ماجرا عادی جلوه کند . همه چیز از درون من شروع میشود .از جایی که باید نه بگویم ولی سستی میکنم .پایی که در مسیر نه گفتن به دلش سستی کند طاقت تاول زدن در مسیر نجف-کربلا را ندارد  . چشمی که طاقت بسته شدن به روی بعضی چیزها را ندارد تاب نمی آورد که لذت شمارش عمود های جاده را تا کربلا مزه مزه کند. بعضی لذت ها بی نهایت اند خلاصه نمیشوند تا هر محدودی بتواند درکشان کند . لذت های بی نهایت وجود هایی میخواهند که بی نهایت باشد تا ظرفیت درکشان را پیدا کند. کربلا، زیارتگاه خدا، از همین جنس لذت هاست که منِ محدود به زنجیرهای ناپیدای نفسم درکش نخواهم کرد.

باید بگردم این زنجیرها را پیدا کنم و با اراده ای قوی پاره شان کنم. شنیده ام لای برگه های محاسبات میشود مچ این زنجیرهای مخفی را گرفت.  لای محاسبات نفسم است که نفسم را خواهم شناخت …

شب قدری دوباره و من گیر اربعینی ام که آیا برایم مینویسند یا نه؟ باید از نو شروع کنم ولی این بار محکم تر…

دوباره یا حسین!

دوباره مراقبه!

دوباره مشارطه!

دوباره محاسبه و…

همین چند مرحله تا درک کربلا باقی ست  الهی به امید تو …

دست دلم را بگیر حسین جان!

 


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »

وظایف بخش امور پیدا شدگان حرم مطهر رضوی:  

دل جوئی از زائرین جهت کاهش اضطراب ها، هماهنگی جهت زودتر پیوستن به خانواده هایشان ، تهیه عکس از پیداشدگان ، سرگرم کردن کودکان با اسباب بازی ،اهدای لباس به زائرینی که نیاز به تعویض البسه دارند ….

 

خادمهایش هم مهربانند. چقدر به گمشدگان حریمش رسیدگی می‌کنند! آدم دلش میخواهد دیگر پیدا نشود!

آقا جان!

دلم در حرمتان گم شده است. تا پیدا شود ازش دلجویی می‌کنید؟ اینجوری شاید حالش خوب شود. لباسهایش کهنه شده. گناه آنها را خراب کرده. یک دست لباس زیبا بهش می‌پوشانید؟ روحم گرسنه است. بهش کمی آرامش می‌دهید؟ می‌شوداز هوای حریمتان سیرابش کنید؟

آقا جان! لطفا دل گمشده ام را همانجا تو حرم پیش خودتان نگه دارید. دیگر دلش نمیخواهد پیش من برگردد. انگاری مهربانی شما نمک گیرش کرده است.

 


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »
بسم الله

بسم‌الله
پیرمرد، با یونیفرم سرمه‌ای، ساک سبز قدیمی، کتری نقره‌ای، و کاردک خاک‌اندازی شکلش، آرام و بی‌صدا در زیر آینه‌کاری‌ها، چلچراغ‌های بزرگ راه می‌رود. آرام و آهسته قدم برمی‌‌دارد، گاهی می‌نشیند، بلند می‌شود، چندقدم جلو می‌رود، خم‌می‌گردد.
با وسواس، دقت، ریزبینی یکی یکی فرش‌های کِرِم حرم را می‌کاود، گل‌ها را جستجو می‌نماید، نیم‌نگاهی به شاخ و برگ‌ها هم می‌اندازد. همه انچه که روی فرش‌های حرم مانده را پاک می‌سازد. همه باقیمانده‌هایی که با جاروهای بزرگ برقی، رفع نشده‌است.
کتری اب‌جوش، مایع تمیزکننده و دیگر ابزارش در همان کیفِ‌سبز، جا خوش‌کرده است. یک لکه گاهی فقط آب‌جوش می‌خواهد، زمانی مایع تمیزکننده هم نیاز دارد. و آب‌باقیمانده را با کاردک جمع می‌کند و داخل ظرف پلاستیکی می‌ریزد.
خادم حرم امام رئوف، آرام و بی‌صدا کارش را می‌کند. آلودگی‌ها، ناپاکی‌ها، باقیمانده‌ها را می‌زداید تا مفروش‌های حرم،تمیز باشند؛ و جلو می‌رود و باز فرش بعدی… خادم با همه سکوتش، ارامشش، کار بزرگی انجام می‌دهد. قدم‌هایش بوی تمیزی می‌دهند. عطر پاکی…

آقاجان
مولای من
امامم
گاهی توبه کردن کار هر روزمان می‌شود، لقلقه زبان، عادت تکرارشدن، نه اینکه کار بدی باشد. اما تا وقتی هنوز وجودمان پر از لکه‌های سیاه، رنگی‌ است که روحمان را مخدوش می‌سازند، کدر می‌کنند، باز هم اشتباه، گناه و معصیت، اتفاق می‌افتد.
آقاجان
می‌شود لوح وجود ما را هم مثل فرش‌های حریمتان، مطهر سازید
بدون لکه‌های حسد، بغض، خشم، کینه، انتقام، تنفر…
کاش وقتی سوی شهرمان برمی‌گردیم، دوباره از نو شروع کنیم.
بسم‌الله


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »
ابوحمزه ثمالی

#همنوا_با_ابوحمزه
#فراز_چهاردهم


“عَصَیْنَاکَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنَا”

“خدایا نافرمانی کردیم تو را، آنچه را که خلاف فرمان و رضای تو بود به جای آوردیم و امیدواریم که بپوشانی بر ما”

 

شب ها و روزها در پی هم می گذرند و من غرق در گناهان خویشم
و اکنون در کنج اتاق کز کرده ام و زانوی غم بغل گرفته ام و کاسه چه کنم چه کنمم را به سمت خدا گرفته و از او استمداد می طلبم
چشمانم از فرط خجالت سویی ندارم
و تنم از شدت گناه می لرزد
کوله بار گناه بر شانه ام سنگینی می کند و زمین گیر کرده مرا
خدایا قصورم را به دل نگیر
ببخش اگر گاهی اوقات نشانیت را گم می کنم و سرکش می شوم
خدایا شده ام مانند کودک سرکشی که به جای تنبیه، دلش هوای نوازش کرده، نوازشی از جنس دستان کرم و مهربانیت
در خانه ات را باز کن که محتاج رحمتت هستم
مرا لبریز از ستارالعیوبی خود کن و نقص هایم را مستور کن
محو کن گناهانی که مایه ذلت و خواری ام شده و مرا از در خانه ات رانده است
دستم را بگیر که جز تو دستگیری نیست
خدایا هوای گناه، نفسم را تنگ کرده است
نفسم را از هوایت زنده کن
جاده های زندگی تاریک و تاریک تر شده
بیا و روشنای راهم باش و مرا از ظلمات گمراهی به سوی نور رحمتت هدایت کن
بر گوش هایم مهر نشنیدن و بر دهانم مهر سکوت زده اند، ای پروردگارم بشکن این اسارت و زنجیرها را
پای خیالم را از کویت بیرون نخواهم کرد
تا شاید قلبم نقطه نورانی خداییت را پیدا کند
و در عمیق ترین جای دلم بنشینی، درست مانند بوسه ای عاشقانه.

 

به قلم عقیق (مریم کنعانی هرندی)


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »

روزی مردی خواب عجیبی دید

او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند.

مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت:
این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.

مرد کمی‌ جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.

مرد کمی‌جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از

فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است.
مردمی‌که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی‌جواب می‌دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند “خدایا شکر”


موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 22 خرداد 1397نظر دهید »

آورده اند که: پادشاهی عادل در سرزمین چین حکومت می کرد تا این که بر اثر بیماری حس شنوایی خود را از دست داد. 

پس در نزد وزیران سخت بگریست. 

آنان برای آرامش پادشاه گفتند: اگر حس شنوایی رفت، خدا به شما عمر زیاد می دهد.

 

پادشاه گفت: شما را غلط است. 

من بر آن گریه می کنم که اگر مظلومی برای دادخواهی آید آواز او را نشنوم. 

 

پس بفرمود تا در همه سرزمین ندا کنند: هیچ کس جامه سرخ نپوشد جز مظلوم، 

چون لباس او را ببینم بفهمم که او مظلوم است و به یاری اش بشتابم.

 

به نقل از: جوامع الحکایات، نوشته محمد عوفی


موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 22 خرداد 1397نظر دهید »
خودشناسی

#خودت رابشناس!!!!

اولین گام رسیدن به موفقیت اینکه خودت روبشناسی…👌

اینکه بدونی پیچیده ترین موجودعالم هستی🙄چراکه کل هستی باتمام عظمتش گنجایش وجودخدارونداره اماقلب تومی تونه میزبان خداباشه….😍

وچون لایق میزبانی خدابودی توشدی اشرف مخلوقات وجانشین خدادرزمین … وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً (بقره/30)😊

وبه چنان مقامی رسیدی که خداوندبعدازآفرینش توبه خودش احسنت گفت فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ (مؤمنون/14)💐

 

امانتی که زمین وآسمان ازپذیرفتنش سرباززدند توقبول کردی… 💐… إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّ(احزاب/72)

 

انقدرپیش خداعزیزشدی که خداوندتمام اونچه که درآسمان وزمین هست تحت سلطه توقرارداد… أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً(لقمان/20)😍

🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

اینکه جسمت به خاک وروحت به خدامتصل باشه نشان ازعظمت وجودی توِ، اگراین عالم خلقت رومخروطی فرض کنیم تودرمرکزاین مخروطی وبانیروهایی مواجه هستی که می تونن توروبه خدابرسونن …

مثل انسانی که ته چاه بیفته وبرای نجاتش خودش روبه طنابی که ازبالای چاه به پایین انداخته شده متصل کنه تایکی اون رو بالابکشه،تاصعودکنه…

درعین حال بانیروهایی مواجه هستی که می تونن توروبه روزمرگی بکشونن وازاصل غافلت کنن ونتیجه اش بشه سقوط..😢

وتودراین صعودوسقوط حدومرزی نداری…. یعنی بااختیارکامل می تونی درمسیرالهی باشی یاشیطانی… إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا (انسان/3)😔

می تونی باکسب مقامات وکمالات معنوی به جایگاهی برسی که فرشتگان درمقابلت تعظیم کنن ونمونه بارزخلیفه الله بشی…وازطرف دیگه می تونی ازحیوان پست ترباشی…. أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴿اعراف/179)😒

این درحالی که خداوندحقیقت تورو(فطرتت رو)همراه باسلامتی ،درستی و گرایش به تقواودوری کننده ازگناه خلق کرده… فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (روم/30)👌

این آیه کافیه تابهت نشون بده فطرت الهی ازبین رفتنی نیست گرچه ممکنه ضعیف وبیماربشه اماازبین نمیره…💪

واماآخرین گام🤗

 

😱درمقابل ویروس گناه بایدهوشیاربود چون بین بیماری روحی وجسمی فرقه ،دربیماری جسمی انسان متوجه می شه که بیمارِ از روی علائمی مثل شدت ضعف،وبی حالی، بنابراین قبل ازاینکه خیلی دیربشه دنبال درمان میره..امادربیماری روحی خبری ازضعف جسمی نیست،ظاهرا تمامش لذته،لذت گناه وباطن انسان( فطرت )روغبارآلودمی کنه طوری که انسان ازانسانیت خارج وتبدیل به حیوان می شه.😱😱😱

 

خب تااینجابااین شناخت اجمالی که نسبت به خودت پیداکردی به نظرت می تونی به این سه سوال پاسخ بدی؟ا

👇👇👇👇👇👇

👈زکجاآمده ای؟

👈بهرچه کارآمده ای؟

👈به کجاخواهی رفت؟!!!!
جانشین خدا, خودسازی, دنیا،سقوط؛صعود, فطرت, پله موفقیت


موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 22 خرداد 1397نظر دهید »

امام حسین (ع) : کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .


موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 22 خرداد 1397نظر دهید »
شب قدر

موضوعات: بدون موضوع
   یکشنبه 13 خرداد 1397نظر دهید »
برنامه های اجرایی به مناسبت سوم خرداد - ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان

گزارش برنامه های اجرایی به مناسبت سوم خرداد

1-برگزاری نشست فرهنگی با موضوع نقش زنان در دفاع مقدس با حضور حجت السلام و المسلمین جناب  آقای مقیسه

(خلاصه ای از متن سخنرانی)

بحث مهم زنان در جنگ ایران در سه مقوله اصلی می گنجد.

1ـ فعالیت زنان در پشت جبهه

2ـ حضور زنان در میدان نبرد وخط مقدم

3ـ نقش زنان در حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس پس از پایان جنگ

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «ما در جنگ و انقلاب مشاهده کردیم که نقش خانم ها اگر از مردها بیشتر نبود، کمتر هم نبود. اگر زنان حماسه جنگ را نمی سرودند و جنگ را در میان خانه ها یک ارزش تلقی نمی کردند، مردها اراده و انگیزه رفتن به میدان جنگ را پیدا نمی کردند. ده ها عامل دست به دست هم می دهد تا خیل عظیم بسیجی را به سمت جبهه روانه کند. یکی از مهمترین این عامل ها، روحیه همسران و زنان است…»

2- برگزاری مسابقه شفاهی بین طلاب و اهدای جوایز به سه نفراز برگزیدگان

3- برگزاری برنامه شبی با شهدا

فعالیت های انجام شده به شرح ذیل می باشد:

الف) برپایی ضیافت الهی (افطاری) و دعوت از خانواده شهدا ، طلاب، بسیج خواهران، همکاران محترم مرکز مدیریت خواهران، مدیران محترم مدارس، هیئت امنا مدرسه و …

ب) ختم  هزارن صلوات و ختم قرآن کریم  

 و هدیه به ساحت مقدس امام زمان (عج الله تعالی)

و امام حسن (علیه السلام)

 و شهدای مدافع حرم و شهدای دفاع مقدس

ج) مولودی خوانی به مناسبت ولادت با سعادت امام حسن (علیه السلام)

د) برگزاری نشست فرهنگی با موضوع نقش مدافعان حرم در ایجاد امنیت ملی کشور با حضورحجت الاسلام و المسلمین جناب  آقای امیری

4- دیدار با خانواده شهید والامقام ابراهیم خلیلی و اهدای هدیه ای به مادر گرانقدر شهید .

ادامه »


موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 12 خرداد 1397نظر دهید »

 
همیشه روزگار اینطوری بوده است که وقتی قرار است به مهمانی شخصی برویم از قبلش خودمان را در آینه براندازمی‌کنیم تا اگر عیب و ایرادی در ماست آن را برطرف کنیم و بعد به دید و بازدید برویم. مخصوصا اگر میزبان کسی باشد که تابحال میزبانیش را ندیده‌ایم و تازه بار اول است که می‌خواهیم مهمانش باشیم. آن وقت است که از فکر و ذکر این مهمانی، خواب از سرمان می‌پرد و تا چند شب قبلش فقط و فقط به آن فکر می‌کنیم. 

قرار است که ماه رمضان به مهمانی بزرگی برویم که برایمان سنگ تمام گذاشته‌ و می‌خواهد ما را از هر جهت غافلگیرکند. کاری هم ندارد که مهمانش چه کا‌ره است، همین که خودش را به آن برساند برای او کافی است. تمام خار و خاشاک راه را برایمان جمع کرده و می‌خواهد در این راه گزندی به هیچ کس نرسد، دست شیطان را از پشت بسته است تا گمراه نکند و به همه سپرده است که شیطانی در کار نیست مگر اینکه خود نخواهید و نتوانید. حالا اگر از این همه دعوت و فراخوانی بگذریم، هیچ کس را پیدا نمی‌کنیم که به مهمانش این همه جایزه و پاداش بدهد. کجا را سراغ دارید که در عوض خوابیدن مهمانش پاداش بدهند یا حتی نفس کشیدن، هر طور هم که فکر کنی می‌بینی دم و بازدم هوا چرا باید ثواب داشته باشد، به هیچ کجا نمی‌رسی جز اینکه می‌خواهند بی‌حساب به تو ببخشند. حالا من به تو می‌گویم چنین است و غیر از این نیست که خداوند خوب میزبانی است تا حدی که بی‌حساب می‌بخشد، اصلا دوست دارد که بذل و بخششی کند که همه انگشت به دهان بمانند. درهای رحمت و بخشش را باز گذاشته تا بنده سراپاتقصیرش پشت در نماند، برکت را ره توشه‌اش می‌کند تا اگر کاهل بود دست خالی برنگردد، پاداش خواندن یک آیه از قرآنش را، برابر با ختم قرآنش در ماههای دیگر و پاداش یک رکعت نمازش را برابر با ۷۰ رکعت نماز در ماههای دیگر قرار داده است، حتی خودش به مهمانانش یاد داده که هر چه می‌خواهند و حاجت دارند بر زبان جاری کنند و آنقدری مهربانیش را می‌گستراندکه حتی تنبل ترین و کاهل ترین آدمها هم بخاطر خوابشان پاداش بگیرند. 

راه بهشت از این مهمانی رفتنها می‌گذرد و آمرزشش را این‌چنین قرار داده است که تو فقط باید اراده کنی و بخواهی و قدم برداری. فقط تنها تفاوتی که دارد این است که این مهمانی خوردن ندارد بلکه برعکس باید دهان ببندی و زبان نگه داری، از آن چیزهایی که حکم فریفتن دارد و تو را دور می‌کند. آن‌هم نه بخاطر خودش بلکه بخاطر تیغهایی که بر بدنت می‌نشیند. از بعضی چیزها باید بگذری تا او هم از تو بگذرد، پا بگذاری روی خودت و بشوی آنی که او می‌خواهد. آن گاه که دوباره از اول شروع کردی و خودت را ساختی می‌بینی، عجب بزرگ شده‌ای که هیچ وقت فکرش را هم نمیکردی.

و در آخر برایتان میگویم:« گر گدا کاهل بُوَد، تقصیر صاحب خانه چیست؟».
کلیدواژه ها: رمضان, ماه خدا, ماه مهمانی

توسط لاله سرخ , 485 کلمات


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 2 خرداد 1397نظر دهید »

رحمت بی بدیل ماه خدا 

انس بن مالک می‌گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر پله اول منبر بالا رفت و فرمود: «آمین» پس بر پله دوم منبر با لا رفت و فرمود «آمین» [۱] سپس بر پله سوم منبر بالا رفت و فرمود: «آمین» آنگاه بالای منبر نشست. اصحاب گفتند: ای رسول خدا! برای چه آمین گفتی؟ فرمود: هنگام صعود بر منبر جبرئیل نزد من آمد و در زمانی که در پله اول بودن گفت: به خاک مالیده باد بینی انسانی که نام ترا بشنود و لی برتو صلوات نفرستند. پس من گفتمی آمین. زمانی که در پله دوم بودم گفت: به خاک مالیده باد بینی انسانی که پدر و مادر خود را درک کند ولی اهل بهشت نشود، پس من گفتم: آمین. و زمانی که در پله سوم بودم گفت: به خاک مالیده باد بینی انسانی که ماه رمضان را درک کند ولی کاری نکند که مشمول رحمت واسعة الهی شود، پس من گفتم: آمین. [۱]

———-
[۱]: آمین یعنی خدایا مستجاب کن.

[۲]: بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۴۷.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 2 خرداد 1397نظر دهید »
اعتماد

فقط کسانی که گوشت مُرده نمیخورند، مرده‌ها را توی خاک دفن میکنند.

به کسانی که از دیگران بدگویی میکنند، اعتماد نکنید!

اینها همان مرده‌خوارها هستند!
 
اعتماد ,بدگویی ,راز ,غیبت


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 2 خرداد 1397نظر دهید »
اخلاص در علم آموزی

اخلاص در علم آموزی

در مسئله تعلیم و تعلم، انگیزه علم آموزی از خود فراگیری دانش مهم تر است. رسول اکرم صلی الله علیه و آلهدر کلامی فراگیر و جامع فرموده است: «نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ؛ نیت مؤمن، بهتر از عمل اوست. » [۱] 


از دیدگاه اسلام، کار اخلاقی و ارزشمند کاری است که تنها برای خشنودی خداوند انجام شده باشد.
دانش پژوه باید از همان آغاز، در خالص سازی نیتش بکوشد و مراقب باشد تا ارزش علم در نظر او کم نشود. تعلیم و تعلمی که این اندازه اهمیت دارد، نباید با انگیزه‌های پستی چون رسیدن به مقام‌های دنیایی، کسب شهرت اجتماعی، جلب نظر و احترام مردم و کسب مال و شغل بهتر آلوده شود. اگر کسی با اخلاص در پی دانش گام بردارد، دارای منزلتی شایسته می‌گردد. به فرموده پیامبر، نشانه خلوص انسان در علم آموزی این است که:
هر دری از دانش که برای او گشوده می‌شود، خواری و خود کم بینی اش در برابر خود؛ فروتنی اش در برابر مردم؛ ترسش در برابر خداوند و تلاشش در امور دینی افزایش می‌یابد. چنین شخصی از علمش بهره می‌برد. پس شما نیز از دانش او بهره گیرید. کسی که برای به دست آوردن دنیا و منزلت نزد مردمان و موقعیت نزد حاکمان در پی تحصیل دانش باشد، هر دری از دانش که برای او گشوده می‌شود، خود بزرگ بینی اش در برابر خودش و مردم و غرورش در برابر خداوند و ستم کاری اش در حق دین افزایش می‌یابد.[2] چنین
فردی از علمش بهره ای نمی برد. [3]
———-
[۱]:  بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۸۹.

[2]:[زمزم هدایت: نگارینه ای از سخنان رسول خدا صلی الله علیه و اله   ، اقبال حسینی نیا،صفحه ۲۴]

[3]:  بحار الانوار، ج ۲، ص ۳۴.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 2 خرداد 1397نظر دهید »
حجاب

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 2 خرداد 1397نظر دهید »
..

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »
روزه

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »
ماه خدا

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »
یاد خدا

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »
حدیث نورانی

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »
حدیث زندگانی

موضوعات: بدون موضوع
   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »
فلسفه روزه

در روایات ما یک سری حکمت های ظاهری روزه را بیان می کند هشام بن حکم از امام صادق (ع) می پرسد: چرا روزه گرفتن برمردم واجب شد؟امام فرمود:برای این که فقیر وغنی هر دو در امساک یکسانندوهر دو نباید بخورند و بیاشامند .افرادی که دارا هستندو همیشه سیرند رنج گرسنگی را تحمل نکردندلذا بوسیله روزه گرفتن رنج گرسنگی را تحمل می کنند تا درد گرسنگان را بچشند…

این نازل ترین درجه روزه گرفتن است ،انسان در غیر ماه مبارک هم نباید آنقدر بخورد که همیشه سیر باشد ودرد گرسنگان را نچشد.

منبع: کتاب اسرار عبادات آیت الله جوادی آملی،ص84


موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 29 اردیبهشت 1397نظر دهید »
برگزاری درس اخلاق با موضوع آفت های زبان

 

برگزاری درس اخلاق با موضوع آفت های زبان (با حضور استاد ارجمند سرکار خانم امینی)

1- ساده و کمترین آفت زبان سخن گفتن مباح است.

2- غوطه ور شدن در باطل که همان سخن گفتن درباره معاصی و گناهان است .پیامبر (ص) می فرمایند: گاهی انسان سخنی می گوید که همنشینان او می خندند ولی خودش بدینوسیله بیش از ثریا تا زمین سقوط می کند.

علاج :علاج سکوت در مقام عمل آن است که بعضی از سخنان لازم را نگوید تا به ترک سخنان غیر ضروری عادت کند.

3- مجادله و لجاجت در کلام : پیامبر (ص) می فرمایند: با برادرت لجاجت نورز و با او شوخی نکن و به او وعده ای که عملی نمیکنی نده.و می فرماید:هر کس در حالی که حق به جانب است ازلجاجت  صرف نظر کند خانه ای در قسمت بالای بهشت برای او بنا می شود و هرکس در حالی که برباطل است از لجاجت چشم بپوشد خانه ای در وسط بهش برای او بنا ء می شود.


موضوعات: بدون موضوع
   شنبه 29 اردیبهشت 1397نظر دهید »
فرق حرف مردم و ملائکه

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 19 اردیبهشت 13972 نظر »
برگزاری درس اخلاق با موضوع نقش توکل در غلبه بر مشکلات

از نظر آموزه‌های قرآنی، دنیا مکانی برای آزمون و رشد بشری است. به این معنا که انسان‌ها همواره در دنیا گرفتار سنت امتحان و ابتلا هستند تا توانایی و استعدادهای خود را بروز دهند. بی‌گمان انسان در زمان بروز مشکلات و سختی‌هاست که دست به ابتکار عمل می‌زند و اختراع و اکتشافاتی می‌کند. از این رو گفته‌اند، احتیاج، مادر اختراع است.

بهترین کاری که انسان می‌تواند انجام دهد پس از عزم و اراده برای حل مشکل، توکل بر خداست. خداوند در آیه 159سوره آل عمران می‌فرماید: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ پس هر گاه در هرکاری عزم و اراده بر انجام گرفتی بر خداوند توکل کن؛ زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می‌دارد. این بدان معناست که تنها عزم و اراده انسانی کافی نیست؛ بلکه باید توجه داشت که این خداوند است که مدیریت و ربوبیت هستی را به عهده گرفته و باید کاری کرد که مصلحت و حکمت الهی در آن است  و تا خداوند مصلحت و حکمت نبیند آن چیز تحقق خارجی نخواهد یافت و یا تاثیری نخواهد داشت.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397نظر دهید »
برگزاری طرح نور هدایت

کلاس تفسیر با حضور تمامی طلاب و کادر  و با حضور استاد ارجمند سرکار خانم حسین خانی ، در روزهای دوشنبه ساعت 11:20 الی 12:20 برگزار می گردد.

کلاس حفظ و آشنایی با مفاهیم نیز با حضور استاد ارجمند سرکار خانم رحیمی در روزهای شنبه برگزار می گردد.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397نظر دهید »
برگزاری درس اخلاق

در آیات و روایات چه اهمیتی به محاسبه نفس داده شده است؟

آيات زيادى از قرآن خبر از وجود نظم و حساب در مجموعه جهان آفرينش مى دهد، و انسانها را به دقّت و انديشه در اين نظم و حساب دعوت مى كند؛ از سوى ديگر قرآن مجيد از حساب دقيق روز قيامت خبر داده است، و یکی از نام هاى روز قيامت، «يوم الحساب» است. با اين حال چگونه انسان مى تواند از حساب خويش در اين جهان غافل بماند؟!. او كه بايد فردا به حساب خود برسد چه بهتر كه در اين دنيا ناظر بر حساب خويش باشد؛ در روايات اسلامى، مسأله محاسبه نفس از اين هم گسترده تر و واضح تر مطرح شده است.

درحدیث معروف رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم:

حاسِبُوا اَنْفُسَکُمْ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبُوا وَ زِنُوها قَبْلَ اَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهّزُوا لِلْعَرْضِ الاَْکْبَرِ

(خویشتن را محاسبه کنید پیش از آن که به حساب شما برسند و خویش را وزن کنید قبل از آن که شما را وزن کنند! [و ارزش خود را تعیین کنید پیش از آن که ارزش شدرس اخلاق )محاسبه نفس)


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397نظر دهید »

طبقات مردم نزد شیطان✨

🔷🔹شیطان به حضرت یحیی گفت  می خواهم تو را نصیحت کنم

🌹حضرت یحیی فرمود من میل به نصیحت تو ندارم ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند.

🔷🔹شیطان گفت: مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند

1️⃣◀️عده ای مانند شما معصومند از آنها مأیوسم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند.

2️⃣◀️دسته ای هم برعکس، در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم.

3️⃣◀️دسته ای هم هستند که از دست آنها رنج می برم زیرا فریب می خورند ولی سپس از کرده خود پشیمان می شوند و استغفار و توبه می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند.

دفعه دیگر  نزدیک است که موفق شویم؛ اما آنها به یاد خدا می افتند. و از چنگال ما فرار می کنند. ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم


📚📚  منبع
کشکول ممتاز ص ۴۲۶ یه نقل از خزائن نراقی، ص ۳۶۸


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 13962 نظر »

به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود.
دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم.
شش و بیست دقیقه صبح بود.
فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعه ی اول اشتباه دیده ام.
خوابیدم. وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود.
سراسیمه پا شدم. باورم نمی شد که ساعت مرده باشد.
به این کارها عادت نداشت. من هم توقع نداشتم.
آدم ها هم مثل ساعت ها هستند. بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت.
مرتب، همیشگی. آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی.
بودنشان برایت بی اهمیت می شود. همینطور بی ادعا می چرخند.
بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود. بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که او دیگر نیست.
قدر این آدم ها را باید بدانیم، قبل از شش و بیست دقیقه


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
مثل بادکنک

اگه يه روزی فرزندی داشته باشم،
بيشتر از هر اسباب بازی ديگه اي براش بادكنك ميخرم.
بازي با بادكنك خيلی چيزها رو به بچه ياد ميده….
بهش ياد ميده كه بايد بزرگ باشه اما سبك،تا بتونه بالاتر بره.

بهش ياد ميده كه چيزای دوست داشتنی ميتونن توي يه لحظه،حتی بدون هيچ دليلي و بدون هيچ مقصری از بين برن

پس نبايد زياد بهشون وابسته بشه

 ومهم تر ازهمه بهش ياد ميده كه وقتی چيزی رو دوست داره، نبايد اونقدر بهش نزديك بشه وبهش فشار بياره كه راه نفس كشيدنش رو ببنده، چون ممكنه برای هميشه از دستش بده .

و اینکه وقتی یه نفر و خیلی
 واسه خودت بزرگ کنی در اخر میترکه و تو صورت خودت میخوره.

 


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »

#مادر_شيطانها_صدقه
  
🚩سيد نعمت الله جزايري در كتابش نقل مي كند : كه در يك سال قحطي شد ، در همان وقت واعظي در مسجد بالاي منبر مي گفت : كسي كه بخواهد صدقه بدهد ، هفتاد شيطان ، به دستش مي چسبند و نمي گذارند كه صدقه بدهد . 

🚩مومني اين سخن را شنيد و با تعجب به دوستانش گفت : صدقه دادن كه اين حرفها را ندارد ، من اكنون مقداري گندم در خانه دارم ، مي روم آنرا به مسجد آورده و بين فقراء تقسيم مي كنم .
 
🚩با اين نيت از جا حركت كرد و به منزل خود رفت . وقتي همسرش از قصد او آگاه شد شروع كرد به سرزنش او ، كه در اين سال قحطي رعايت زن و بچه خود را نمي كني ؟ شايد قحطي طولاني شد ، آن وقت ما از گرسنگي بميريم و . . . خلاصه بقدري او را ملامت و وسوسه كرد

🚩تا سرانجام مرد مومن دست خالي به مسجد برگشت . 
از او پرسيدند چه شد ؟ ديدي هفتاد شيطان به دستت چسبيدند و نگذاشتند .
 
🚩مرد مومن گفت : من شيطانها را نديدم ولي مادرشان را ديدم كه نگذاشت اين عمل خير را انجام بدهم  
 
🚩پيامبر فرمود يا علي آيا مي داني كه صدقه از ميان دستهاي مومن خارج نمي شود مگر اينكه هفتاد شيطان به طريق مختلف او را وسوسه مي كنند، تا صدقه ندهد. 

📚وسايل الشيعه 6/257
 ابليس نامه ص 60- انوار نعمانيه 3/96


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »

خاطره ای از استاد قرائتی

بچه ام كوچولو بود، از من بیسكویت خواست. گفتم: امروز مى خرم. وقتى به خانه برگشتم فراموش كرده بودم. بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسكویت كو؟ گفتم: یادم رفت. بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده. بچه را بغل كردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم. گفت: بیسكویت كو؟ دانستم كه دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد. چگونه ما مى گوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولى در عمل كوتاهى مى كنیم؟


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »

دو چیز انسان را نابود میکند :
مشغول بودن به گذشته
مشغول شدن به دیگران
هر کس در گذشته بماند آینده را از دست می‌دهد!
و هر کس نگهبان رفتار دیگران باشد، آسایش و راحتی خود را از دست می دهد !


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
مثل برف

مثل برف!

برف را ببین! اگر تند و شلاقی ببارد، نمی نشیند. برف وقتی می نشیند که آرام و نرم ببارد. حرف هم مثل برف است; اگر به قول قرآن کریم نرم و لین باشد بر دل می نشیند و دلنشین خواهد شد. به همین خاطر خداوند به موسی و هارون فرمود: حال که پیش فرعون می روید با او نرم سخن بگویید.
«فقُولا لَهُ قَولاً لَیِّناً» طه / 44


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
بهلول دانا

بهلول دانا

روزی هارون‌الرشید از بهلول پرسید: آخرت مرا چگونه می‌بینی؟ گفت: «إنَّ الأبرارَ لَفی نَعیمٌ و اِنَّ الفُجّارَ لَفی جَحیمٌ» قطعا نیکوکاران در بهشت و بدکاران در جهنم‌اند. هارون گفت: پس خویشاوندی من با رسول خدا چه می‌شود؟ بهلول پاسخ داد: «فِاذا نُفِخَ فی الصُّورِ فَلا اَنسابَ بَینَهُم» هنگامی که در صور دمیده شود، نسبی در بین نخواهد بود. و تو بدون عمل نیک بهره‌ای نخواهی داشت. هارون گفت: پس شفاعت پیامبر (ص) چه می‌شود؟ بهلول چنین خواند: «مَن ذَا الذی یَشفَعُ عِندَه اِلا بِإذنِه» کیست آن کسی که نزد خدا شفاعت کند مگر به اذن خدا. یعنی از تو شفاعت نمی‌شود. اشک هارون جاری شد و گفت: آیا عمل من سودی به حالم ندارد؟ بهلول گفت: «فمَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرّهٍ خَیراً یَرهُ و مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرّهٍ شَراً یَرَهُ» هر کس به قدر ذره‌ای کار نیک یا بد انجام دهد، نتیجه‌اش را خواهد دید. هارون گفت دستور می‌دهم هر روز خرجی‌ات را بدهند. بهلول گفت: خدایی که مرا خلق کرده فراموشم نخواهد کرد و از نزد هارون رفت.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
از افتادن نترسید!

از افتادن نترسید!

شما بارها افتاده‌اید، هر چند به یاد نمی‌آورید. برای مثال، اولین‌باری که سعی کردید راه بروید، شنا کنید و یا توپی را گل کنید، بارها افتادید، نزدیک بود غرق شوید و یا توپ را به خارج دروازه زدید.
نگران زمین خوردن نباشید! نگران لحظه‌هایی باشید که سعی خود را باید می‌کردید و نکردید.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
مدارا با خانواده

مدارا با خانواده

طلبه‌ای از شاگردان آیت‌الله کشمیری (ره) می‌گوید: یک روز صبح با زن و بچّه‌ام در خانه بحث و صحبتی پیش آمد و می‌خواستم آنها را به مطلبی که می‌گویم، آگاه کنم. به آنها می‌گفتم: چطور با شما (با این همه دلیل) صحبت می‌کنم، نمی‌فهمید …؟! بعد به منزل آیت‌الله کشمری (ره) آمدم. ایشان بدون اینکه من حرفی بزنم فرمود: زن و بچه انسان، ملّاصدرا نمی‌شوند که هر چه گفته می‌شود، تفهیم شوند. (کنایه از اینکه با آنها مدارا نمایید.)


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم، حقیقت پذیرفت. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس‌هایش را درآورد. دروغ حیله‌گر لباس‌های او را پوشید و رفت از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت شد و دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان شد.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
مثل گلاب

به گل آب بدهی گلاب می‌دهد. یعنی بهترش را به شما برمی‌گرداند. خدا دوست دارد مثل گل باشیم.
وَاِذا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بأحسَنَ مِنهانساء/86
هنگامی که شما را احترام کردند شما زیباتر احترام کنید.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
مرتاض هندی

مرتاض هندی

فرزند مرحوم شیخ رجبعلی خیّاط می‌گوید: روزی با پدرم به کوه بی‌بی‌شهربانو رفتیم. در راه به مرتاضی برخوردیم. پدرم به او گفت: نتیجه ریاضیت‌های تو چیست؟ مرتاض خم شد؛ سنگی را از زمین برداشت. سنگ در دست او به یک گلابی تبدیل شد و به پدرم گفت: بفرمایید میل کنید. پدرم نگاهی به او کرد و گفت: این کار را برای من کردی. بگو ببینم برای خدا چه کردی؟ مرتاض با شنیدن این حرف به گریه افتاد.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
حاجت به استخاره

حاجت به استخاره

امام خمینی «ره» قطعه شعری دارند به این مضمون:
بهار آمده و دستار زهد پاره کنید
به پیش پیر مغان رفته استشاره کنی
سزد زدانه انگور سبحه ای سازید
برای رفتن میخانه استخاره کنید
عده‌ای نزد مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری «ره» (رئیس حوزه علمیه قم) رفتند و به ایشان گفتند: چه نشسته‌اید که مدرّسان حوزه علمیه، کارشان به اینجا رسیده که چنین مطلبی می‌گویند. حاج شیخ که خیلی مورد علاقه و احترام امام «ره» نیز بودند، در جواب خندیده و گفتند: عجب! از قول من به حاج‌آقا روح‌الله سلام برسانید و بگویید در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »

دشوار و آسان

از ارسطو پرسیدند در زندگی دشوارترین چیز چیست؟ گفت: اینکه انسان خود را بشناسد. پرسیدند آسانترین چیز چیست؟ گفت: دیگری را نصیحت کند.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
نان سنگک

نان سنگک

نان سنگک تا خمیر و خام است، به سنگ‌ها حتی ریزترین آن‌ها می‌چسبد، اما همین که پخته شد، خیلی راحت از همه آن‌ها جدا خواهد شد. انسان هم همینطور است؛ تا خام است، دلبسته و وابسته است، اما همین که پخته شد، خیلی راحت از این چیز‌هایی که به آن‌ها وابسته و دلبسته است، دل می‌کند.


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
حفظ اخلاص


مردی بود كه هر كاری می‌كرد نمی‌توانست اخلاص خود را حفظ كند و ریاكاری ننماید. روزی چاره‌ای اندیشید و با خود گفت: «در گوشه شهر، مسجدی متروك وجود دارد كه كسی به آن رفت و آمد نمی‌كند. خوب است شبانه به آن مسجد بروم تا كسی مرا ندیده و خالصانه خدا را عبادت كنم.»
وقتی شب چادرش را روی شهر گستراند. در نیمه‌های آن، مرد با سكوت و آرامش خاص، مخفیانه نام خدا را بر زبان آورد و نماز را آغاز كرد. هنوز ركعتی نماز نخوانده بود كه ناگهان صدایی شنید؛ با خود گفت: «حتماً كسی وارد مسجد شده» بر كیفیت و كمیت عبادتش افزود.
خوشحال از اینكه آن شخص فردا می‌رود و به مردم می‌گوید: این آدم چقدر خداشناس و وارسته است كه در نیمه‌های شب به مسجد متروك آمده و مشغول نماز و عبادت است.
وقتی هوا روشن شد، به آن كسی كه وارد مسجد شده بود، زیر چشمی نگاه كرد. از تعجب دهانش باز ماند. سگ سیاهی كه براثر رعد و برق و بارندگی شدید، نتوانسته بود در بیرون بماند به مسجد پناه آورده بود. مرد بر سر و روی خود زد و اظهار تاسف كرد

 🔸لطيفه
شخص ریا کاری، روزی مردم را در بازار، جمع آورد و گفت: «لختی به من گوش کنید! همه تان می گویید که من فردی ریا کارم؛ ولی این درست نیست!»
گفتند: «چگونه باور کنیم؟!»
گفت: «از آن جا که دیروز را روزه بودم و امروز هم روزه دارم؛ امّا از این موضوع با هیچ کس حرفی نزده ام و تنها خود دانم و خدای خود

 


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »

مردخوشبخت

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: “نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند
تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست
تنها یکی از مردان دانا گفت: “فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود
شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد….
آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.
آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. “شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟”
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند
پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن هم نداشت!!!


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 23 اسفند 1396نظر دهید »
حواسمان باشد!

حواسمان باشد!

🔹حواسمان به چروک هایِ دور چشم مادرانمان و لرزش دست های پدرانمان باشد

🔹حواسمان به ترشدن های گاه و بیگاهِ چشم هایِ کم سو و دلتنگیِ شان باشد!

🔹حواسمان باشد که آنها خیلی زود پیر میشوند!

🔹حواسمان باشد خیلی زودتر از آنچه فکرش را میکنیم از کنارمان می روند…

🔹حواسمان باشد به دلگیریِ غروبهایِ تنهاییِ شان…

🔹حواسمان باشد که آنها تمامِ عمر حواسشان به ما بوده…
به آرام قد کشیدنمان بوده ، به نیازها ونازهایمان بوده….

🔹آنها یک روز آنقدر پیر میشوند که حتی اسمهایمان را هم فراموش میکنند….

🔹حواسمان به گرانترین و بی همتاترین عشقهایِ زندگیمان…
به “بابا” به “مامان” ها خیلی باشد!


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »
صدای مادر

موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

یک راننده لبنانی تعریف میکرد؛
ایام شهادت امیرالمومنین تو تاکسی مداحی گذاشته بودم و مسافری وهابی رو سوار کرده بودم..


به مقصد که رسید از ناراحتی اش گفت کرایه رو امام علی(ع) حساب میکنه و زد به فرار..
منم بخاطر کهولت سن نتونستم برم دنبالش..
چند لحظه بعد صدای زنگ موبایلی به گوشم خورد دیدم طرف گوشی آیفون اش رو جا گذاشته..
جواب دادم دیدم داره التماس میکنه بیا کرایه ات رو بدم..
منم گفتم امام علی(ع) کرایه رو داد تو برو گوشیتو از معاویه بگیر


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »
روزی يك ساعت با حضرت خلوت كنيد.

آيت اللّہ كشميرۍ(ره):

«روزی يك ساعت با حضرت خلوت كنيد، يك جای خلوت، زیارت سلام علےآل یاسین بخوانید، زیاد بگویید:

“یا صاحِبَ الزّمان اَغِثْنے

یا صاحِبَ الزّمان اَدْرِکنے


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

خصوصیات اخلاقی امام رضا ع

  ـ به نقل از ابراهيم بن العباس ـ  : هرگز نديدم كه امام رضا عليه  السلام  به كسى سخن تندى بگويد ، و يا پيش از آن كه كسى سخنش تمام شود سخن او را قطع كند . اگر مى توانست حاجت كسى را برآورد ، هرگز او را دست خالى برنمى گرداند ؛ هيچ گاه در برابر كسى پاى خود را دراز نمى كرد ، و چنانچه كسى در حضور او نشسته بود ، تكيه نمى كرد . هرگز نديدم كه به يكى از غلامان و خدمتكارانش ناسزا بگويد ؛ هرگز نديدم كه آب دهان بيندازد ، و يا هنگام خنديدن قهقهه سر دهد ، بلكه خنده اش تبسّم بود . هرگاه سفره اش را پهن مى كرد غلامان و خدمتكاران خود و حتى دربان [و ]مِهتر اسبان را با خود سر سفره مى نشاند .

 عيون أخبار الرضا


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

📜روزی جوانی نزد حضرت موسی(ع) آمد و گفت:

💬ای موسی(ع)خدا را از #عبادت من چه سودی می رسد؟ که چنین امر و #اصرار بر عبادت اش دارد؟

✅حضرت موسی علیه السلام گفت:

👈یاد دارم در نوجوانی از 🐑گوسفندان #شعیب_نبی چوپانی می کردم. روزی بز ضعیفی بالای صخره ای رفت که خطرناک بود و ممکن بود در پایین آمدن از آن صخره اتفاقی بر او بیفتد.

📣با هزار مصیبت و سختی به صخره خود را رساندم و بز را در آغوش گرفتم و در #گوشش گفتم:

🐑ای بز ، خدا داند این همه دویدن من دنبال تو وصدا کردنت برای برگشتن به سوی من، به خاطر سکه ای نقره نیست که از فروش تو در جیب من می رود. می دانی موسی از سکه ای نقره که بهای نگهداری و فروش تو است، بی نیاز است.

🏃🏻دویدن من به دنبال تو و 📢صدا کردنت به خاطر ، #خطرگرگی است که تو نمی بینی و نمی شناسی و او #هرلحظه اگر دور از من باشی به دنبال #شکار توست.

🔅ای جوان بدان که #خدا را هم از عبادت من و تو سود و زیانی نمی رسد، بلکه با عبادت می خواهد از او #دور نشویم تا در #دام_شیطان گرفتار آییم.

«وَ مَنْ‌ يَعْشُ‌ عَنْ‌ ذِکْرِ الرَّحْمٰنِ‌ نُقَيِّضْ‌ لَهُ‌ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ‌ قَرِينٌ‌ »

«و هر کس از #یادخدا روی‌گردان شود #شیطان را به سراغ او می فرستیم پس همواره قرین اوست» (زخرف 36)

📚برگرفته از کتاب الانوار النعمانیه


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »
یا امام رئوف علیه السلام

آیت الله بهجت :
گاهی موانع بزرگی ، با یکبار مشهد رفتن از سر راه ما برداشته می شوند.
او حجّت خدا و پناه شیعه است.
آسمان و زمین و آنچه بین آن دو است ، در اختیار امام رضا علیه السلام است.


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

دخترانِ با تقوا تربیت کنید▫️

✸ در لئالی الاخبار روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: « زن هایی که بخواهند از هر درٍ بهشت وارد شوند، شرطش این است که پنج نمازشان را خوب بخوانند، روزه ماه رمضان را بگیرند، اطاعت شوهر کنند، و حق امیرالمومنین علیه السلام را بشناسند‌، ولایت امیرالمومنین علیه السلام را قبول داشته باشند. هر زنی که این چهار خصلت را داشته باشد، از هر دری از درهای بهشت که بخواهد برود، راهش می دهند.

✸ ملا نصرالدین گفت: «هرکس یک دختر داشته باشد ، یک در بهشت به رویش باز است.» یکی از پای منبر گفت : آقا بهشت چند در دارد؟ گفت: هشت تا. آن شخص گفت : من نه تا دختر دارم، آن یکی از کجا باز مےشود؟

✸ حالا من هم گریزی می زنم. حاشیه می زنم و می گویم: هر کس یک دختر باتقوا تربیت کند، یک در بهشت به رویش باز می شود. بعضی از این دخترهایی که من توی کوچه می بینم، هر کدامشان یک در از جهنم به روی پدر و مادرشان باز می کنند.

✸ بعضی دخترها ساعت شش صبح کُت و دامن تنگ پوشیده و سوار ماشین می شوند، راننده هم آنها را به جاده هراز می برد، همانجا هم سرشان را می بُرد. بی،غیرت اند آن پدر و مادرهایی که دخترشان با وضع بد به دانشگاه می روند، پناه می بریم به خدا.

✸ پس ملانصرالدین گفت: یک در بهشت به رویش باز می شود، اما این برای زمانی بود که دخترهای باتقوا و پوشیده و باحجاب و چادر بودند، اما بعضی از این دخترهایی که من مےبینم، هر دختر یک در جهنم به روی پدر باز می شود.


📔 منبع: ڪتاب #بدیع_الحکمة حکمت ۴۱ از مواعظ آیت الله مجتهدے تهرانۍ(ره)


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

 رزق چیست؟

✅رزق کلمه ای است بسیار فراتر از آنچه مردم می دانند.

✨ زمانی که خواب هستی و ناگهان، به تنهایی و بدون زنگ ساعت برای نماز بیدار میشوی رزق است؛ چون بعضی ها بیدار نمی شوند.

✨زمانی که با مشکلی روبرو میشوی، خداوند صبری به تو می دهد که چشمانت را از آن مشکل بپوشانی؛ این صبر، رزق است.

✨زمانی که در خانه لیوانی آب به دست پدرت می دهی؛ این فرصت نیکی کردن، رزق است.

✨گاهی اتفاقی می افتد که در نماز حواست نباشد(مقیم اتصال نباشی) ناگهان به خود می آیی و نمازت را با خشوع میخوانی( متصل میشوی)؛ این تلنگر، رزق است.

✨ یکباره یاد کسی میفتی که مدت هاست از او بی خبری و دلتنگش میشوی و جویای حالش میشوی؛ این رزق است.

رزق واقعی این است
رزق خوبی ها

نه ماشین، نه درآمد …
اینها رزق مال است که خداوند به همه بندگانش می دهد
اما رزق خوبی ها را فقط به دوستدارانش می دهد.


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »
زنان چادری

آیت الله بهاءالدینی فرمودند:

💚 اگر زنان چادری می خواستند نشانشان می دادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند, دانه دانه اش خورشید است. شما خورشید خدا هستید.

💚 و ایشان این روایت را از ثواب الاعمال نقل می کردند عرقی که زن زیر چادر می ریزد سه جا برای او نور می شود:
☀️ در درون قبر
☀️ در برزخ
☀️ در قیامت

🔥و اگر زنان بی حجاب از من می خواستند همین الان نشانشان می دادم که این موی سر که به نامحرم نشان می دهند آتش است. آنها در آرایش زیبایی نیستند، بلکه در آرایش آتش هستند.


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

کسی که در فقر و تهیدستی پرورش یافته ثروت او را گمراه می کند.
⇦منتهی الآمال ج۲ ص۳۸۲


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد.
فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت.
فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود،
پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟

فقیر گفت :

هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!

 


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »
صدای مهمانی

امام علی (ع)فرمودند

هر مومنی صدای مهمانی را بشنود و خوشحال شود، گناهانش آمرزیده می شود اگر چه گناهان او به اندازه زمین تا آسمان باشد.

 


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »
کلام مولا

درکانادا پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احظار کردند.

پیرمردبه اشتباهش اعتراف کرد
ولی کار خودش را اینگونه توجیه کرد:
خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم.

قاضی گفت:
تو خودت می‌دانی که دزد هستی و من ده دلار تو را جریمه می کنم و
میدانم که توانایی پرداخت آنرا نداری، به همین خاطر من جای تو جریمه را پرداخت میکنم.
درآن لحظه همه سکوت کرده بودند و دیدند که قاضی ده دلار از جیب خود درآورد و
درخواست کرد تا به خزانه بابت حکم پیرمرد پرداخت شود.
سپس ایستاد و به حاضرین درجلسه گفت:
همه شمامحکوم هستید و باید هرکدام ده دلار جریمه پرداخت کنید
 چون شما در شهری زندگی میکنید که فقیر مجبور می‌شود تکه ای نان دزدی کند!
درآن جلسه دادگاه ۴٨٠دلار جمع شدوقاضی آن را به پیرمرد بخشید.

 حضرت_علی میفرمایند:
اگر در شهر مسلمانان فقیری دیدی، بدان که ثروتمندان آن شهر حق ان ها  را نمیدهند!


موضوعات: بدون موضوع
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »

1 3 4 5 6

جستجو
تصاویر
ذکر روز
حدیث روز
















دريافت کد
 لوگوي سايت مراجع معظم تقليد
 
دانلود مجلات فناوري اطلاعات